یک شهر به دنبال برآوردن آرزوی کودک‌ سرطانی!!

یک شهر به دنبال برآوردن آرزوی کودک‌ سرطانی!! + عکس

 مؤسسه «برآورده کننده یک آرزو»، صبح روز گذشته شرایطی را فراهم کرد تا پسر بچه مبتلا به سرطان که آرزو داشت بتمن شود را در فضایی بازسازی شده در خیابان‌های سانفرانسیکو به آرزویش برساند.
 «میلز اسکات»، پسر بچه 5 ساله‌ای است که از دو سالگی آرزو داشته که بتمن شود، او اکنون مدتی است که به بیماری سرطان خون مبتلا شده و به گفته پزشکان امید چندانی به زنده ماندنش نیست.

مؤسسه غیردولتی «برآورکننده آرزو» زمانی‌که از آرزوی این پسر بچه مطلع شد، تصمیم گرفت تا او را به آرزویش برساند.
مؤسسه «برآورده کننده آرزو» که یک نهاد غیر دولتی است در 47 کشور جهان شعبه دارد و وظیفه‌ای برآورده کردن آرزوی کودکانی است که زندگی‌اشان با یک بیماری خطرناک تهدید می‌شود.

 صبح روز گذشته در حالی‌که تعداد زیادی از مردم به تماشا ایستاده بودند، قسمتی از یکی از خیابان‌های سانفرانسیسکو توسط پلیس مسدود شده و صحنه‌ سرقت از یکی از بانک‌های مهم این شهر و همچنین آدم ربایی توسط چند سارق مسلح بازسازی شد.

در این میان «بتمن» کوچک 5 ساله، در کنار بتمن بزرگ سوار بر دو اتومبیل مشکی لامبورگینی در حالی‌که توسط نیروهای پلیس اسکورت شده بودند وارد صحنه شدند و طی عملیاتی ابتدا گروگان زنی که به چند کیلو تی‌ان‌تی وصل شده بود را نجات داده و سپس در میان هیاهو و تشویق فراوان تماشاچیان و همچنین تعدادی زیادی از رسانه‌ها و مطبوعات سارقان را دستگیر و تحویل پلیس دادند.

 سپس «میلز» 5 ساله به خاطر انجام چنین عملیات قهرمانه‌ای مفتخر به دریافت کلید شهر از دستان «اد لی»، شهردار سانفرانسیسکو، شد.
این عملیات بازسازی شده، توسط چند شبکه تلویزیونی آمریکا به طور زنده پوشش داده شد.

مؤسسه «برآورده کردن یک آرزو»،  اولین بار در سال 1980 با برآورده کردن آرزوی یک پسربچه 7 ساله مبتلا به بیماری سرطان تأسیس شد، این پسر بچه آرزو داشت که روزی بتواند پلیس شود، اگرچه او تنها کمی بعد تسلیم مرگ شد ولی این مسئله زمانی‌اتفاق او توانست به بزرگترین آرزوی زندگی‌اش برسد.
عکس های گتی ایمیج در این باره را در زیر می بینید.







 





 

از چهره زیبایم استفاده نکردم!

«نیكی كریمی» مسیر هنری خود را با بازی در فیلم «وسوسه» به كارگردانی جمشید حیدری آغاز كرد اما بازی او در فیلم «عروس» به كارگردانی بهروز افخمی نگاه ها را معطوف خود ساخت. بعد از این فیلم می توانست مسیر سینمای تجاری را دنبال كند كه نكرد و ...
اعتماد: «نیكی كریمی» مسیر هنری خود را با بازی در فیلم «وسوسه» به كارگردانی جمشید حیدری آغاز كرد اما بازی او در فیلم «عروس» به كارگردانی بهروز افخمی نگاه ها را معطوف خود ساخت. بعد از این فیلم می توانست مسیر سینمای تجاری را دنبال كند كه نكرد. با بازی در فیلم های رد پای گرگ ( ۱۳۷۰) به كارگردانی مسعود كیمیایی و سارا (۱۳۷۱) و پری (۱۳۷۳) به كارگردانی داریوش مهرجویی مشخص كرد كه برای ادامه فعالیتش در سینما چه راهی را انتخاب كرده است. امروز كه به فهرست فیلم هایی كه نیكی كریمی بازی كرده نگاه می كنیم با فیلم های خوب و گاهی هم غیر قابل قبول مواجه‌ایم. او چند سالی است كه به فیلمسازی روی آورده است و همچنان تلاش می كند در كارهایش حرفی برای گفتن داشته باشد.

نیكی كریمی: از چهره زیبایم استفاده نكردم!

به گزارش اعتماد، گفت و گویی با نیكی كریمی كه گویا هدفش مروری است بر كارنامه هنری نیكی كریمی؛ بازیگر شناخته شده سینمای ایران. این گفت و گو در ادامه تقدیم می شود.

*جدیدترین فیلمی كه از شما در سی و یكمین جشنواره فیلم فجر دیدم، «بشارت به شهروند هزاره سوم» به كارگردانی «محمد هادی كریمی» بود. بازی شما یكی از بازی های قابل توجه این فیلم بود. نظرتان درباره این فیلم چیست؟

خیلی ممنونم از توجه شما. اتفاقا پیش از مصاحبه جایی بودم كه درباره این فیلم صحبت شد. داشتم این را می گفتم كه آن قدر من نقش این فیلمنامه را دوست داشتم كه به خاطر رفتن سر صحنه دو، سه روزی كه فیلمبرداری داشتیم تا صبح نخوابیدم. چون دلم می خواست خستگی و استرس كه این مدیر مدرسه داشت را بتوانم منتقل كنم، به طوری كه تبخال زدم. این نقش را در حالی بازی كردم كه سال گذشته فیلمنامه های زیادی را رد كرده بودم.

*چه فیلمنامه هایی؟

درست نیست اسم بیاورم. به نظرم یك بازیگر وقتی سر صحنه ای می رود؛ باید دلیلی داشته باشد. برای من فقط اینكه بروم تا پولی در بیاورم كفایت نمی كرد. این شد كه امسال متاسفانه یك جورهایی كم كار شدم تا اینكه نقش مدیر مدرسه فیلم «بشارت به شهروند هزاره سوم» به من پیشنهاد شد و دوباره فهمیدم كه آدم یك نقشی را كه دوست دارد وقتی بازی می كند چقدر لذت بخش است.

*شما با بازی در فیلم «عروس» به شهرت رسیدید. در آن زمان خود فیلم نقطه عطفی در سینمای ما محسوب می شد. تا آن موقع چهره بازیگر مطرح نبود و اصلا سیاستگذاری ها به این مساله اجازه بروز هم نمی داد ولی از نقطه نظر بازیگری در فیلم «عروس» به این مساله توجه شد. با این فیلم مسیری را دنبال كردید تا فقط در حد یك چهره باقی نمانید. خب آن موقع در آن سن و سال كم و تجربه ناچیز در سینما چه تصوری از ادامه حضورتان در سینما داشتید؟

همان طور كه می دانید بعد از فیلم «عروس» خیلی از فیلمنامه ها را رد كردم. یك چیزی در ذهنم داشتم و این بود كه فقط می خواهم با بزرگان سینما كار كنم. شاید برای كسی كه تازه وارد سینما شده این یك مقدار جاه طلبانه به نظر می رسید ولی به هر حال این نگاه من بود. با این حال از اسامی فیلم هایی كه آن موقع به من پیشنهاد شد، نمی خواهم سخن بگویم چون الان كه فكر می كنم، می بینم ناپختگی هم كردم خیلی از آنها را بازی نكردم!

*چرا؟!

چون اصلا فیلم های بدی نبودند، ولی به هر حال تصمیم ام این بود. خیلی مصر بودم كه این كار را ادامه دهم. بعد از «عروس» فقط فیلم آقای كیمیایی را بازی كردم. همان موقع آقای مهرجویی نقش دوم فیلم «بانو» را به من پیشنهاد كرد كه رد كردم و به ایشان گفتم اگر نقش اول داشتید به من زنگ بزنید.

*چه جسارتی داشتید در آن سن و سال؟

(می خندد) ولی بعدا در فیلم «سارا» و «پری» بازی كردم. البته یك جورایی در این فكر بودم آن چهره ای كه همه از من در نظر دارند از بین ببرم. حتی خیلی از گریمورها متوجه این قضیه شده بودند كه سعی می كردند قیافه ام را آرایش نكنند. حتی در فیلم «بوی پیراهن یوسف» و «برج مینو» یا فیلم «روانی» كه خودم آن را خیلی دوست دارم یا «نسل سوخته» رسول ملا قلی پور كه فكر می كنم این فیلم از زمانه خودش جلو است، همین گونه شد. به هر حال چنین ایده ای داشتم و چیزهای دیگر برایم مهم تر بود. واقعا به پول درآوردن صرف هم فكر نمی كردم و به اینكه الان دیگر بازیگر شدم و ۲۰ سالم هست و می توانم خیلی فیلم كار كنم. اگر می خواستم این گونه نگاه كنم، در همان دو، سه سال اول حسابی پول در می آوردم ولی ذهنیتم این نبود. من از طریق ادبیات و خواندن كتاب به سینما علاقه مند شدم. بیشتر دلم می خواست بخوانم و آدم ها را عمیق تر بشناسم. دیگر صرفا به این فكر نمی كردم كه الان قرار است چه اتفاق خاصی بیفتد یا مثلا می خواهم ستاره بشوم.

نیكی كریمی: از چهره زیبایم استفاده نكردم!

*البته یادم می آید در آن موقع فرصت هم در اختیارتان بود كه چنین هدفی را دنبال كنید ولی نكردید. چرا؟

كاملا و حتی این را هم اضافه كنم كه من به عنوان یك دختر كم سن و سال در آن زمان می توانستم راه های دیگری را انتخاب كنم كما اینكه این موضوع را برای نخستین بار می گویم در این ۲۰ سال گذشته نیامدم كسی یا چیزی را دستاویز خودم قرار دهم كه در هر فیلمی كار كنم. حالا از این موضوع خوشحالم چون با اعتماد به نفس می توانم بگویم روی پای خودم ایستادم.

*در یك مقطعی احساس كردید كه سینما دچار ركود شده و رفتید سراغ ترجمه كتاب، كارتان را گسترش دادید یا مثلا حضور بین المللی پیدا كردید به عنوان داور. فیلم ساختید. حتی در این مسیر یادم هست كه در یك دوره ای هم موانعی هنگام كار كردن برایتان پیش آمد...

خب یك بخش آن به دلیل اعتقاداتی است كه من دارم...

*چطور؟

خب، من به قدرتی اعتقاد دارم كه همه جا به آدم كمك می كند.

*در زمان نمایش فیلم «دو زن» در جشنواره فیلم فجر به شما جایزه ندادند، با وجود استقبالی كه از بازی شما شد. واكنش تان چه بود؟

بله. آن زمان به من می گفتند حق تان را خوردند. پاسخ دادم اولا شما بازی كاندیداهای این بخش را ندیدید شاید بهتر از من بازی كرده. دوما اینكه به نظرم در جهان هستی حق خوردنی نیست. بالاخره انرژی آن یك جایی به شما باز می گردد. من همیشه به این موضوع اعتقاد داشته ام، بنابراین در آن زمان به یكسری مسایل فكر می كردم. فكر می كردم كه الان آنها دارند من را اذیت می كنند ولی خب قطعا یك فیلم خوب به من پیشنهاد خواهد شد یا اگر لیاقتش را داشته باشم در این سینما راه خوبی پیش رویم گذاشته می شود.

*بعد از جایزه نگرفتن برای فیلم «دو زن» در جشنواره فیلم فجر چه خبر خوبی به شما رسید؟

نخستین خبر خوشی كه شنیدم جایزه ای بود كه برای فیلم «دو زن» از جشنواره ایتالیا گرفتم.

*پیش از آن هم جایزه جشنواره سه قاره رنانت را گرفته بودید؟

بله. این جایزه را برای فیلم «سارا» گرفته بودم.

*البته خیلی درباره اش صحبت نمی كردید. چرا؟

من زیاد صحبت نمی كردم. آن زمان خیلی ها از جمله آقای كیارستمی صحبت می كردند و می گفتند كه ما دوست داریم فیلم هایمان در ایران دیده شود و به نمایش درآید. این یك واقعیت است. به این دلیل كه تو می توانی فیلمت را در خارج از كشور به نمایش بگذاری و آنها از فیلمت تجلیل كنند و به آن جایزه دهند اما دوست داری اول در كشور خودت، مردم فیلمت را تحسین كنند. به هر جهت این نوع واكنش ها و وقوع چنین اتفاقاتی من را محكم تر كرد.

نیكی كریمی: از چهره زیبایم استفاده نكردم!

*این مساله را به فرصت تبدیل كردید؟

كاملا و حتی برای من لذت بخش بود و دیدم این قضیه به یك عادت تبدیل شده. خب من فیلم بازی می كنم. كاندیدا می شوم یا نمی شوم ولی مثلا می دیدم كسی ناگهانی می آید و در فیلمی بازی می كند و بعد به این نابازیگر جایزه می دهند! به فكر فرو می رفتم كه قضیه چیست و سوالات دیگر برایم پیش می آمد. همه این مسایل و پرسش ها باعث شد كه در آن زمان خودم را باور داشته باشم.

*ولی نگاه منتقدان چیزی دیگر بود. چقدر این مساله روی شما تاثیر گذاشت؟

بله. من نمی توانم این مساله را نادیده بگیرم كه در آن زمان مجله فیلم، دنیای تصویر یا مجله هفتگی سینما به گونه ای دیگر عمل كردند. برخی از منتقدان نگاه مثبتی داشتند یا این مجلات تخصصی سینمایی جشن برگزار می كردند و به كارم جایزه دادند و متوجه می شدم اگر كارم در فجر دیده نشد ولی این جاها دیده می شود. با این حال در مسیر هر كاری موانعی وجود دارد و این طور نیست كه بگویم وارد كاری می شوم و همه چیز به سودم است و كارها با خوشی و راحتی جلو می رود. اصلا این طوری نیست. منتها مهم طرز برخورد آدم ها با موانع است.

*به هر حال دیر به شما جایزه دادند و حتی برخی كه بعد از شما وارد سینما شده بودند زودتر از شما جایزه بهترین بازیگر زن را گرفتند اما بالاخره برای فیلم «دیوانه از قفس پرید» جایزه گرفتید. آن موقع چه واكنشی داشتید؟

به هر حال كارم دیده شد.

*با این حال به نظر می رسد شهرت گاهی اوقات آدم را در شرایطی غیر قابل پیش بینی هم قرار می دهد. شما هم در این شرایط قرار گرفته اید؟

هیچ وقت. واقعا به شما می گویم آن زمان كه فیلم نداشتم خوشحال بودم!

*چرا؟

به این دلیل كه فكر می كردم هر چقدر كمتر دیده شوی و برای هر فیلمی كه قابلیت ندارد كار نكنی، آن وقت قطعا مردم بیشتر دوست دارند كه فیلم تو را ببینند.

*از چه نظر نگاه مردم برای شما مهم است؟

به طور كلی مگر می شود نگاه مردم برای من مهم نباشد و از این نظر خدا را شكر می كنم. چون این من نبودم كه مسیر كاری ام را شكل دادم. اگر مسیر خوبی بوده، اول خدا كمك كرده و بعد مردم. یعنی مردمی كه من را باور كردند و كماكان در ذهن هایشان از من حمایت می كنند. حتی می دانم منتقدان من را نبخشیدند به دلیل سه، چهار فیلمی كه در سینمای بدنه كار كردم ولی از همان سینما فیلم «زن ها فرشته اند» را دوست داشتند. چون جزو فیلم های مبتذل نبود به همین دلیل خودم هم نمی توانم دفاع كنم.

نیكی كریمی: از چهره زیبایم استفاده نكردم!

*در جایی گفته بودید كه من هم باید خرج زندگی ام را دربیاروم و به این دلیل در این فیلم ها بازی كردم. خب چطوری این گونه می شود، ضمن اینكه اعتقاد دارید هیچ وقت به خاطر پول بازی نكردید؟ یا چه شرایطی پیش آمد كه در فیلم «شام عروسی» ابراهیم وحیدزاده بازی كردید؟

آن سالی بود كه من فیلم ساخته بودم و فیلم های زیادی مثل «میم مثل مادر» را رد كرده بودم.

*یعنی قرار بود نقش فراهانی را بازی كنید؟

بله. می توانید از حسام نورانی، دستیار مرحوم ملاقلی پور بپرسید یا بازی در فیلم «صد سال به این سال ها» سامان مقدم را قبول نكردم. در زمان فیلمبرداری، میكس و تدوین فیلم ام، نمی توانستم فیلم را قبول كنم. به همین دلیل مجبور شدم بعد از آن زمان هر فیلمی كه به من پیشنهاد می شد قبول كنم. چون به مدت یك سال هیچ كاری نكرده بودم و خودم هم هر بخشی از سرمایه فیلم ام را گذاشته بودم. هر چند درست نیست جزییات را بیان كنم. حالا در آن زمان یك كمدی كه چندان بد هم نبود به من پیشنهاد شد، چون آقای وحید زاده، فیلمسازی است كه سال ها در زمینه كمدی كار كرده و موهایش را در این مسیر سپید كرده است. بعد هم اصولا من آدمی هستم كه همان قدر سخت می گیرم و مثلا می گویم این است راهم، یك زمان هایی هم واقعا بی خیال همه چیز می شوم. به این دلیل كه جهان این طوری ساخته نشده كه زیادی هم خودت را جدی بگیری. این را همیشه به خودم می گویم كه اگر زیادی هم جدی بگیری جهان راه خودش را می رود. فكر كنم بیشتر بازیگران حال حاضر هم این كار را كرده اند.

*چرا فیلم ساختید؟ چون در سینما در فیلم های كارگردانان شناخته شده بازی كردید. چه خلاءیی دیدید كه كار بازیگری شما را اقناع نكرد و به سمت فیلمسازی رفتید؟

اگر بخواهم بگویم بازیگری به خودی خود برایم كافی نبود، شاید كلیشه ای به نظر برسد ولی واقعیتش این است كه به هر فیلمسازی در آن تالیف دارد. در حالی كه در بازیگری وقتی فیلمنامه، فیلمبرداری و كارگردانی خوب باشد، تو می توانی آن لحظه را حس كنی كه همه چیز درست است. در غیر این صورت همیشه یك چیزهایی است كه مطابق میل پیش نمی رود. به هر حال فیلم مستند ساختم. می دانید كه آن زمان با آقای كیارستمی كار می كردم. عكاسی می كردم و همین طور ترجمه. به هر حال سر و كارم با چیزهایی غیر از بازیگری بود البته از بازیگری منفك نشدم و همان زمان فیلم «دیوانه از قفس پرید» را كار كردم. با ابزار سینما آشنا شده بودم و در نهایت دلم می خواست فیلم خودم را بسازم.

*خب، چرا موضوعات مربوط به زنان را در فیلم هایتان مورد توجه قرار دادید؟ مثلا مستند «داشتن و نداشتن» مربوط به مساله نازایی بود.

واقعا نمی دانم چه می شود كه فیلمسازان زن در مورد موضوعات زنان فیلم می سازند ولی مسایل زنان همیشه دغدغه كسانی بوده كه می نویسند یا با ادبیات سر و كار دارند و به خصوص برای ما كه مسایل جامعه همیشه برایمان مهم بوده. یك موسسه نازایی نزدیك خانه من بود. می دیدم كه هر روز زوج های جوان به اینجا مراجعه می كنند و عمل هایی كه خانم ها انجام می دادند چندان ساده نبود تا اینكه یك روز درباره این موضوع با یكی از آنها صحبت كردم و برایم تشریح كرد كه دو، سه سال است كه به اینجا می آید و چندبار مورد عمل جراحی قرار گرفته است. همان زمان در این باره فكر كردم كه می خواهم بچه دار شوم یا نه. به این نتیجه رسیدم چقدر این موضوع اهمیت دارد برای كسی كه هیچ چیز دیگری در زندگی برای جایگزین ندارد. امثال من و شما كارمان به ما كمك می كند كه دغدغه داشته باشیم ولی تنها دلخوشی آنها فقط بچه هست البته در جای خودش خیلی هم قشنگ است. خلاصه این مساله تلنگری به من زد و خواستم در این باره فیلمی بسازم. چون سعی می كنم اتفاقاتی كه در جامعه پیرامون زنان مطرح می شود را پیگیری كنم.

نیكی كریمی: از چهره زیبایم استفاده نكردم!

*در فیلم بعدی، سینمای داستانی حرفه ای را دنبال كردید. مساله دیگر جدی تر شد. ضمن اینكه به دلیل شهرت در سینما می توانستید در فیلمسازی از لابی ها و روابط تان استفاده كنید. آیا چنین كردید؟

خب، مطمئن بودم كه می خواهم فیلم سینمایی بسازم ولی من واقعا نتوانستم از هیچ لابی استفاده كنم. آن زمان فیلم اولم «یك شب» را بدون مجوز ساختم. فیلم را شب ها با مجوز فیلم دیگری در تهران فیلمبرداری می كردیم ولی دست آخر هم اكران نشد.

*اما فیلم «یك شب» پخش كننده خارجی داشت.

وقتی میكس فیلم «یك شب» تمام شد، فیلم را برای دو، سه شركت خارجی فرستادم كه در نهایتMK۲به من جواب داد كه پخش فیلم را قبول می كنیم البته یكی از دلایلش این بود كه فیلم برای جشنواره كن پذیرفته شده بود.

*هر چند در سطح عمومی این فیلم اكران نشد ولی ظاهرا فیلم اكران فرهنگی در تهران كه داشت؟

بله. جاهایی مثل سینما تك موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش درآمد. از ساخت این فیلم خوشحالم. برای اینكه با حسین جعفریان كار كردم یا سعید ابراهیمی فر و افراد دیگر. با این حال یك فیلم شخصی بود. یعنی در فیلمسازی هدفم این است كه فیلم سفارشی نسازم.

*پس خیلی در چارچوب سینمای حرفه ای به فیلمسازی نگاه نمی كنید؟

درست می گویید. به هر حال ادعا ندارم كه فیلمساز و داعیه این را هم ندارم. من تجربه می كنم و افتخار می كنم كه حسی و با قلبم فیلم می سازم. معتقدم به جای اینكه با منطق مان و دو دو تا چهار تا فیلمی بسازیم، بهتر است فیلم مان برآیند اندیشه ها و اعتقادات مان باشد. شاید علتش این بوده كه من در سینما بودم و با انواع مختلف فیلم ها برخورد كردم. از آنچه همیشه در سینما لذت می بردم سینمایی بوده كه كارگردان آنچه را كه دوست داشته می سازد و نه اینكه مجبورش كنند بسازد. ما متعلق به دورانی هستیم كه كارگردانان فكر می كردند.

*بعد از اكران نشدن فیلم «یك شب» با وجود مشكلات، با چه انگیزه ای فیلم بعدی تان را ساختید؟

اصلا مشكلات من را زده نكرد. چون همان موقع فیلم ام در جشنواره كن اكران شد و به جشنواره های دیگری راه یافت و در سفرهایی كه رفتم از خیلی ها انرژی گرفتم. البته در ایران هم با همان اكران فرهنگی می دیدم كه از طرف مردم هم مخاطبان خودش را پیدا كرده و باعث شد كه سال بعد فیلم دوم ام را بسازم.

*منظورتان فیلم «چند روز بعد» است؟

بله آن فیلم از نظر خودم شاعرانه است. درباره زنی گرافیست است كه با مردی دوست می شود كه زنش از كانادا به ایران بر می گردد. هر چند كه مرد را در یك پلان بیشتر نمی بینیم ولی ولی زن تمام مدت انتظار می كشد و دایما فكر می كند كه چه كار كنم. كلا اتفاقات زیادی در فیلم نمی افتد.

*باز هم اكران نشد؟

اكران نشد. علتش هم این بود كه تهیه كننده به صورت دی وی دی فیلم را فروخت. آن زمان دی وی دی، خوب فروخته می شد.

نیكی كریمی: از چهره زیبایم استفاده نكردم!

*دغدغه اكران عمومی اش را نداشتید؟

چرا داشتم ولی دیگر نمی توانستم كاری كنم، چون تهیه كننده كسی دیگر بود.

*رسیدید به فیلم «سوت پایان» كه دغدغه ای اجتماعی هم پیدا كردید و به موضوع قصاص پرداختید و در جشنواره فیلم فجر امسال هم كه دیدید تعدادی از فیلم ها به این موضوع پرداختند. به هر شكل در برابر برخی از انتقادات فیلم واكنش تندی هم از خود نشان دادید. چرا؟

وقتی كه خودت تهیه كننده فیلم هستی دیگر قضیه متفاوت می شود. یعنی هم خودت یك فیلم شخصی ساختی و هم فیلمت متعلق به سینمای خصوصی است. هیچ كمكی نگرفتی، تهیه كننده فیلم هستی وبعد هم به عنوان یك زن همه این كارها را انجام دادی. نمی دانم به این موضوع اعتقاد داری یا نه كه توی هر شغلی كه هستی وقتی زن باشی ماجرا متفاوت می شود. بعد با همه سختی یك فیلم می سازی. در نهایت هم با كیفیت پایین در سالن سینمای برج میلاد در جشنواره فیلم به نمایش در می آید. حالا این پرسش پیش می آید من تا آنجا كه توانستم كارم را انجام دادم حالا مساله شما از انتقاد كردن چیست. دلیل هم ندارد آدم همیشه منطقی باشد. یك زمانی هم لازم است كه از فیلمت دفاع كنی.

*به اشكالاتی كه درباره فیلم تان وارد كردند، چقدر معتقدید؟

مثلا چه اشكالاتی؟

*مثلا نماهای كلوز آپ فیلم زیاد است یا واقعیت اجتماعی یا روابط زن و شوهر در نیامده. نظرتان چیست؟ خودتان اعتقاد دارید كه فیلم اشكالاتی دارد؟

من به جای اینكه بگویم فیلم اشكالاتی دارد، جور دیگری نگاه می كنم مثلا پیش از مصاحبه در مورد داوری فیلم ها با كسی صحبت می كردم و از آنجایی كه ۱۵ بار داوری بین المللی داشتم، گفتم بهترین نوع داوری این است كه داوران نظرات شان درباره بخش های مختلف فیلم ها را روی كاغذ بنویسید و بعد براساس شمارش آرا نتایج معلوم شود. چون هر داوری نظری دارد و متقاعد كردن دیگری را به جایی نمی برد و نمی توان به آدم ها گفت چه فیلمی را دوست داشته باشید به این كه سینما اساسا سلیقه ای است.

*یعنی اعتقادی به قواعد سینما ندارید؟

منظورم این است كه الان یك فیلم از ژان لوك گدار نشان دهیم، شما نتوانید پنج دقیقه آن را تحمل كنید ولی من تا آخر با لذت فیلم را دنبال می كنم. و در نهایت دلیل براین نیست كه فیلم بدی است. خب در مورد فیلم خودم هم این طوری بود. می دانید كه من خودم برای فیلم «سوت پایان» در سالن سینما یك ماه بلیت فروختم و به افراد زیادی برخوردم كه فیلم را دوست داشتند. از نزدیك و مستقیما با مردم در تماس بودم.

*منظورم چیز دیگر بود. این درست است كه هر كسی فیلم دلخواه خودش را انتخاب كند و دوست داشته باشد ولی هنر هم مثل هر چیزی یك معیاری دارد. منظورم دانش سینماست. خب در داوری ها این دانش با معیار كجا باید لحاظ شود؟

به نظرم قاعده ای وجود ندارد. همان طوركه ممكن است شما فیلم اسپیلبرگ را ببینید و بگویید خب شما همه تكنیك را به كار بردید ولی آیا سینما این است؟! بعد از طرف دیگر شكل مینی مال سینما فیلم «ده» عباس كیارستمی است. آن وقت ممكن است بگوییم این اصلا سینما نیست! به هر حال متر و معیاری وجود ندارد. قاعده آن است كه به قلب خودت رجوع می كنی و با فیلمی ارتباط برقرار می كنی.

*این سال ها از جانب عده ای بحث بی اخلاقی در سینما مطرح شده و گاهی اوقات سینمای ایران را به بی اخلاقی متهم كرده اند و بیشتر هم نوك پیكان به سمت بازیگران نشانه گرفته شد. شما كه سال ها در این سینما كار می كنید چه واكنشی از خود نشان می دهید؟

به نظرم اشتباه است كه این گونه فكر كنیم تنها جایی كه می تواند اخلاق یا بی اخلاقی وجود داشته باشد سینماست. چون هر جا كه كار گروهی انجام می شود مثل دانشگاه، بیمارستان یا اصلا كه پایت را از خانه بیرون می گذاری می تواند این اتفاق بیفتد. حالا چرا سینما را اینها نشانه گرفتند. من فكر می كنم جاهایی كه برد زیاد دارد مثل سینما یا ورزش، دستاویز عده ای شده كه می خواهند اهداف شخصی خود را دنبال كنند و از این لحاظ هدف گیری می كنند تا بتوانند تشنج ایجاد كنند و به مردم بگویند اعتقادی به كسی نداشته باشند. چون یاد نگرفتیم آدم ها را دوست داشته باشیم. به جای اینكه آدم ها را تحسین كنیم، تخریب می كنیم. حالا برای تخریب كردن، سراغ آدم های ناشناس نمی رویم. سراغ نفراتی می رویم كه همه مردم می شناسند.

*فوتبال چقدر برایتان جدی است؟

ما اخیرا یك دی وی دی با عنوان «روزی روزگار فوتبال» درباره فوتبال پخش كردیم. در حقیقت اوایل سال با دستیارانم صحبت كردم و به این نتیجه رسیدیم درباره چیزی كار كنیم كه به آن علاقه داریم. من خودم به اتفاق تعدادی از دوستانم بازی های فوتبال را می بینم علاقه ام هم به فوتبال از كودكی بوده. البته ورزش من تنیس است ولی فوتبال همیشه برای من مثل زندگی بوده یعنی ۹۰ دقیقه بازی برد و باخت، فراز و فرود، خوشحالی و ناراحتی. اصلا اگر به بازی های لیگ نگاه كنید، می بینید كه خیلی شبیه ماجراهای زندگی است.

نیكی كریمی: از چهره زیبایم استفاده نكردم!

*فكر كنم از معدود زنانی هستید كه به تمرینات تیم فوتبال رفتید؟

من رفته بودم برای فیلمبرداری به باشگاه ملوان انزلی و تمرین آنها در زمین ارتش (نیروی دریایی) انجام می شد موقعی كه آنجا رفتم من و همكارانم ۱۰ دقیقه پشت در منتظر ماندیم. وقتی وارد زمین تمرین ورزش شدم گفتند شما اولین زنی هستید كه پایت را اینجا گذاشتی. من هم به شوخی گفتم كه از این نظر اسم ام را در جایی ثبت كنید!

*برنامه تان برای سال جدید چیست؟

برنامه زیاد دارم. دارم یك تئاتر را تمرین می كنم.

*كار چه كسی؟

اجازه ندارم نام ببرم. زمان اجرایش اواخر فروردین و اول اردیبهشت ۱۳۹۲ است و همین طور یك نمایشگاه عكس كه در اردیبهشت ماه سال جدید خواهم داشت.

*از اینكه خیلی از بازیگران سینما در تئاتر بازی می كنند و واكنش هایی هم برانگیخته شد كه حتما در جریان هستید. نظرتان در این مورد چیست؟

این جور چیزها را كه می شنوم خیلی متاسف می شوم. یعنی فكر می كنم به ما می گویند جهان سومی. دیگر خودمان دو دستی نگوییم ما جهان سومی هستیم، دست كم بهتر است در ایده آل ذهن خودمان جهان اولی باشیم. خب دیده ام بسیاری از بازیگران سینما كه اصلا تئاتری نبودند از جانی دپ، اسكارلت یوهانس، جود لاو و ... هر چند وقت یك بار تئاتر هم بازی می كنند و اصلا این مساله خیلی معمول است. چون به هر حال هنرهای نمایشی است و بازیگر هم كارش بازیگری است و فقط باید تفاوت این دو مدیوم را بداند. حالا چه بهتر است كه با وجود بازیگران سینما، تئاتر رونق پیدا كند.

*درباره نوروز چگونه فكر می كنید؟

با آمدن سال جدید كه زیباترین آن در ایران اتفاق می افتد كه همزمان با بهار طبیعت است، همیشه امید، شور و هیجان می آید. به همین دلیل به من امید می دهد كه دوباره اتفاقات خوب می افتد، نوروز، یعنی امیدواری.

نخستین دختر ایرانی رکورددار شنا


  نخستین دختر رکورددار شنا در آب‌های آزاد ایران که خردادماه رکورد شنای کرال سینه را در دریای خزر شکست، برای ثبت این رخداد مهم با مشکلی باورنکردنی مواجه شده است.

به گزارش ایسنا، عصرایران ادامه داد: الهام‌السادات اصغری با اشاره به اینکه تاکنون مراحل اداری ثبت رکورد شنای 18 کیلومتری او نتیجه‌ای در پی نداشته، می‌گوید: «با اینکه هنگام شنا از پوشش کامل اسلامی استفاده کردم و ناظران قانونی هم تمام مدت در پلاژ حضور داشتند اما پس از آن مسئولان وزارت ورزش به من گفتند که باید ثبت این رکورد را فراموش کنم.»

این ورزشکار رکوردشکن که واکنش مسئولان ورزش کشور را تنها یک اعمال نظر شخصی می‌داند، تصریح کرد: «استدلال آنها این است که چون پیش‌تر چیزی به اسم «لباس شنای آزاد بانوان» در وزارت ورزش تصویب نشده، لباس من هنگام شنا در دریا هر قدر هم اسلامی بوده باشد اما از نظر آنها مورد قبول نیست و ثبت این رکورد، از لحاظ شرعی مشکل دارد!»

الهام اصغری با بیان اینکه لباس ابداعی او کاملا پوشیده است و ناظران نیز آن را تایید کرده بودند، گفت: «پوشش من به اندازه یک لباس فضانوردی آزاردهنده و سنگین بود اما چاره دیگری نداشتم. اکنون اگر لباسی از این جنس و با همین حجم را به تن آقای حسین رضازاده کنید و از او بخواهید تا وزنه بزند، همان لحظه دوباره از این رشته خداحافظی می‌کند.»

شناگر رکوردشکن 32 ساله با تاکید بر اینکه شنای مسیر 18 کیلومتری کار ساده‌ای نبوده که اکنون بتواند از کنار آن بگذرد، تصریح می‌کند: «من وقتی ساعت‌ها در دریا شنا می‌کنم و تسلیم امواج نمی‌شوم، برایم قابل پذیرش نیست که حالا در مقابل تصمیمات و نظرات شخصی برخی مسئولان سر فرود بیاورم. به همین دلیل همچنان در حال پیگیری حق قانونی خودم هستم چون رکورد من قانونی بوده و باید ثبت شود.»

بیایید خود را محاسبه کنیم:


 بيايد خود را محاسبه كنيم :

بيايد به اين توجه نكنيم پوستمان از چه رنگى هست

بلکه از خود بپرسیم که چگونه انسانی هستيم؟

 

بيايد تعداد لباسهايمان در كمد را نشماريم

بلکه از خود بپرسیم تا حالا به چند نفر لباس پوشانديم؟

 

بيايد به اين فكر نباشيم كه زیربنای خانه مان چندمتر است

بلکه از خود بپرسیم تا حالا به چند نفر در خانه مان خوش آمد گفتيم؟

 

بيايد به فكر منطقه ای كه در آن زندگی می‌كنيم نباشيم

بلکه از خود بپرسیم چگونه با همسایگانمان رفتار مى كنيم؟

 

بيايد تعداد دوستانمان را نشماريم

بلکه از خود بپرسیم تا حالا برای چند نفر دوست و رفیق خوبى بوديم؟

 

بيايد میزان درآمد خود رو نسنجيم

بلکه از خود بپرسیم آیا فقیری را دستگیری نموديم؟

 

بيايد به عنوان و مقام شغلی خود توجه نكنيم

بلکه از خود بپرسیم آیا سزاوار آن هستيم وآن را به بهترین نحو انجام ميديم؟

 

بيايد به نوع اتومبیلی كه سوار مى شيم اهميت نديم

بلکه از خود بپرسیم که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رسانديم؟

 

با اين حال بيايد از خود بپرسيم آیا با خواندن اين پست برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کنيم؟

 

باشد كه هميشه به فكر همنوعان خود باشيم و رضاى الله را در نظر بگيريم

(به كسى كه در زمين است رحم كن تا كسى كه در آسمانهاست به تو رحم كند)

خاک تو سرمان با این وضعیتی که داریم بعدشم میگیم خیلی با فرهنگیم


خاک تو سرمان با این وضعیتی که داریم بعدشم میگیم خیلی با فرهنگیم ....
بعدشم دعا می کنیم بلا سرمون نیاد 
واقعا ما کجاییم....


نه عزیزم پرچم بالا نیست . تو که این همه دیش رو پشت بومت داری و فرهنگ ترکیه و اروپا شده تز روشن فکریت بعد میای تو خیابون میگی آب دهن رو زمین نندازین شهر ما خونه ما ، هم تو بی عرضه ترین و ساده ترین و بی خیال ترین مردمی هستی که اینقدری برای آکادمی گوگوش وقت گذاشتی برا آینده کشورت وقت نزاشتی ....

تو همونی هستی که حاضری برای یک پست که توش نوشته هرکی چند دقیقه میره حموم هزار تا لایک بفرستی به درگاه ایزد منان و بعد تا یک دختری میاد می نویسه من بیست دقیقه طول می کشه حموم رفتنم سریع بری بهش پیام بدی : سلام خانمی ، چه تفاهمی منم همینقدر میرم حموم . بیا با هم بریم حموم تایم بگیریم ... !!!!

همین چیزا براتون مهم تره . فیسبوک براتون از نون شب واجب تره . شبکه جم از وقت خواب بچه ات واجب تره . شبکه ریور از بدبختی های شوهرت برات مهم تره . دید زدن صفحه های لختی برات از نیاز شب زنت مهم تره . تو همونی هستی که آخر شب بخاطر کاری که ابراهیم پاشا با سرورش کرد اینقدر اعصابت خورد میشه که به بچه ات پرخاش می کنی و روز بعد میری تو خیابون همچی راه میری که اگه ببرنت ترکیه حاضری تو میز گرد تمام سریال هاش به عنوان یک کارشناس شرکت کنی ، تو کارشناسی ، تو لیسانسی ، تو نگاهت اونقدر نفوذ داره و گیراست که اصلا یه وضعی ...
افتخار می کنی دختر مردمو ببری خونه باهاش سکس کنی 
افتخار می کنی توی یه جمع مشروب بخوری
افتخار می کنی ناموستو لخت جلوی چشمان آدم ها پست فطرت قرار بدی و بیگی اینا فقط دوست اجتماعی ان خاک تو سرت با این دوستای اجتماعی 
کجایی این دنیا قرار گرفتی 
وقتی دین نباشه 
غیرت میره
شرف میره 
عزت میره 
ناموس میره
انسانیت میره
وجدان میره 
و در نهایت زندگی ات میشه یک زندگی حیوانی البته بلانسبت حیوان 

حالا این وسط یکی بیاد از انسانیت و اسلام و خدا و صداقت و پیشرفت و .... حرفه بزنه بهش میگی پشت کوهی 
می گی بی فرهنگ
میگی بدبخت 
میگی تروریست
میگی حیوان 

آیا میدانید؟


ایا می دانید...مطالب جالبی در مورد تاریخ ایران زمین

آیا میداند : اولین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کرد ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند.


آیا میدانید : اولین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند در شهر سیلک در اطراف کاشان.
آیا میدانید : اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که کشتی یا زورق را ساختند به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی بوده است .
آیا میدانید : اولین ارتش سواره در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز.
آیا میدانید : اولین مردمانی که حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند ایراینان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را کشف کرد ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که به کرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند.
آیا میدانید : اولین مردمانی که قاره آمریکا را کشف کردند ایراینان بودند و کریستف کلب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهای ایرانی که در کتابخانه واتیکان بوده به فکر قاره پیمایی افتاده اند.
آیا میدانید : کلمه شاهراه از راهی که کورش بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده.
آیا میدانید : کورش بزرگ در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد.
آیا میدانید : کورش پس از فتح بابل به معبد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد.
آیا میدانید : اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش بزرگ در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد.
آیا میدانید : دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد ساخت ، ساخته شد.
آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش بزرگ در ایران پایه گذاری کرد.
آیا میدانید : بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و به این دلیل که فرعون مصر از ایرانیان عذر خواهی نکرده و به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، کمبوجیه با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد و به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.
آیا میدانید : داریوش بزرگ با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند برگذیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد.
آیا میدانید : داریوش بزرگ طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بداند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگذین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید).
آیا میدانید : داریوش در پاییز و زمستان 518 – 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد.
آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بود آزاد کرد.
آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهرای بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت.
آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش بزرگ به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجامید.
آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار مرخصی داشتند.
آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق همراه بوده است.
آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است.
آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گذاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند.
آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاک – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد.
آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.
آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد.
آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش بزرگ دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد.
آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را برا جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت..
داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم.
آیا میدانید آئین زرتشت نخستین انقلاب انسانگرایی و آزادیخواهی در تاریخ بود. تمام نوشتارهای تاریخی نشان میدهد که چه اندازه این انقلاب جهان را به پیش کشاند و چه اندازه بر فرهنگ جهانی تاثیر گذاشت .
آیا میدانید : تحولی که زرتشت در فرهنگ ایران به وجود آورد زنهای ایرانی را در تمام زمینه ها هم تراز مردان کرد و زنها از چنان آزادی برخوردار شدند که مانند آنرا در هیچ جایی از دنیای باستان نمیتوان یافت. درآن زمان یونانیها با زنان خود مانند برده رفتار میکردند و ارسطو میگفت زن نمیتواند روح داشته باشد. (پل دو بروی: تاریخ فلسفه زرتشت، پاریس 1984 رویه 110)
آیا میدانید : هیچ صفحه ای از کتابهای تاریخ نمیتواند گواه دهد که یک نفر بزور به اندیشه زرتشت وارد شده باشد. اگر جز این بود زمانی که ایرانیان امپراطوری جهانی درست کرده بودند، یونان و هند و مصر و تمام خاور میانه و نیمی از آفریقا زرتشتی شده بودند. ( پل دو بروی: تاریخ فلسفه زرتشت، پاریس 1984 رویه 114)
آیا میدانید در فرمان آزادی کورش (قانون حقوق بشر). که 2541 سال پیش با خط میخی روی استوانه بزرگی نوشته شده و امروز در موزه لندن است، این جمله ها آمده اند: « انسانها آزادند که هر خدایی را که دلخواه آنها است بپرستند، آنها آزادند که در کشور دلخواه خویش زندگی کنند، همگی باید در آرامش و صلح زندگی نمایند.....». ( و. ایلرز : ترجمه استوانه کورش از خط میخی، 1974 : ی. کیله: تفسیر نوشتار استوانه کورش، 1973 )
آیا میدانید : پس از آزادی یهودیان از اسارت بابل بوسیله کوروش بزرگ، ساختن معبد اورشلیم بوسیله داریوش و جمع آوری تورات بوسیله خشایارشاه، سه پادشاه ایران، پیامبران یهودی همچون ایسایی، ژرمی، ازقیل ودانیل، کورش بزرگ را در تورات « فرستاده خدا و پیام آور آزادی» خواندند. (ژرار ایزرایل: کورش بزرگ، پاریس 1987)
آیا میدانید دولت های هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند


بهترین و بدترین کشورها برای زنان


بهترین و بد‌ترین کشور‌ها برای زنان

روزنامه بریتانیایی «ایندی‌پندنت» در آستانه هشتم ماه مارس، روز جهانی زن، فهرستی از بهترین و بد‌ترین کشورهای جهان برای زندگی، کار و حقوق زنان را منتشر کرده است

ایندی‌پندنت در مقدمه این مطلب می‌نویسد که در صد و یکمین سالروز روز جهانی زن به دشواری می‌توان گفت که باید از وضعیت فعلی زنان در سطح جهان خوشحال یا مایوس بود. برای مثال، در بریتانیا حداقل ۱۴ انتخابات پارلمانی دیگر طول خواهد کشید تا تعداد نمایندگان زن در پارلمان این کشور با تعداد مردان مساوی شود. اما در قطر شانس زنان برای ورود به دانشگاه شش برابر مردان است.

 طبق آمارهای مجمع جهانی اقتصاد طی سال‌های اخیر وضعیت زنان در ۸۵ درصد از کشورهای جهان بهبود یافته، ولی از نظر سیاسی و اقتصادی هنوز تا برابری حقوق زنان و مردان راه طولانی در پیش است.

 در ادامه این مطلب روزنامه «ایندی‌پندنت» فهرستی از بد‌ترین کشور‌ها برای رعایت حقوق و موفقیت‌های فردی و حرفه‌ای زنان را ارائه می‌دهد

۱- بهترین کشور برای زنان: ایسلند

 ایسلند از تمامی جنبه‌ها از جمله سیاست، آموزش، اشتغال و بهداشت دارای بهترین سطح از برابری حقوق زنان است. بریتانیا از این نظر در مقام شانزدهم قرار دارد و بد‌ترین کشور جهان یمن و خطرناک‌ترین کشور برای زنان افغانستان است.

۲- بهترین کشور برای حضور سیاسی زنان: روآندا

 در روآندا اکثریت اعضای پارلمان را زنان تشکیل می‌دهند. از این نظر بریتانیا در مقام چهل و پنجم و بعد از پاکستان و امارات متحده عربی قرار دارد. بد‌ترین کشور عربستان سعودی، یمن، قطر و عمان هستند که هیچ نماینده زنی در پارلمان خود ندارند.

۳- بهترین کشور برای مادر شدن: نروژ

 نروژ بهترین کشور جهان برای مادر شدن است. میزان مرگ مادران و زنان باردار از تمام کشورهای جهان کمتر، حدود یک در ۷۰۰ است. بریتانیا از این نظر در مقام سیزدهم قرار دارد. افغانستان بد‌ترین کشور جهان به این لحاظ است و احتمال مرگ زنان باردار به هنگام وضع حمل تقریبا ۲۰۰ برابر احتمال مرگ بر اثر انفجار یا اصابت گلوله است.

۴- بهترین کشور از نظر سواد زنان: لسوتو

 میزان باسوادی زنان در لسوتو حدود ۹۵ درصد است، در صورتی که درصد مردان باسواد ۸۵ است. از نظر باسوادی زنان بریتانیا در مقام بیست و یکم قرار دارد. بد‌ترین کشور اتیوپی است که فقط ۱۸ درصد از زنان سواد خواندان و نوشتن دارند، در مقابل ۴۵ درصد از مردان این کشور باسوادند.

۵- بهترین کشور برای ریاست دولت: سریلانکا

 حدود ۲۳ سال است که ریاست حکومت در سریلانکا در دست زنان بوده است. از این نظر بریتانیا در مقام هفتم قرار دارد. در بسیاری از کشورهای اروپای غربی از جمله سوئد یا اسپانیا هیچ گاه یک زن مقام ریاست دولت را برعهده نداشته است.

۶- بهترین کشور برای زنان و هنر: سوئد

 شورای ملی هنر در سوئد برای برابری مشارکت زنان در زمینه‌های هنری طرح‌های فراوانی را اجرا کرده است. موسسه فیلم سوئد بودجه مربوط به تهیه فیلم‌های سینمایی را به طور مساوی بین زنان و مردان فیلمساز توزیع می‌کند. در بریتانیا فقط ۶ درصد از فیلمسازان و ۱۲ درصد از فیلمنامه‌نویسان را زنان تشکیل می‌دهند.

 

۷- بهترین کشور برای مدیران ارشد زن: تایلند

 تایلند صاحب بالا‌ترین درصد از زنان در پست‌های مدیریت ارشد است و حدود ۴۵ درصد از این مشاغل در اختیار زنان است.

۸- بهترین کشور برای وضع حمل: یونان

 یونان برای وضع حمل زنان امن‌ترین کشور جهان است، خطر مرگ به هنگام وضع حمل یک در ۳۲ هزار مورد است. بریتانیا از این نظر در مقام سیزدهم قرار دارد. بد‌ترین کشور به این لحاظ تازه تاسیس‌ترین کشور جهان یعنی سودان جنوبی است. در کل این کشور فقط ۲۰ ماما مشغول به کار است.

۹- بد‌ترین کشور برای مشارکت اقتصادی: جزایر باهاما

 از نظر مشارکت اقتصادی و فرصت‌های اشتغال برای زنان کشور باهاما در صدر جدول قرار دارد. بریتانیا در مقام ۳۳ قرار دارد. باهاما طی شش سال گذشته حدود ۹۰ درصد از نابرابری زنان در عرصه مشارکت اقتصادی را برطرف کرده است. اما در همین مدت کشور یمن فقط توانسته است ۳۲ درصد از نابرابری اقتصادی بین زنان و مردان را کاهش دهد.

۱۰- بهترین منطقه برای روزنامه‌نگاران زن: کارائیب

 منطقه کارائیب با حدود ۴۵ درصد بالاترین میزان تولید محصولات رسانه‌ای توسط روزنامه‌نگاران زن را دارد. بد‌ترین منطقه از این نظر در سطح جهان آفریقای غربی است. در اروپا میزان اخبار و محصولات رسانه‌ای که توسط زنان تهیه و تولید می‌شود حدود ۳۵ درصد است.

۱۱- بهترین کشور از نظر حق سقط جنین: سوئد

 در سوئد زنان حق دارند بدون هیچ محدودیت و بدون کسب هیچ گونه تاییدیه‌ای از سوی مراجع یا افراد ذی‌ربط تا هفته هجدهم از دوران بارداری عمل سقط جنین را انجام دهند. فیلیپین، ال‌سالوادور و نیکاراگوئه از این نظر بد‌ترین وضعیت را دارند، چون در این کشور‌ها سقط جنین در هر شرایطی و به هر دلیلی ممنوع است.

۱۲- بهترین کشور از نظر مشارکت نیروی کار: بروندی

 کشور بروندی در قاره آفریقا با ۹۲ درصد از زنان شاغل در برابر ۸۸ درصد از مردان شاغل از نظر مشارکت نیروی کار زنان در سطح جهان در مقام اول قرار دارد. بریتانیا از این نظر در مقام چهل و هفتم قرار دارد. بد‌ترین کشور جهان به این لحاظ پاکستان است که در آنجا نیروی کار زنان تقریبا یک چهارم نیروی کار مردان است.

۱۳- بهترین کشور برای کسب درآمد: لوکزامبورگ

 از نظر میزان درآمد زنان کشورهای لوکزامبورگ و نروژ در صدر قرار دارند. در این کشور‌ها تا سطح درآمدهای ۴۰ هزار دلاری، دستمزد زنان و مردان یکسان است. نازل‌ترین سطح دستمزد برای زنان در عربستان سعودی است که حقوق متوسط زنان تقریبا یک‌پنجم حقوق متوسط مردان است.

۱۴- بهترین کشور برای تحصیلات دانشگاهی: قطر

 در قطر تعداد زنانی که در دانشگاه ثبت نام می‌کنند تقریبا شش برابر مردان است. اما نکته در این است که آیا پایان تحصیلات عالی به راهیابی زنان قطر به جامعه منجر می‌شود یا نه. بد‌ترین کشور به این لحاظ چاد است که میزان ورود زنان به دانشگاه‌ها حدود یک سوم مردان است.

۱۵- بهترین کشور برای عمر طولانی: ژاپن

 زنان به طور متوسط در ژاپن بیشتر از مردان عمر می‌کنند و عمر متوسط آنها حدود ۸۷ سال است که هفت سال بیشتر از طول عمر متوسط مردان است. طول عمر متوسط زنان در لسوتو حدود ۴۸ سال و دو سال کمتر از مردان است.

۱۶- بهترین کشور برای اوقات فراغت: دانمارک

 زنان دانمارک بیشتر از هر کشور دیگری اوقات فراغت دارند. طبق آمارهای بین‌المللی، زنان دانمارک هر روز فقط یک ساعت بیشتر از مردان در خانه کار می‌کنند که نازل‌ترین زمانی است که زنان صرف کارهای بدون حقوق می‌کنند. زنان کشور مکزیک از این نظر بد‌ترین شرایط را دارند و تقریبا هر روز حدود چهار ساعت و نیم را صرف کارهای خانه و بدون مزد می‌کنند.

۱۷- بهترین کشور برای زنان ورزشکار: آمریکا

 پنج نفر از ۱۰ ورزشکار زن با بیشترین درآمد طی سال ۲۰۱۱ اهل آمریکا بوده‌اند. از این نظر عربستان سعودی بد‌ترین کشور جهان است که هیچ گاه ورزشکار زن به المپیک نفرستاده و ورزش دختران در مدارس دولتی ممنوع است.

۱۸- بهترین کشور برای طلاق گرفتن: گویان

 کشور جزیره‌ای گویان بالا‌ترین رقم طلاق را در سطح جهان دارد و در مقابل گوآتمالا صاحب پایین‌ترین رقم طلاق است.

۱۹- بهترین کشور برای رانندگی زنان: هند

 شهر دهلی نو از نظر افزایش تعداد راننده‌های تاکسی زن بیشترین رقم را در سطح جهان دارد. یک نهاد خیریه در این شهر طرحی را به اجرا گذاشته که یک سرویس تاکسی تلفنی که فقط راننده زن خواهند داشت به زودی کار خود را آغاز خواهد کرد. بد‌ترین کشور از این نظر عربستان سعودی تنها کشور جهان است که در آن رانندگی زنان ممنوع است.

۲۰- بهترین کشور برای مشاغل تخصصی: جامائیکا

 در جامائیکا حدود ۶۰ درصد از صاحبان مشاغل حرفه‌ای و تخصصی مثل قانون‌گذاران، مدیران ارشد و مقامات عالی‌رتبه دولتی را زنان تشکیل می‌دهند. از این نظر یمن در رتبه آخر قرار دارد و فقط دو درصد از مشاغل تخصصی مهم در اختیار زنان است.

عجیب ترین اسم ها

عجیب ترین اسم ها کدامند

عجیب ترین اسم ها کدامند

1- نام های در تضاد با جنسیت
تجزیه و تحلیل جنسیتی نام های نامتعارف نشان می دهد که ۷۰درصد نام هایی که متناسب با زنان است برای مردان و ۳۰درصد نام هایی که متعلق به مردان است برای زنان به کار گرفته شده است.

مصادیق نام ها:
مهین رضا، زن، زاهدان
سینا، زن، آمل
پری تک، مرد، میناب
ولی بانو، مرد، تهران
پریا، مرد، زابل
یاسمین خان، مرد، میانه

۲ – نام های جغرافیایی

ساختار برخی دیگر از نام های نامتعارف نشان می دهد که ۷۰درصد از این نام ها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مکان های جغرافیایی است.

مصادیق نام ها:
آمریکا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
دریاقلی، مرد، شهرکرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسنی
اهواز، مرد، اهر

۳ – نام های زمانی

در ساختار بسیاری از این نام ها، نشانه هایی از فصل، ماه، هفته، و روز دیده می شود. در این نمونه نیز باز هم مردها ۸۲درصد این فراوانی را تشکیل می دهند.

مصادیق نام ها:
امروز، مرد، میانه
تیرماه، مرد، سراب
روزعلی، مرد، شهرکرد
اذان وقت، مرد، اردبیل
فوری، زن، تهران
شب چراغ، زن، ایذه

۴ – نام های حیوانی

ساختار این نام ها برگرفته یا تلفیقی از نام های مرکب یا مستقل حیوانات است. این نام ها ۸۰درصد متعلق به مردان و ۲۰درصد متعلق به زنان است. تجزیه و تحلیل این اسامی نشان می دهد که ۶۱درصد اسامی پستانداران، ۳۰درصد پرندگان، ۵۱درصد خزندگان است.

مصادیق نام ها:
پشه، مرد، سرکان
تیله گرگ، مرد، یاسوج
سیدگرگ الله، مرد، ممسنی
ساس، مرد، شیراز
بزعلی، مرد، درگز
کلاغ، مرد، کهنوج

۵ – نام های نباتی

این گونه نام ها از پسوند یا پیشوند نباتی گرفته شده است. در این بین سهم زنان بیشتر از موارد دیگر در حدود ۴۰درصد است. تفکیک این نام ها برای مشخص شدن جنسیت بسیار مشکل است.

مصادیق نام ها:
انگور، مرد، ایرانشهر
تریاک، مرد، رامهرمز
زردآلو، مرد، خرم آباد
فلفل، مرد، ممسنی
گیلاس، زن، اردبیل
نخود، زن، میناب

۶ – نام های وصفی
این گونه نام ها از صفات مختف گرفته شده است. نسبت این گونه نام ها در میان مردان بیشتر از زنان است.

مصادیق نام ها:
روسپی، زن، مرودشت
قیمتی، زن، سنقر
سوخته، مرد، فارسان
فقیر، مرد، لنجان
فتنه، زن، سیرجان
قاچاق، مرد، الشتر

روز پدر در سایر کشورها


آشنایی با چگونگی روز پدر در سایر کشورها

آشنایی با چگونگی  روز پدر در سایر کشورها


روز پدر روزی است برای بزرگداشت پدرها.در ایران روز پدر در ۱۳ رجب زادروز حضرت علی بن ابیطالب (ع) ، اولین امام شیعیان گرامی داشته می‌شود.

قبل از انقلاب اسلامی، روز ۲۴ اسفند زادروز رضا شاه بر پایهٔ گاهشمار ایرانی روز پدر نامیده می‌شد. اما پس از انقلاب اسلامی روز پدر به زادروز علی ابن ابی طالب امام نخست شیعیان تغییر یافت.

در بسیاری کشورها روز پدر، سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن در نظر گرفته شده‌است. این روز در ادامهٔ روز مادر و قدردانی از مادران است


 

روز پدر در آلمان

روز پدر در آلمان(به آلمانی|Vatertag) نسبت به دیگر کشورهای جهان متفاوت است.روز عروج مسیح به آسمان به عنوان روز پدر در نظر گرفته شده‌است (روز سه شنبه، چهل روز پس از عید پاک). این روز، یک تعطیلی رسمی است و در برخی مناطق آلمان به آن «روز مرد» (به آلمانی: Männertag) یا «روز آقایان» (به آلمانی: Herrentag) نیز می‌گویند.

 

 

روز پدر در آمریکا

در آمریکا روز پدر در سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن جشن گرفته می‌شود. این روز اولین بار در ۱۹ ژوئن ۱۹۱۰ در اسپوکین گرامی داشته شد.

 

روز پدر به شکل امروزی آن از سوی سونورا اسمارت داد زادهٔ آرکانزاس ایجاد شد. پدر او ویلیام جکسون اسمارت، یکی از کهنه سربازان دوران جنگ داخلی آمریکا بود، او به تنها شش فرزندش را در اسپوکین بزرگ کرده بود.دختر او سونورا، بسیار تحت تاثیر تلاش‌های آنا جارویز برای جا انداختن روز مادر قرار گرفته بود، برای همین او روز ۵ ژوئن زادروز پدرش را به عنوان روز پدر معرفی کرد اما آمادگی لازم برای برگزاری مراسم بزرگداشت را نداشت درنتیجه مراسم به سومین یکشنبهٔ ژوئن منتقل شد.

 

خیلی زود ویلیام جنینگ برایان به صورت غیر رسمی از این مراسم حمایت کرد. در ۱۹۱۶ خانوادهٔ وودرو ویلسون رئیس جمهور وقت نیز برای او مراسم بزرگداشت روز پدر را برگزار کردند. در ۱۹۲۴ کالوین کولیج رئیس جمهور آن دوران پیشنهاد کرد که روز پدر به عنوان یک روز ملی شناخته شود.

 

روز پدر در اسپانیا


روز پدر (به اسپانیایی: El Día del Padre) در روز جشن یوسف مقدس، در ۱۹ مارسگرامی داشته می‌شود. در این روز مقدس، بانک‌ها و بسیاری از مغازه‌ها تعطیل اند.

 

 

روز پدر در استرالیا


مردم در استرالیا، در اولین یکشنبهٔ سپتامبر روز پدر را گرامی می‌دارند، این روز تعطیلی عمومی نیست. هر ساله در ۳۲ شهرستان ایالت ویکتوریا برای بزرگداشت پدرها و نشان دادن اهمیت نقشی که آن‌ها در تربیت فرزندان دارند، جشنی برگزار می‌شود و به پدران برگزیده «جایزهٔ پدر سال» داده می‌شود.

 

روز پدر در ایتالیا

در ایتالیا، مطابق سنت‌های کاتولیک روم، روز پدر در ۱۹ مارس، «روز یوسف مقدس» (به ایتالیایی: Festa di San Giuseppe) گرامی داشته می‌شود. این روز یک تعطیلی عمومی نیست.

 

روز پدر در پاکستان

در پاکستان روزی به نام روز پدر وجود ندارد. تنها آن‌هایی که از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته‌اند به پیروی از آن‌ها سومین یکشنبهٔ ژوئن را به عنوان روز پدر گرامی می‌دارند.

 

روز پدر در ژاپن


در ژاپن در سومین یکشنبهٔ ژوئن روز پدر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

 

روز پدر در کانادا

روز پدر در کانادا در سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن گرامی داشته می‌شود، این روز یک تعطیلی عمومی نیست. معمولا افراد در این روز، روز خود را با پدر خانواده سپری می‌کنند، جشن کوچکی می‌گیرند و هدیه می‌دهند.

 

روز پدر در کره


در کره، روز پدر و مادر در ۸ مه هر سال گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل رسمی نیست.

 

روز پدر در مالزی


در مالزی در سومین یکشنبهٔ ژوئن روز پدر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست


آینده سینما؟

دولت آینده برای این سینما چه می‌کند؟


با تعیین رئیس جمهور جدید گمانه زنی های اهالی رسانه در رویکردمدیریتی بخش های مختلف آغاز شده است . سینما از جمله زیرمجموعه های فرهنگی یک دولت محسوب می شود که همواره اخبار حاشیه و متنش مورد توجه عموم مردم است . حساسیت در این بخش با توجه به شرایط فعلی سینمای ایران بیش از پیش اهمیت یافته است.

دولت و سینما

شمایل سینمای ما مثل یک تصادفی است. تا بوده رسم مطبوعاتی و دغدغه  اهل سینما  این بوده است که از خط قرمزها بنویسند و از مدیریت جدید فرهنگی کشور رعایت و یا تعیین این خط قرمز ها را مطالبه کنند اما موضوع امروز سینمای ایران خط قرمزها نیست.

موضوع بر سر یک مدیریت ساده است. مدیریت ساده ای که در توزیع امکانات ، عادلانه رفتارکند . تولیدات سال گذشته سینمای ایران مۆید این ادعا است : وفور پروژه های میلیاردی در کنار فیلم هایی محقر که با بودجه  وصله پینه ای ساخته شده اند.

 

کارگردان هایی که در همان فیلم اولشان بودجه ی میلیاردی در اختیارشان قرار می دهند و این امکان را دارند که فیلم شان را در خارج از مرزهای ایران بسازند و برخی از کارگردان ها باید خانه و زمین بفروشند تا با سرمایه ی شخصی فیلمی بسازند.

با معادلاتی که همیشه مبهم بوده است، یک فیلم بهترین فصل اکران را در گسترده ترین وضعیت پیدا می کند و فیلم دیگری بی دلیل  بایکوت می شود و  در اکران دو سه هفته ای بیش از هشت سینما در اختیار نمی گیرد.

این یعنی برخی فیلم ها پیش از تولید برنده ی این منازعه ی ناعادلانه اند و برخی فیلم ها نیز با هر سطح و کیفیتی در هر مرحله از تولید و اکران و فروش بازنده خواهند بود.

در بسیاری موارد موضوع فیلم ها – اخلاقی و یا چند اخلاقی بودنشان – هم ملاک این رویکرد نیست. نوعی باند بازی صنفی - یا شاید بهتر است اسمش را رفیق بازی بگذاریم – مسبب این گونه اتفاقات می شود .

دانش سینمایی امروز کشور و سطح سلیقه ی مخاطبین تغییر کرده و برای جلوگیری از استحاله ی این دانش و سلیقه باید نگاهی دانشی و میدانی و البته تجربه گرا داشت

بودجه ی دولتی سینما مشخص و محدود است. که نه مشخص بودن معیاری منفی است و نه محدود بودن طبیعی است که وقتی مناسباتی غیراز ضوابط ، محل اختصاص باشد  به یکی دو ماه نرسیده بودجه تمام می شود، چند فیلم انگشت شمار حمایت می شوند و بقیه به امان سرنوشت سپرده می شوند.

رئیس جمهور بعدی کشور و مدیران فرهنگی اش از هر گروه و جناحی که باشند باید به این عدالت در توزیع امکانات بیش از هر چیز بیاندیشند.

حیات دولت، یک حکومت مستأجل است. هم مستأجل است و هم مستعجل. مهلتی است که زود می گذرد و تمام می شود. و قضاوت های واقعی تر و البته تند وتیز تر همان وقتی که این دولت تمام می شود تازه آغاز می شوند. اگر مردم هم فراموشکار باشند باز اهل سینما وضعیت معیشت و تبعیض شان را در دوره های مختلف به خاطر می سپارند.علاوه بر این، رفتارهای عادلانه  در نتیجه ی هنری آثار هر دوره نیزمنعکس می شوند. همه ی نامزدهای انتخابات از نابسامانی ها گفته اند. از رفیق بازی ها و کینه ورزی های سینما که همه اش هم جناحی نبوده است. بیشتر مثل رفتار سطحی آدم های غیرحرفه ای است که ادبیات مذاکره را هم نمی دانند ، چه برسد به برنامه ریزی.

نبش قبر این چند وقته ی اخیر و بازخواست کسانی که تا امروز اختیاردار بوده اند مشکلی را حل نمی کند ایجاد فضای بی حد و حصر هم به کسانی که پشت خط بوده اند نیز چاره ی کار نیست. باید با نگاهی مجرد به مفهوم هنر و امید به ادامه ی حیات سینما کاربرنامه ریزی برای آینده باشد.

دانش سینمایی امروز کشور و سطح سلیقه ی مخاطبین تغییر کرده و برای جلوگیری از استحاله ی این دانش و سلیقه باید نگاهی دانشی و میدانی و البته تجربه گرا داشت.

دولت و سینما

این حرف را زیاد شنیده و خوانده ایم و در گفت و گوها و بعضا انتقادهایمان گفته و نوشته ایم که یک پول نفتی هست،بخشی به سینما می رسد و آن را هم یک طوری خرج می کنیم و در این خرج کردن هم حلقه ی دوستان بیشترین انتفاع را می برند.

همین خرج کردن و یا هزینه کردن است که مفهوم سرمایه گذاری کردن را خلط می کند. سینما یک سرمایه گذاری است.سرمایه گذاری فرهنگی، سیاسی و قطعا اقتصادی. بخش های فرهنگی و سیاسی مثل یک مفهوم سورئال مرزهای همدیگر را در می نوردند و نگاه خالص و مجرد را به چالش می کشند سیاست داخلی و خارجی ایران اسلامی برگرفته از یک فرهنگ معنوی است.فرهنگی معنوی که به نیازهای روزمره ی بشری افراد اجتماعش هم بی تفاوت نیست. درباره مدیریت سینمای کشور هم اولویت و شاخص متمایز باید همین باشد: ارتقاء فرهنگی به وسیله ی سینما. ارتقاء فرهنگی که خودش را اداره می کند و اقتصادش وامدار پول نفت نباشد و البته مدیریتش در خدمت گروه و جناح خاصی نباشد.

این چند سطر نمی تواند برنامه ی جامعی برای افق روشن سینما باشد.این چند سطر یک دستورالعمل و یا یک پیشنهاد نیست. این چند سطر انعکاس اجماع نظر اهل فن سینما و حتی مردمی است که مخاطب آن هستند.

سینمایی که اخلاقی باشد. دانش و سلیقه ی مخاطب را بالا ببرد. امکانات و حمایت ها در آن عادلانه توزیع شود. مردم را به سینما ها بکشاند و راضی برگرداند،حرف و حدیثی باقی نمی گذارد.

 

چرا؟


چرا؟ (دکتر شریعتی)

چرا؟

اگر میعادی نباشد رفتن چرا؟

اگر دیداری نباشد دیدن چه سود؟

و اگر بهشت نباشد

صبر بر رنج و تحمل زندگی دوزخ چرا؟

اگر ساحل آن رود مقدس نباشد

بردباری در عطش از بهر چه؟

دورتر دیرتر


دورتر دیرتر (دکتر شریعتی)

روزی از روزها 

شبی از شبها                                     

خواهم افتاد و خواهم مرد

اما می خواهم هرچه بیشتر بروم

تا هرچه دورتر بیفتم

تا هرچه دیرتر بیفتم

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه

پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم

افتاده باشم و جان داده باشم

همین.

حکایت مسلمانی بعضی از ما


اندر حکایت مسلمانی بعضی از ما

 

 

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد.
بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت: آری من مسلمانم، جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کنند و به کمک احتیاج دارد.
پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاور. جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید: آیا مسلمان دیگری در بین شما هست؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به یکدیگر دوختند، ناگهان یکی از بین جمعیت بلند شد و گفت: چرا نگاه میکنید، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود!!!



امام صادق علیه السلام می فرمایند :

چهار خصلت است که اگر در کسی باشد ایمانش کامل می شود :

۱- خصلت خود نگهداری و تقوای الهی به ظوری که بتواند بدون توقع و چشم داشتی ُ نسبت به مردم خدمت نماید .

۲- راست گویی و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگی .

۳- حیا و پاکدامنی نسبت به تمام زشتی های شرعی و عرفی .

۴- خوش اخلاقی و خوش برخورداری با اهل و عیال خود .

آخرین آغوش


آخرین آغوش: تأثیرگذارترین عکس حادثه بنگلادش

در حادثه سقوط ساختمانی که محل کار کارگران تولیدی پوشاک در داکای بنگلادش بود، صدها نفر زیر آوار قربانی شدند.

در مورد این حادثه مقاله‌های زیادی نوشته شده است و بحث‌های زیادی در مورد سرمایه‌داری و استعمار نوین شرکت‌های بزرگ، استانداردهای کار و اصول اخلاقی در گرفته است، اما همه اینها شاید به اندازه این عکس که در تازه‌ترین شماره نسخه بین‌المللی تایم منتشر شده، تأثیرگذار نباشند:


05-08-2013 06-26-47 PM


این عکس را تسلیما اختر -یک عکاس بنگلادشی- گرفته است و یک زوج قربانی حادثه را نشان می‌دهد.

خون مثل اشک از چشم‌های مرد جاری است، قسمت پایین بدنشان در آوار دفن شده است، با این همه برای آخرین بار یکدیگر را در بر گرفته‌اند.

هیچ اطلاعی در مورد هویت این دو در دست نیست، ما اسم آنها را نمی‌دانیم، اما عکسی که از آنها گرفته شده است، بیش از هر چیز دیگر وجدان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تسلیما اختر یک فعال اجتماعی نیز است.


05-08-2013 06-24-58 PM