سوال هایی در مورد ازدواج موقت


۱- صیغه نمودن برای جلوگیری از گناه در جوانان
من جوانی هستم ۱۷ ساله که نیروی شهوتم بسیار زیاد است و مرا به گناه انداخته است.حال از شما بزرگ مرد سوال داشتم که آیا صیغه ی زنی برای خودم مفید است؟
چنانچه از عوامل تحریک (نظیر فیلمها و مجلات و کتابها و نشریات فاسد و دوستان ناباب و مجالس آلوده و حتی غذا و مناظر محرک) اجتناب ورزید و هر روز به صورت مرتب مقداری ورزش کنید، و خود را به خدا بسپارید ان شاء الله موفق به کنترل خود خواهید شد.
۲- چگونگی طلاق در عقد موقت
زنی را که ازشرایط واحکام متعه خبر نداشت مردی او رابوسیله صیغه متعه برای مدت
.
پنجاه سال همسر خودنموده البته بارضایت خود این زن وبعدامعلوم شده که کلکی درکاراست اومی خواهد باین وسیله اموال زن را تصاحب کند.حالا آن زن ازاین پیش آمدخیلی ناراحت است ومی خواهد ازآن مرد رهایی یابد این چگونه ممکن است لطفاهرجه زودتر حل این معضله را مرقوم بفرمائید
عقد موقت طولانی مدت حکم عقد دائم را دارد . و اگر زن بخواهد از او جدا شود باید او را راضی کند که طلاقش دهد.
۳- ازدواج موقت با کفار
آیا می توان با زنانی که غیر اهل کتاب هستند بدون خواندن عقد موقت جماع کرد؟ چون منکر خداوند هستند و اصلا دینی ندارندآیا این امر ممکن است؟
جایز نیست.
۴- خواندن صیغه عقد بصورت غیر حضوری
با توجه به پیشرفت علوم و ضرورت پاسخگوئی به برخی ابهامات، استفتای زیر نیاز به تفکر و بررسی کامل دارد و استدعا دارم با در نظر گرفتن همه شرایط پاسخ داده شود: همانطور که می دانیم می توان خطبه عقد دائم را غیر حضوری خواند یعنی مثلا پسر در خارج است تلفنی دختری را برایش عقد می کنند. ۱) آیا شرایط فوق برای صیغه یا خواندن صیغه محرمیت هم جایز است؟(تلفنی یا اینترنتی(چت)) ۲) همانگونه که می دانیم در صیغه خواندن خطبه به زبان فارسی هم جایز است.آیا دو نفر میتوانند تلفنی یا اینترنتی صیغه شوند؟ ۳) با توجه به اینکه عرف جامعه صیغه را نمی پذیرد آیا ضرورت دارد برای صیغه نفر سومی هم شاهد باشد؟ ۴)آیا می توانند پسر و دختری تلفنی یا اینترنتی فقط برای صحبت کردن محرم یکدیگر شوندو تضمین کنند یکدیگر را ندیده یا تماس بدنی نداشته باشند؟ آیا در اینصورت هم رضایت پدر شرط است؟ با تشکر
صیغه عقد ازدواج (دائم یا موقت) باید حضوری باشد و نیاز به شاهد ندارد و در هر حال برای ازدواج با دختر، اذن پدر لازم است.
۵- متعه کردن زنی که کارش زنا است
متعه کردن با زن بازاری که کارش زنا کردن است چه حکمی دارد؟
اشکال دارد، مگر اینکه توبه کند.
۶- نحوه طلاق در عقد موقت
آیا برای عقد موقت هم لازم است صیغه طلاق خواند شود یا همین قدر که مرد مدت را ببخشد کافی است؟
همینکه مدت را ببخشد کفایت می کند و صیغه طلاق اثری ندارد.
۷- ازدواج موقت با زن غیر مسلمان
آیا افرادی که برای مدتی به کشورهای غربی بصورت مجرد عزیمت میکنند میتوانند با زنهای غیر مسلمان مجامعت نمایند.؟
ازدواج دائم یا موقت با زنان اهل کتاب جایز است . ولی خالی از کراهت نیست
۸- ازدواج مرد شیعه با اهل کتاب
آیا ازدواج مرد شیعه با دختر یهودى و نصرانى و ارمنى و سایر اهل کتاب جایز است؟
ازدواج دائم یا موقت با زنان اهل کتاب جایز است . ولی خالی از کراهت نیست
۹- نفی ولد در صورت مواقعه
شخصى زن جوانى را متعه کرده وبا اقرار خود مواقعه نیزانجام شده و زن مزبور پس از آن، وضع حمل کرده و طفل را به مرد متمتّع نسبت مى دهد ولى مرد منکر الحاق ولد به خود مى باشد آیا قسم به نفى ولد از طرف مرد در این صورت مشروعیّت دارد؟
چنانچه مرد اقرار به مواقعه دارد ولد به او ملحق است و با قسم از او نفى نمى شود.
۱۰- متعه کردن ذمی توسط مرد متأهل
آیا مرد مسلمانى که همسر مسلمان دارد مى تواند زن ذمّى رابه عقد موقّت خود درآورد؟
متعه ذمّى بر مسلمان بدون اجازه همسر مسلمانش کراهت دارد.
۱۱- متعه اهل کتاب و کافر
آیا متعه اهل کتاب و کافر جایز است؟
متعه اهل کتاب جایز است.
۱۲- نحوه متعه زنان اهل کتاب
در صورت جایز بودن متعه اهل کتاب در کشورهاى غربى آیا باید صیغه عقد به زبان عربى خوانده شود یا همان توافق بین ۲ نفر بر سر زمان و مهریّه (در قالب هدیه) کفایت مى کند ؟
در صورتى که آشنا به عربى نباشد به هر زبانى جایز است ولى باید به آنها تفهیم گردد که عقد ازدواج در اسلام دو نوع است که یک نوع آن عقد موقّت است که در برابر آن هدیه اى پرداخت مى شود.
۱۳- بخشش باقیمانده مدت عقد موقّت توسط حاکم شرع
این جانب به مدّت ده سال به عقد موقّت مردى درآمدم این آقا مدّت سه سال است که رفته و من هیچ خبرى از او ندارم به دادگاه مدنى هم مراجعه کردم ولى هیچ نتیجه اى نگرفتم. خواهشمندم که مرا آزاد کنید زیرا من شرایط ازدواج موقّت را نمى دانستم و کسى را هم ندارم و کارى هم ندارم که زندگیم را اداره کنم؟
هرگاه به تشخیص حاکم شرع، شما در عسر و حرج شدید باشید و راه حل نداشته باشید و دسترسى به شوهرتان نیز نباشد، مى تواند باقیمانده مدّت را به شما ببخشد سپس عدّه نگهدارید و بعد شوهر کنید.
۱۴- خواستگاری بدون اطلاع ولی
کسى که قصد ازدواج موقّت دارد آیا مى تواند بدون اطّلاع ولىّ دختر از او خواستگارى کند؟ در دو صورت باکره بودن و بیوه بودن زن، حکم آن را بیان فرمایید.
خواستگارى در هر صورت مانعى ندارد، ولى جارى کردن صیغه عقد بدون اذن ولى در باکره اشکال دارد امّا در بیوه رضایت طرفین براى اجراى صیغه عقد کافى است.
۱۵- بخشیدن مدت عقد موقّت هنگام عصبانیت
زوج در حال عصبانیّت و ناراحتى و اختلاف با زوجه موقّت خود، ابراى مدّت و زمان عقد مى نماید ولى بلافاصله نادم و پشیمان مى گردد آیا زوجه با این ابرا مى تواند با دیگرى ازدواج نماید و یا ابرا صحیح نیست و زوجیّت باقى است؟
اگر در حال عصبانیّت عقل و شعور خود را از دست داده ابراى مدّت صحیح نبوده امّا اگر این کار را از روى شعور و عقل کرده هرچند عصبانى بوده ابرا صحیح بوده است.
۱۶- عقد موقتی که بدون اذن پدر جاری شده
دخترى با مردى برخورد و تماس داشته است، مثلا در یک مکان با یکدیگر کار مى کرده اند و یا تحصیل مى نموده اند، آن مرد این دختر را جهت محرمیّت و عدم وقوع در گناه، بدون اذن پدرش به عقد موقّت خود درآورده هر چند به صرف محرمیّت اکتفا نشده و تقبیل و لمس انجام داده اند با توجّه به این مقدّمه به دو سؤال زیر پاسخ دهید: 
الف) آیا این دو گناهکارند و مرتکب معصیت گردیده اند؟ 
ب) آیا مادر دختر به این مرد محرم شده است؟
الف) چنین عقدى خالى از اشکال نیست و به صورت نامحرم با یکدیگر رفتار کنند و براى رعایت احتیاط مرد باقیمانده مدّت را ببخشد. 
ب) در مورد مادر هم باید احتیاط کند.
۱۷- شرط عدم نزدیکی و لمس در ازدواج موقت
ایا در عقد موقت میتوان شرط کرد که اموری انجام نشود مثلا نزدیکی یا لمس یا بوسه یا حتا نگاه؟ وصرفا محرمیت باشد؟لطفا محدوده این شرایط را بفرمایید که تا کجا خلاف مقتضای عقد است؟
هیچ کدام از آنها مانعی ندارد.
۱۸- حکم عقد موقت در صورت ترک نزدیکی
اگرمردی درعقد موقت(۲۰ساله) بیش ازچهارماه نزدیکی با متعه خودراترک کند عقد باطل می شود وآیازن می تواند صیغه عقدراباطل وبعد ازمدت عده ازدواج کند؟
عقد با این عمل باطل نمی شودمگر اینکه زن در عسر وحرج شدید باشد و مرد حاضر نباشد باقیمانده مدت را ببخشد در این صورت می تواند نزد فرد عالمی برود تا باقیمانده مدت رابعنوان ولایت از طرف شوهر به او ببخشد و بعد از نگهداری عدّه میتواند شوهر کند.
۱۹- شرط عدم نزدیکی در عقد موقت
در صورتی که در ضمن عقد نکاح شرط عدم نزدیکی شود آیا این شرط باطل است یا خیر ؟ در صورت باطل بودن آیا مبطل نیز میباشد ؟
در نکاح دائم این شرط اشکال دارد ولی در نکاح موقت اشکال ندارد و در هر حال مبطل نیست.
۲۰- اختلاف زن و شوهر در نوع عقد ازدواج
در اختلاف بین عقد موقّت و دائم حکم چیست؟ در صورت امکان دلایل آن را ذکر فرمایید:
ما در مسأله اختلاف در عقد دائم و موقّت، به سراغ الفاظ نمى رویم، و معتقدیم تفاوت این دو عقد از قبیل اقلّ و اکثر است. قدر متیقّن که اقل است را مى گیریم، و اکثر را رها مى کنیم; مگر این که دلیلى بر آن اقامه شود. و مسأله انقلاب عقد موقّت به دائم را در فرض ترک ذکر مدّت قبول نداریم، و قانون «العقود تابعة للقصود» را همه جا حاکم مى دانیم.

 

 


۲۱- اختلاف زوجین بر دائم یا منقطع بودن عقد
در صورت اختلاف بین زوجین در دائم یا منقطع بودن عقد نکاح، قول کدام یک مقدّم است؟
قول مدّعى عقد موقّت مقدّم است; ولى احتیاط آن است که در پایان مدّت، صیغه طلاق نیز جارى گردد.
۲۲- عدم جواز ازدواج موقت با زن فاحشه
آیا از نظر آیت الله مکارم شیرازی، حرام بودن ازدواج موقت با زن فاحشه بنابر احتیاط مستحب است یا احتیاط واجب؟
بنا بر احتیاط واجب است.
۲۳- اذن برادر در ازدواج موقت
اگر شخصى با زن بى شوهرى ازدواج موقّت کند و این زن به برادرش اطّلاع ندهد، آیا این کار خیانت به برادر محسوب مى شود؟ در صورتى که برادر با این ازدواج مخالف باشد و زن شرایط ازدواج موقّت را داشته باشد آیا این ازدواج جایز است؟
اجازه برادر معتبر نیست و اطّلاع ندادن به او خیانت محسوب نمى شود ولى مشورت با او مناسب است.
۲۴- تحقیق در مورد عده زن متعه
مردى زنى را به عقد موقّت خود در مى آورد در بین مباشرت با آن زن شک مى کند که آیا او از زنانى است که زیاد صیغه مى شود وعدّه نگه نمى دارد یا نه، آیا تحقیق واجب است؟
سؤال و تحقیق از زن واجب نیست.
۲۵- نحوه متعه زنان اهل کتاب
در صورت جایز بودن متعه اهل کتاب در کشورهاى غربى آیا باید صیغه عقد به زبان عربى خوانده شود یا همان توافق بین ۲ نفر بر سر زمان و مهریّه (در قالب هدیه) کفایت مى کند ؟
در صورتى که آشنا به عربى نباشد به هر زبانى جایز است ولى باید به آنها تفهیم گردد که عقد ازدواج در اسلام دو نوع است که یک نوع آن عقد موقّت است که در برابر آن هدیه اى پرداخت مى شود.
۲۶- نحوه جدایی در عقد موقت ۹۹ ساله
با زنی صیغه ۹۹ ساله بسته ایم، نزدیک ۲سال است هیچ روابطی نداریم، آیا صیغه باطل است یا باید آن را باطل نمود؟ زن میتواند بدون باطل کردن صیغه، ازدواج کند؟
صیغه ۹۹ ساله در حکم عقد دایم است و تا مراسم طلاق انجام نشود همچنان زن و شوهر هستید.
۲۷- بخشیدن مدت عقد موقت به وسیله تلفن یا پیامک
اگر کسی از پشت تلفن یا به وسیله ی پیامک (اس ام اس) مدت باقی مانده از صیغه ی موقت را ببخشد این ببخشش صحیح است؟
مانعی ندارد.
۲۸- مهریه غیر متعارف در عقد موقت
بین دختر و پسر به قصد ازدواج و با اطلاع خانواده صیغه محرمیت خوانده می شود به مدت ۱۴ روز که پس از ۱۴ روز عقد دائم انجام گیرد البته مهریه صیغه موقت را همان تعداد مهریه ای که برای عقد دائم تعیین کردند می گذارند۱۰۰۰ سکه اما بنا به دلایلی پس از ۱۴ روز عقد دائم صورت نمی گیرد و قضیه کاملا منتفی می شو د آیا مهریه تعیین شده بر گردن پسر هست و باید پرداخت کند ؟
پرداختن این مهریه واجب نیست تنها به اندازه مهرالمثل اینگونه موارد مدیون است.
۲۹- انجام عقد موقت در عدّه
۱ـ آیا زنی که در عده است می تواند به عقد موقت شخص دیگری درآید؟
۲ـ آیا اگر این کار انجام شود حرمت ابدی برای دو نفر که نادانسته این کار را کرده اند ایجاد میشود؟
۱ـ خیر این کار جایز نیست. 
۲ـ اگر در عده عقد کرده اند و دخول انجام شده بر یکدیگر حرام ابدی هستند.
۳۰- ازدواج موقت با اهل کتاب
آیا ازدواج موقت با زنان اهل کتاب جایز است؟ و چه دین هایی اهل کتاب شمرده می شوند؟ 
آیا ازدواج موقت با زنان زرتشتی جایز است؟
آیا ازدواج موقت به مدت طولانی، مثلا دو یا سه سال جایز است؟
ـ ازدواج موقت با زنان اهل کتاب (یهودی و مسیحی) اشکال ندارد.
ـ جایز نیست.
ـ اشکال ندارد.
۳۱- عقد دختری که به واسطه حرام بکارتش زائل شده
آیا عقد دختری که بواسطه حرام بکارتش را از دست داده باشد بدون اجازه ولی جایز است ؟ عقد موقت چطور؟
جائز نیست.
۳۲- اختلاف زوجین بر دائم یا موقت بودن عقد
اگر زن و مردی در اجرای صیغه عقد نکاح اتفاق نظر داشته ولی بر دوام یا انقطاع آن اختلاف نظر داشته باشند اصل بر دائم بودن عقد ازدواج است یا موقت؟
اصل بر منقطع بودن است.
۳۳- ازدواج با خواهر زن مطلقه در عدّه
اگر کسی از دو تا خواهر یکی را به عقد خود در آورد چه دایم باشد یا منقطع بعد از طلاق در عقد دائم، و بعد از بخشیدن و یا تمام شدن مدت در عقد منقطع، آیا قبل از تمام شدن عدّه می تواند خواهر دیگر او را به عقد خود در آورد یا لازم است تا تمام شدن عدّه اش منتظر بماند؟
در طلاق بائن نیازی به گذشت زمان عده نیست و در طلاق رجعی باید بعد از گذشت عده باشد و در ازدواج موقت احتیاط آن است که عده بگذرد.
۳۴- عقد موقت بعد از طلاق خلع
زنی طلاق خلع گرفته ولی چون مکان جدا زندگی کردن او حدود سه ماه دیگر آماده می شود به پیشنهاد مرد برای اینکه این مدت را محرم باشند، یک روز بعد از طلاق خلع ، عقد موقتی به مدت ۸۰ روز انجام می شود و آنها تصور می کردند که این مدت عقد موقت به عنوان عده طلاق خلع محسوب می شود و بعد از اتمام عقد موقت فقط زن باید عده عقد موقت را نگه دارد، لیکن بعد از یک روز که البته نزدیکی هم صورت گرفته به آنها گفته می شود که عده طلاق خلع بعد از تمام شدن مدت عقد موقت شروع می شود حال سؤال این است: آیا با توجه به جهل در مورد عده طلاق خلع، عقد موقت صحیح است؟ و اگر جواب مثبت است آیا عده طلاق خلع بعد از اتمام مدت عقد موقت شروع می شود؟ آیا جاهل بودن به حکم تغییری در این زمان دارد ؟
۱ـ عقد موقت ایشان اشکالی ندارد.
۲ـ عده خلع پس از اتمام عقد موقت شروع می شود.
۳ـ فرقی ندارد.
۳۵- ازدواج موقت با زن شوهردار
آیا ازدواج موقت کردن با زنی که می دانیم شوهر دارد ولی خودش بگوید ندارم جایز است؟
خیر، چنانچه علم به شوهردار بودن زن دارد هرگونه ارتباط با او جایز نیست.
۳۶- بخشش مدت در عقد موقت
منظور از بخشش عقد موقت هنگام عقد دائم چیست؟ آیا بخشش در دل کافی است؟
باید به زبان بیاورد که باقیمانده مدت عقد موقت را بخشیدم.

 

شروط ضمن عقد یا نکاح دائم


ازدواج چهارچوبی است که طی آن مردان و زنان با خروج از عالم مجرد بودن، در کنار به دست آوردن مزایای مختلف با محدودیت‌های فراوانی مواجه می‌شوند. مثلا بعد از رسمیت یافتن ازدواج زن و مرد در قالب عقدنامه، زنان برخی از حقوق عادی خود را که در زمان مجرد بودن دارند از دست می‌دهند. مثلا زن بعد از ازدواج امکان ادامه تحصیل، رفتن به سفر، خروج از منزل، انتخاب شغل، داشتن گذرنامه و سفر به خارج از کشور را از دست می‌دهد و به دست آوردن چنین حقوقی تنها با رضایت همسر ممکن است (البته برخی از این حقوق قبل از ازدواج بر عهده پدر دختر بوده که با ازدواج از پدر به همسر منتقل می شوند). حال ممکن است برخی مردان با رضایت مقطعی و شفاهی امکان ادامه تحصیل به همسر خود را بدهند اما براساس تجربه مشخص شده که به محض وقوع اختلافی میان همسران، از آنجا که هر یک از طرفین تلاش می‌کنند از حقوق قانونی خود برای محدود کردن طرف مقابل استفاده کنند، به همان ترتیب که به اجرا گذاشتن مهریه و نفقه مورد توجه زنان قرار می‌گیرد، جلوگیری از تحصیل و اشتغال زنان نیز به عنوان اسلحه‌ای موثر مورد توجه مردان قرار می‌گیرد.
از طرف دیگر برخی از افراد هنگام ازدواج در شرایط خاصی قرار دارند که ممکن است محدودیت‌هایی که طی ازدواج به آنها تحمیل می‌شود، مشکلاتی را برای آنها به وجود آورد. در چنین شرایطی شروط ضمن عقد می‌تواند تعدیل کننده این مشکلات برای آنها باشد.

اگر به صفحات عقدنامه دقت کرده باشید، با مواردی برخورد می‌کنید که بر مبنای آن زن می‌تواند حسب مورد از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق نماید. این حقوق در ۱۲ بند ذکر شده است و موارد مختلفی را شامل می‌شود. در انتهای این ۱۲ بند، دو صفحه از عقدنامه خالی است که عنوان «سایر شرایط» بر بالای هر دو صفحه ذکر شده و زن و مرد در صورتی که شروط دیگری داشته باشند می‌توانند آن را در این بخش از عقدنامه ذکر کنند. البته شروط ازدواج در صفحات ابتدایی عقدنامه و در جایی که در بالای صفحه عنوان شده: «سایر موارد از قبیل وکالت یا سابقه ازدواج زوجه و غیره» نیز قابل اضافه کردن است و اگر طرفین هیچ شرطی برای این مسائل نداشته باشند باید با ذکر عبارت «نداریم» زیر این بخش را امضا کنند. ذکر این نکته هم لازم است که از نظر دادگاه تنها حقوقی معتبر و قابل طرح در محضر قانون است که در عقدنامه ذکر شده باشد و حرف‌های شفاهی و قول و قرارهایی از این دست و یا به کار بردن جملاتی غیر از آنچه قوه قضاییه اعلام کرده از نظر دادگاه موجه نیست.
قاضی حسن عمو زادی رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده شماره ۲ ونک درباره شروط ضمن عقد و چگونگی قرار دادن آن در عقدنامه به نکته مهمی‌ اشاره می‌کند و می‌گوید: طبق قانون طرفین می‌توانند هر نوع شرطی را در عقدنامه بگنجانند مشروط بر این‌که این شروط مخالف مقتضای عقد نباشد. مثلا اگر زن و مردی در عقدنامه شرط کنند که زن از مرد تمکین نکند، این شرط باطل است چون خلاف مقتضای عقد است.

چگونه شروط ضمن عقد را در عقدنامه بگنجانیم؟
ذکر کردن شروط ضمن عقد در عقدنامه توافقی است که میان همسران یا خانواده آنها ممکن است به وجود بیاید. بعد از این توافق آنها با مراجعه به محضری که قرار است ثبت ازدواج در آن صورت گیرد، شروط مورد نظر خود را اعلام می‌کنند و مقدمات ذکر این شروط در عقدنامه انجام می‌شود تا در روز ازدواج وقت کمتری صرف شود. دفاتر ثبت ازدواج نسبت به ثبت شروط ضمن عقد شیوه یکسانی ندارند و برخی از آنها ممکن است از ثبت شروط ازدواج شانه خالی کنند یا برخی از شروط خاص مانند « حق طلاق» را در عقدنامه ثبت نکنند که این کار آن ها غیر قانونی بوده و آن ها موظفند هر شرطی که مغایر قانون نباشد را ثبت کنند. ممکن است اصرار همسران به نتیجه برسد یا ممکن است آنها به این نتیجه برسند که بهتر است محضر دیگری را برای ثبت ازدواج انتخاب کنند. اما اگر همه این مراحل بخوبی و درستی سپری شد، می‌توان شروط زیر را در عقدنامه قرار داد.
نکته قابل ذکر دیگر این است که برخی از زنان در مقابل دریافت حقوق خاص در زمان عقد از مهریه بالا چشم پوشی می‌کنند که به نظر کاری درست و اصولی است، اما برخی دیگر در کنار مهریه بالا خواهان حقوق دیگری هم هستند که دادن آن به زن از سوی مرد، مساله‌ای کاملا دلخواه است. شاید مطالعه شرایطی که اعطای هر یک از این حقوق به وجود می‌آورد، می‌تواند تصویر روشنی از این حقوق برای هر دو طرف ایجاد کند.
توجه به این نکته الزامی است که اگر این شروط در دفترخانه تنظیم و امضا نشوند فاقد اعتبار هستند . (به اصطلاع باید دفتر خانه ای باشند نه قول نامه ای ، دفترخانه خودش باید این شروط را نوشته و طرفین در دفتر خانه امضا کنند)

ابتدا به توضیح این شروط می پردازیم :

حق حضانت فرزند
یکی از مهم‌ترین مشکلات و مسائل میان همسران هنگام جدایی وضعیت فرزندان است. بسیاری از مادران ممکن است تمام حق و حقوق خود را ببخشند تا در مقابل آن حضانت فرزند خود را به دست بیاورند. برخی از پدران هم ممکن است فرزند را وسیله تحت فشار قرار دادن مادر قرار دهند. از نظر قانون حضانت فرزند تا ۷ سالگی با مادر است و پس از آن این حق به پدر می‌رسد اما گنجاندن عبارتی مانند «اگر در آینده زوجین دارای فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از کشور نیازی به اذن پدر ندارند.» می‌تواند این حق را برای مادر ایجاد کند که در زمان جدایی فرزند خود را به دست بیاورد. قاضی عموزادی به این نکته اشاره می‌کند که: به نظر من قرار دادن چنین حقی در عقدنامه مشکل ندارد، اما نکته این است که ممکن است زن و مرد هیچ گاه در طول زندگی مشترک صاحب فرزند نشوند و در چنین شرایطی اعمال چنین حقی ممکن نیست.

حق تحصیل
زن پس از ازدواج برای تحصیل نیاز به اجازه همسر خود دارد و همسر او می‌تواند مانع از تحصیل همسرش شود. البته اگر در زمان ازدواج زن در حال تحصیل بوده باشد و مثلا ترم سوم رشته‌ای دانشگاهی باشد، مرد نمی‌تواند بدون عذر موجه مانع از ادامه تحصیل همسرش شود، اما اگر زن در زمان ازدواج دیپلم داشته و بعد از ازدواج بخواهد تحصیل در دانشگاه را پیگیری کند، همسرش می‌تواند مانع از این مساله شود. ارائه «حق تحصیل تا مقاطع عالیه» در عقدنامه از سوی مرد به زن این امکان را فراهم می‌کند که زن بدون دغدغه به تحصیل بپردازد.
ذکر کردن شروط ضمن عقد در عقدنامه توافقی است که میان همسران یا خانواده آنها ممکن است به‌وجود بیاید
هرچند به گفته قاضی عموزادی ارائه این حق به معنی تحصیل زن در هر رشته‌ای نیست و اگر زنی رشته‌ای را انتخاب کند که مخالف شوون خانوادگی مرد باشد، باز این حق برای مرد وجود دارد که با ارائه دادخواست به دادگاه خانواده، شرایط جلوگیری از ادامه تحصیل زن توسط دادگاه بررسی شود.
نکته ظریفی که قاضی عمو زادی توضیح می‌دهد این است که اعطای حق تحصیل از سوی مرد به زن، برای زن این حق را ایجاد نمی‌کند که در هر رشته‌ای که تمایل داشت درس بخواند و مرد نیز موظف به تامین هزینه‌های تحصیل او باشد. مرد فقط موظف به تامین نفقه است و اگر خانم تمایل داشت در رشته ای تحصیل کند که مثلا هر ترم یک میلیون تومان شهریه آن است مرد موظف به پرداخت آن نیست مگر آن‌که چنین شرطی با جزییات در عقدنامه قید شود.

حق کار در خارج از منزل
«از نظر قانون زن وظیفه ای برای کار در منزل همسر خود ندارد و اگر چنین فعالیتی انجام شود، در زمان طلاق زن می‌تواند از دادگاه تقاضای اجرت المثل کند. اما زن برای هر نوع فعالیتی در خارج از منزل نیاز به اجازه همسر خود دارد. البته اگر در زمان ازدواج زن شاغل باشد و در عقدنامه نیز شغل او قید شده باشد، مرد نمی‌تواند مانع اشتغال همسرش شود مگر این‌که با حضور در دادگاه و ارائه دادخواست منع اشتغال ثابت کند که همسرش به شغلی اشتغال دارد که به حیثیت خانوادگی او لطمه و خدشه وارد می‌کند.» قاضی عموزادی با بیان این مطلب می‌گوید: اگر زن بعد از ازدواج تمایل به کار در خارج از منزل داشته باشد، این مساله باید با اجازه رسمی ‌همسر باشد. یکی از نکات مهمی‌ که دادگاه هنگام بررسی شکایت مرد از همسر خود با موضوع «منع اشتغال زوجه» مورد توجه قرار می‌دهد، شأن اجتماعی مرد است. ممکن است اشتغال زن به شغلی خاص در یک خانواده مشکلی ایجاد نکند، اما اشتغال زنی به همان شغل در خانواده‌ای که مرد جایگاه اجتماعی خاصی دارد مشکل‌ساز شود و به همین سبب دادگاه از اشتغال زن جلوگیری کند. اما اگر زنی تمایل به فعالیت خارج از منزل دارد و مرد نیز تمایل به دادن چنین حقی به او دارد، می‌تواند در عقدنامه عبارت «حق انتخاب شغل متناسب با شوون خانوادگی» را ذکر کند.

اجازه خروج از کشور

زنان پس از ازدواج برای خروج از کشور باید از همسر خود اجازه بگیرند و بدون اجازه رسمی ‌از همسر که در محضر به شکل گواهی امضا ارائه می‌شود، زن امکان دریافت گذرنامه ندارد. حتی اگر زنی پیش از ازدواج اقدام به اخذ گذرنامه کرده باشد، باز مرد می‌تواند بعد از ازدواج مانع از خروج همسرش از کشور شود.
برخی مشاغل مانند میهماندار ان، تاجران، هنرمندان مطرح، ورزشکاران و... که مرتب در حال رفت و آمد به خارج از کشور هستند، بشدت به داشتن چنین حقی نیاز دارند. برخی از افراد هم که خانواده‌ای در خارج از کشور دارند نیازمند دریافت چنین حقی هستند. ذکر این نکته لازم است که زنان می‌توانند بابت مهریه و از طریق ثبت همسر خود را ممنوع الخروج کنند و اگر خواننده احتمالی این مطلب، یکی از آن مردهایی است که چنین ویژگی‌هایی دارد، می‌تواند در عقدنامه این عبارت را قید کند که «زوجه متعهد شد بابت مهریه هیچ‌گاه همسر خود را ممنوع الخروج نکند.» در نقطه مقابل برای زنان نیز این حق می‌تواند این‌گونه در عقدنامه قید شود: «زوجه اجازه دارد از هم اکنون هرگاه خواست به خارج از کشور برود نیاز به اجازه مجدد زوج ندارد، چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه و این اجازه دائمی‌است.»
البته زن و شوهر می‌توانند این حق را به شکل مشترک به هم در عقدنامه بدهند و مثلا این نکته را ذکر کنند که تنها با یکدیگر می‌توانند از کشور خارج شوند و هیچ کدام حق خروج از کشور را به تنهایی ندارد.

شرط تقسیم اموال موجود میان شوهر و زن پس از جدایی


مشابه چنین شرطی در سندهای ازدواج کنونی وجود دارد. ولی تحقق آن منوط به عدم درخواست زن برای جدایی، یا تخلف نکردن زن از وظایف زناشوئی خود و یا نداشتن رفتار و اخلاق ناشایست بوده و احراز این موارد نیز بر عهده دادگاه است.
برای ایجاد شرایط مساوی تر میان زن و شوهر در این خصوص، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می شود( یاد آوری این نکته ضروری است که برای رسیدن به توافق در خصوص این شرط، در نظر گرفتن حدود عادلانه برای تکالیف مالی مرد ـ همچون مهریه ـ از سوی زن موثر و منصفانه خواهد بود) :
زوج متعهد می شود هنگام جدایی ـ اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن ـ نیمی از دارایی موجود خود را ـ اعم از منقول و غیر منقول که طی مدت ازدواج به دست آورده است ـ به زن منتقل نماید.

شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق

مطابق قانون، زن تنها در موارد بسیار خاص می تواند از همسر خود جدا شود، این در حالی است که مرد هر زمان که بخواهد می تواند با پرداخت کلیه حقوق زن، او را طلاق دهد.
از آنجا که زن و شوهر حق انتخاب یکدیگر برای شروع و ادامه زندگی را دارند، منصفانه آن است که در صورت لزوم پایان دادن به زندگی مشترک نیز، این حق انتخاب برای هر دو وجود داشته باشد.
شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق می تواند موجب ایجاد توازن در حق طلاق باشد. یادآوری این نکته ضروری است که برای حفظ توازن، زن نیز می تواند با گرفتن حق طلاق و همچنین تقسیم مساوی اموال، مهریه را تا حدود زیادی کاهش دهد.

درج شرط وکالت مطلقه زوجه در طلاق این شرط به صورت زیر مطلوب می باشد:
زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ـ اعم از بائن و رجعی و خلع یا مبارات‌ـ به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه کند.

این اجبار قانونی که زن را مکلف به انجام کارها، تعیین حدود خواسته ها و انتظارات و تعیین وظایف خود و شوهرش می کند، نمی تواند تعهدی حاصل از یک ارتباط نزدیک و صمیمی باشد. متاسفانه در بسیاری از خانواده های کنونی، تعهد عشق، جای خود را به توانایی کنترل رابطه با سوی شوهر و تمکین زن از او داده است و این جبر تعیین شده قانونی، رابطه عاطفی بین آنان را تحت الشعاع قرار می دهد. بنابراین، لازم است برای داشتن یک خانواده برابر که در آن کرامت انسانی و حقوق ذاتی همه اعضای خانواده حفظ شده باشد، طرحی نو در اندازیم. این شرط ها می توانند تا حد زیادی آزادی اراده زن و شوهر را در تاسیس نهاد بنیادین خانواده تضمین کنند.


حقوق بالا باید با جملات مخصوص در عقدنامه ذکر شوند در غیر این صورت فاقد اعتبار می باشند.این جملات به ترتیب زیر:


* زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می‌دهد تا زوجه در هر زمانی که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و از قید زوجیت خود را رها کند، به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه.
* زوجه اجازه دارد از هم اکنون هرگاه خواست به خارج از کشور برود و نیاز به اجازه مجدد زوج ندارد، چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه و این اجازه دائمی است.
* زوجه حق ادامه تحصیل تا هر مرحله یی که لازم بداند و در هر مکان و محلی که ایجاب کند مخیر است.
* زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلی که مایل باشد و هر کجا که بتواند کار کند، مخیر می‌کند و اجازه می‌دهد که مشغول به کار شود.
* زوج و زوجه متعهد می‌شوند هنگام جدایی اعم از اینکه متارکه به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن کلیه دارایی که بعد از ازدواج دائم زوجین به دست می‌آورند بین آنها به مناصفه تقسیم شود.
* حق انتخاب مسکن و تعیین شهر یا محلی که زندگی مشترک در آنجا ادامه پیدا کند با زوجه خواهد بود.
* اگر در آینده زوجین دارای فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از کشور نیازی به اذن پدر ندارند.


قوه قضائیه ایران در کارگاه های آموزشی خود جملات شروط ضمن عقد را به شرح زیر اعلام کرده :

* زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می‌سازد.
* زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می‌کند.
* زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می‌دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاح دید خود زن است.
* زوج متعهد می‌شود هنگام جدایی - اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن - نیمی از دارایی موجود خود را - اعم از منقول و غیر منقول که طی مدت ازدواج به دست آورده‌است - به زن منتقل نماید.
* زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می‌دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به طلاق خلع کند

نکته ای که حتما باید به آن دقت شود چگونگی نوشتن این شروط است.این شروط باید دقیقا در جای مربوطه نوشته و امضای هر دو طرف ازدواج در زیر آن خورده باشد . همچنین جملات باید عینا همان طور که در بالا ذکر شد نوشته شوند و جملات با مضمون مشابه از درجه اعتبار خارج می باشند . توجه به این نکته الزامی است که اگر این شروط در دفترخانه تنظیم و امضا نشوند فاقد اعتبار هستند . (به اصطلاع باید دفتر خانه ای باشند نه قول نامه ای ، دفترخانه خودش باید این شروط را نوشته و طرفین در دفتر خانه امضا کنند)

در ادامه به توضیح برخی عبارات می پردازیم :


زوج : شوهر

زوجه :زن

مخیر : یعنی دارای اختیار

وکالت : از لحاظ قانونی زن دارای حق خروج از کشور ، طلاق و ... بدون اجازه همسر و یا کسانی که همسر به آن ها وکالت داده را ندارد . این قانون خانواده اسلامی است و غیر قابل تغییر است . بنابراین تنها راه چاره برای اینکه زن نیاز به اذن شوهر نداشته باشد این است که مرد ، زن را وکیل خود در دادن اجازه به خود برای خروج از کشور ، طلاق و ... بکند . یعنی اینکه مثلا زن می خواهد از کشور خارج شود . از او اجازه شوهر و یا وکیلان شوهر در این امر را می خواهند . حال اگر یکی از وکیلان شوهر خود خانوم باشد ، خودش به خودش اجازه خروج از کشور را می دهد و مشکل حل می شود . البته این قضیه کمی مشکل و راه در رو دارد . چراکه از لحاظ قانونی هر فرد می تواند هر وقت که بخواهد به کسی وکالت بدهد و یا وکیل خود را عزل کند . یعنی تبصره هایی هستند که با توصل به آن ها مرد می تواند این حق وکالت را از همسر خود گرفته و شرط ضمن عقد را باطل کند !

بلاعزل : یعنی اینکه توانایی فسخ آن را نداشته باشد . که طبق توضیح بالا کمی اشکال دارد . توجه کنید که اگر کلمه بلاعزل ذکر نشود مرد می تواند هر وقت که دلش بخواهد در عرض 10 دقیقه شروط ضمن عقد را باطل کند .

منقول : قابل انتقال مثل ماشین ، پول نقد و ...

غیر منقول : یعنی غیر قابل انتقال مثل خانه ، زمین و ...

حق توکیل : با یک مثال ساده عرض می کنم . اگر مثلا خانوم حق توکیل به غیر را در طلاق داشته باشد می تواند به پدر خود هم وکالت طلاق مرد را منتقل کند و پدر طلاق را بگیرد . ولی اگر حق توکیل به غیر را نداشته باشد فقط خود شخصا باید برای طلاق اقدام کند و به هیچ وجه نمی تواند از سایرین کمک بگیرد . همان طور که می بینید این عبارت اگر هم ذکر نشود چندان اهمیتی ندارد . ولی آقایان دقت کنند که هیچ گاه کلمه "توکیل در توکیل" ذکر نشود . در این مورد در مثال بالا پدر نیز حق دارد هر کس دیگر را وکیل طلاق کند . به این ترتیب یک شهر می توانند حق طلاق زوجین را گرفته و تا تقی به توقی بخورد تهدید به طلاق کنند .

اخذ : گرفتن

بذل : بخشیدن

اذن : اجازه

متارکه : طلاق (شامل همه اقسام آن)

مناصفه : به طور مساوی

رجعی : نوعی طلاق است که در حقیقت فقط اسم آن طلاق است . طی آن زن و مرد طلاق گرفته ولی هنوز به هم محرم می مانند . مدت زمانی که دو نفر به هم محرم می مانند برابر عده (در زیر توضیح داده خواهد شد ) است . اگر عده بگذرد طلاق قطعی و در غیر این صورت هر وقت که مرد به سمت زن برگردد دوباره زن و شوهر حساب شده و زن موظف به تمکین (در زیر توضیح داده خواهد شد) می باشد. بطور کلی در عدهِٔ طلاق رجعی حقوق و تکالیف زن و شوهر نسبت به یکدیگر همچنان برقرار است؛مثلاً شوهر باید به زن نفقه بدهد، در صورت مرگ یکی ، دیگری از او ارث می‌برد و اگر در زمان عده طلاق رجعی ، زن رابطه ی جنسی خارج از چارچوب ازدواج با شخصی از جنس مخالف برقرار کند به "حد زنای محصنه" یعنی سنگسار محکوم خواهد شد.

تمکین : زن باید به مرد اجازه داشتن رابطه ی جنسی با وی را در هر شرایطی بدهد . حق زن در تمکین در انتخاب جا و مکان انجام تمکین است و مرد موظف است جای مناسب را آن طور که زن خواسته فراهم آورد . ولی زن حق امتناع از تمکین را ندارد . این قانون خانواده اسلامی است و غیر قابل تغییر است . طی این شرایط اگر زن از تمکین سر باز بزند مرد قانونا حق کتک زدن زن را دارد .

عده : عِدِّه مدت زمانی است که زن پس از جدایی یا مرگ شوهرش باید از ازدواج خودداری کند. این مدت با توجه به نوع پایان ازدواج (مرگ همسر یا طلاق یا فسخ نکاح)، نوع ازدواج (دائم یا موقت ) و شرایط باروری زن یا بارداری او متغیر است. فلسفهٔ وضع عده جلوگیری از اختلاط نسل و احترام به رابطهٔ زناشویی سابق است.حدودا 3 ماه است.(سه دوره گذشتن قاعدگی).اصولا این قانون که یکی از قوانین خانواده اسلامی است باعث می شود که اگر زن در هنگام طلاق باردار شده و خود از آن اطلاعی ندارد بلافاصله بعد از طلاق ازدواج نکند . اگر چنین قانونی نمی بود مشخص نمی شد پدر فرزندی که در آن بین به دنیا آمده کیست .

بائن : مخالف طلاق رجعی است . یعنی از همان ابتدا دو نفر نامحرم می شوند .طلاق بائن فقط در شرایط زیر صورت می گیرد و غیر این ها همه طلاق رجعی هستند :
الف) طلاقي كه قبل از نزديكي زوجين صورت پذيرد.
ب) طلاق زن يائسه
ج) طلاق خلع و مبارات
د) سومين طلاق كه بعد از سه وصلت متوالی به عمل آيد.

نکات :
1) يائسه زنی را گويند كه به اقتضای سن، عادت زنانگی نشده و امكان بارداری ندارد.
2) طلاق خلع طلاقي است كه زن به لحاظ بيزاري از شوهر، با بخشيدن مالي به وی، طلاق می گيرد و مبارات طلاقی است كه اين بيزاری دوطرفه باشد.
3) سومين طلاق را در اصطلاح عرف سه‌ طلاقه گويند.

همه چیز درباره قوانین ازدواج موقت


 
در ماده‌ی ۱۰۷۵ قانون مدني٬ ازدواج موقت در قوانين ايران به رسميت شناخته‌ شده‌است. شرايط و ارکان اساسي نکاح منقطع (ازدواج موقت) عبارت‌اند از شرايط صحت نکاح دائم به اضافه‌ي تعيين مدت مشخص و تعيين مهر معين براي زن. موانع ازدواج موقت نيز همان موانع نکاح دائم هستند.
 
در نکاح دائم عدم وجود مهر يا ذکر نشدن مهر جايز است٬ اما در نکاح منقطع٬ عدم وجود مهر موجب بطلان عقد مي‌شود. قانون بر وجود و مشخص بودن مهريه‌ي زن در ازدواج موقت تاکيد فراوان کرده و مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدني ترتيباتي داده که مهريه‌ي زن در ازدواج موقت به هر ترتيب به وي تسليم شود. زن پس از جاري شدن عقد مالک مهر مي‌شود و اتفاقاتي چون فوت زن در زمان ازدواج٬ عدم نزديکي شوهر با وي تا اتمام مدت عقد و بخشيدن زمان عقد از طرف شوهر مهر را ساقط نمي‌کند.

در صورت عدم نزديکي در زمان ازدواج٬ شوهر موظف به پرداخت نصف مهر است. اما در صورت امتناع همسر از پرداخت مهر، درخواست الزام وی از دادگاه مشروط بر اثبات وجود نکاح منقطع خواهد بود. در مواردی که زوجین خود یا توسط عاقدین فاقد دفتر صیغه را جاری می‌کنند و مدرک کتبی معتبر بر آن نزد زوجه موجود نیست، این اثبات کاری دشوار است.
 
مطابق قانون در نکاح دختر باکره اعم از منقطع و دائم٬ اجازه‌ی پدر يا جد پدري لازم است. در صورت امتناع غيرموجه پدر از دادن اجازه٬ عدم حضور پدر در محل و غيرممکن بودن استيذان٬ دختر مي‌تواند با معرفي مرد مورد نظر و شرايط نکاح از دادگاه مدني خاص درخواست اجازه‌ي ازدواج کند. (مواد ۱۰۴۳ و ۱۰۴۴) سن نکاح براي دختر نيز همانند ازدواج دائم ۱۳ سال است. در حال حاضر بسیاری از دفاتر و روحانیون و عاقدان، به دستاویز فتاوی برخی مراجع تقلید، صیغه‌ی ازدواج موقت دختر بالغ را بدون اجازه‌ی پدر نیز جاری می‌کنند.
 
به تصريح ماده‌ی ۱۱۱۳ قانون مدني٬ «در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اينکه شرط شده باشد يا آنکه عقد مبني بر آن جاري شده باشد.» اما حتي در صورت شرط نفقه٬ ترک انفاق شوهر عمل مجرمانه نيست و زن تنها مي‌تواند از دادگاه الزام شوهر به دادن نفقه را درخواست کند.

مطابق ماده ۹۴۰ قانون مدني «زوجین‌ که‌ زوجیت‌ آن‌ها دائمی‌ بوده‌ و ممنوع‌ از ارث‌ نباشند از یکدیگر ارث‌ می‌برند.» لذا مفهوم ماده آن است که در نکاح منقطع٬ زوجين از هم ارث نمي‌برند.
 
فرزندان حاصل از ازدواج موقت٬‌ مشروط بر ثبت شدن قانوني و محضري ازدواج٬ حقوقي درست همانند فرزندان حاصل از ازدواج دائم دارند٬ يعني فرزندان مشروع پدر شناخته مي‌شوند٬ پدر موطف به دادن نفقه و نگه‌داري آنان است و از پدر ارث مي‌برند. اما مساله این‌جاست که با توجه به عدم ثبت محضری ازدواج موقت در اکثر موارد، جاری شدن صیغه‌ی آن توسط زوجین یا عاقدان گم‌نام و فاقد دفتر، اثبات نسب برای فرزند حاصل از ازدواج موقت بسیار مشکل و اکثرا غیرممکن خواهد بود. در حال حاضر به وفور شاهد بی‌شناسنامه ماندن این فرزندان یا تضییع حقوق آنان مانند ارث هستیم.
 
طلاق مخصوص نکاح دائم است و در ازدواج موقت وجود ندارد. (ماده ۱۱۳۹)

ازدواج موقت به فوت یکی از طرفین، فسخ نکاح٬ بذل مدت از طرف شوهر و انقضاي مدت معين‌شده منحل مي‌شود. فسخ نکاح مي‌تواند بر مبناي وجود عيوبي مشخص در زن يا مرد٬ يا عدم وجود صفتي که ضمن عقد شرط شده يا عقد بر آن واقع شده انجام گيرد. عيوبي نظير جنون٬ خصاء٬ عنن و عدم توانايي بر انجام عمل جنسي در مرد موجب حق فسخ براي زن خواهد بود. عيوب موجود در زن که حق فسخ براي مرد ايجاد مي‌کنند (چنان‌چه عيوب مزبور در حال عقد موجود بوده‌ و پس از عقد ظاهر نشده‌باشند) نيز عبارت‌اند از قرن٬ برص٬ جذام٬ افضاء٬ زمين‌گيري٬ نابينايي از هردو چشم. چنان‌چه هريک از طرفين پيش از عقد به وجود عيب مزبور در طرف ديگر عالم باشد٬ حق فسخ نخواهد داشت.
 
شوهر مي‌تواند در هر زماني از ازدواج موقت٬ مدت باقي‌مانده را به زن ببخشد و عقد را منحل کند٬ چه زن به اين امر راضي باشد چه نباشد. هم‌چنين با انقضاي مدت تعيين‌شده‌ی ازدواج موقت عقد منحل مي‌شود. تنها راهي که به زن اختيار انحلال ازدواج موقت را مي‌دهد٬ شرط ضمن عقد يا وکالت‌نامه مبني بر داشتن حق بذل مدت از سوي شوهر است. این وضع، در کنار موقتی بودن ازدواج و عدم دقت و بررسی وضع و اخلاق و شهرت همسر (حداقل به اندازه‌ی نکاح دائم) زنان را در شرایط ناامنی قرار می‌دهد. چه بسا ممکن است زن پس از نکاح منقطع با سوءرفتار و آزار همسر مواجه شود، که در این صورت حتی نزد قانون نیز راه نجاتی ندارد.
 
وضعيت عده در ازدواج موقت با ازدواج دائم متفاوت است. مطابق ماده‌ی ۱۱۵۲ عده‌‌ي فسخ‌ نکاح‌ و بذل‌ مدت‌ و انقضاء آن‌ در مورد نکاح‌ منقطع‌ در زن غير باردار‌ دو طهر (دو عادت ماهانه) است‌ مگر اینکه‌ زن‌ با اقتضای‌ سن‌، عادت‌ زنانگی ‌نبیند که‌ در این‌ صورت‌ ۴۵ روز است‌. عده‌ طلاق‌ و فسخ‌ نکاح‌ و بذل‌ مدت‌ و انقضاء آن‌ در مورد زن‌ حامله٬‌ تا زمان وضع‌ حمل‌ است‌. زن يائسه و زني که با همسر خود نزديکي نداشته نيازي به نگاه‌داشتن عده‌ی انقضا يا بذل مدت و فسخ نکاح ندارد اما عده‌ی وفات٬ در همه‌ی موارد بايد رعايت شود.

مطابق ماده‌ی ۱۱۵۴ «عده‌ وفات‌ چه‌ در دائم‌ و چه‌ در منقطع‌٬ در هر حال‌ چهار ماه‌ و ده‌ روز است‌ مگر اینکه‌ زن‌ حامل‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ عده‌ وفات‌ تا موقع‌ وضع‌ حمل‌ است‌مشروط بر اینکه‌ فاصله‌ بین‌ فوت‌ شوهر و وضع‌ حمل‌ از چهار ماه‌ و ده‌ روز بیشتر باشد و الا مدت‌ عده‌ همان‌ چهار ماه‌ و ده‌ روز خواهد بود.

رفع مشکل املاک بدون سند


رفع مشکل املاک بدون سند


سنددار کردن املاک بدون سند آغاز شده است. رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک اوایل آبان ماه با اعلام این خبر گفت: این اقدام موجبات کاهش مراجعات مردم به دفاتر ثبتی، کاهش هزینه ها، گسترش ثبت رسمی معاملات و کاهش بسیاری از جرایم را  در کشور فراهم خواهد شد. احمد تویسرکانی با تاکید بر ضرورت مستندسازی عرضه های موجود اظهار داشت: قانون تعیین تکلیف اراضی فاقد سند جایگزین مفاد 147 و 148 قانون ثبت اسناد و املاک شده و مشکلاتی که اجرای این مواد برای مردم بوجود می آورد را مرتفع خواهد کرد. تهیه اسناد پشتیبان این قانون و اجرایی کردن آن در مدت سک سال نشان می دهد که سازمان ثبت به صورت جدی پیگیری مشکل سند اراضی بدون سند است.

آغاز طرح سنددار کردن املاک بدون سند

املاکی که متقاضی می تواند به استناد قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمان فاقد سند رسمی تقاضای صدور سند مالکیت کند به شرح زیر است:

1. اراضی کشاورزی، باغات و ساختمان هایی که دارای سابقه ثبت، به نام اشخاص است و متقاضی همه یا قسمتی از آن را به صورت عادی خریداری کرده است و موفق به اخذ سند مالکیت نشده است.

2. املاکی که دارای سابقه ثبت است و متقاضی مالک رسمی مشاعی است و تصرفات وی در محل مجزا شده و به دلیل عدم دسترسی به سایر مالکان مشاعی ویا فوت مالک یا ورثه موفق به اخذ سند مالکیت 6 دانگ نشده است.

3.املاکی که عرصه آن وقف است و متقاضی عرصه را با احداث اعیانی اجاره کرده و موفق به اخذ سند مالکیت اعیانی نشده است.

اراضی و املاکی که مشمول قانون مذکور نیستند عبارتست از:

1.  اراضی ملی، موات و اراضی و املاک متعلق به دولت و موسسات دولتی

2.  اراضی و املاکی که فاقد سابقه ثبت است

3. املاک فاقد بناء اعم از اینکه محصور نا غیر محصور باشد

4. اراضی و املاکی که مالک رسمی آن در قید حیات است و امکان دسترسی به وی جهت تنظیم سند رسمی وجود ندارد.

5. اراضی و املاکی که مالک رسمی آن فوت کرده و متقاضی جهت انتقال رسمی ملک، به ورثه دسترسی داشته و امکان انتقال رسمی ان از طریق دفتر اسناد رسمی وجود دارد

اهتمام جدی به اجرای قانون

قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی در زمستان سال 1390 تصویب شد. اما تا زمانی که آیین نامه های یک قانون به تصویب نرسیده باشد نمی توان انتظار داشت که قانون اجرا شود. جدیتی که در حل مشکل اراضی و ساختمان های بدون سند وجود داشته باعث شده که آیین نامه ها و بخشنامه های مربوط به اجرای این قانون ار سوی قوه قضاییه به سرعت تهیه شود. به تازگی هم رئیس قوه قضاییه مواد 17 و 19 وضعیت  ثبتی اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی را اصلاح و موارد اصلاحی را در بخشنامه  ای به واحد های قضایی سراسر کشور ابلاغ کرده است. با اصلاحاتی که به تازگی انجام شده است برخی هزینه ها از جمله هزینه های کارشناس تغییر کرده است.

هزینه کارشناسی برای سنددار کردن اراضی و املاک بدون سند در اصلاحاتی که رئیس قوه قضاییه بخشنامه کره تعیین شده است. بر ین اساس، هزینه کارشناسی برای ساختمان و تاسیسات با دستمزد کارشناس و اراضی نسق های کشاورزی متفاوت خواهد بود.

هزینه رسیدگی به تقاضا

رسیدگی به تقاضای مورد سند در هیات های حل اختلاف موضوع ماده یک قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی نیازمند پرداخت هزینه رسیدگی است. بر این اساس، برای هر پرونده پنج درصد بر مبنای ارزش منطقه ای از متقاضیان گرفته خواهد شد و به حسابی به نام سازمان ثبت اسناد و املاک کشور واریز خواهد شد.

هزینه های کارشناسی

هیات حل اختلاف قانون تعیین تکلیف اراضی بدون سند پس از بررسی مدارک و دلایل ارائه شده از سوی متقاضی و در صورت لزوم انجام تحقیقات لازم و جلب نظر کارشناس رای صادر می کند. بنابراین ممکن است تکلیف صدور سند متقاضیان با نظر کارشناس مشخص شود. در این صورت متقاضیان باید هزینه های کارشناسی را پرداخت کنند. هزینه کارشناسی برای سنددار کردن اراضی و املاک بدون سند در اصلاحاتی که رئیس قوه قضاییه بخشنامه کره تعیین شده است. بر ین اساس، هزینه کارشناسی برای ساختمان و تاسیسات با دستمزد کارشناس و اراضی نسق های کشاورزی متفاوت خواهد بود.

آغاز طرح سنددار کردن املاک بدون سند
دستمزد کارشناسی ساختمان ها

1.تا 200 متر مربع مقطوعاً 000/300 ریال

2. بیش از 200 متر مربع تا 500 متر مربع مقطوعاً 000/400 ریال

3. بیش از 500 متر مربع تا 1000 متر مربع مقطوعاً 000/500 ریال

4. مازاد بر 1000 متر مربع به ازای هر متر مربع 400 ریال (حداکثر 9 میلیون ریال)

دستمزد کارشناسی اراضی کشاورزی و نسق های زراعی

1. تا یک هکتار 000/500 ریال

2.  در مواردی که مساحت ملک بیش از یک هکتار باشد به ازای هر هکتار مازاد، 15 درصد به دستمزد اضافه می شود و حداکثر 4 میلیون ریال است البته باید توجه داشت که در صورتی که با تشخیص هیات، انجام کار کارشناسی به کارشناس رسمی محول شود، هزینه کارشناسی مطابق با تعرفه کارشناسان رسمی پرداخت خواهد شد.

تقاضای صدور سند

با تصویب قانون و تهیه آیین نامه و بخشنامه های مربوط، کار سنددار کردن اراضی و املاک بدون سند آغاز شده است. سازمان ثبت و اطلاعیه ای اعلام کرده است: نظر یه اینکه در اجرای قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی و آیین نامه اجرایی آن، سامانه پذیرش تقاضاهای صدور سند مالکیت موضوع قانون مذکور از تاریخ 1/8/1391 به صورت اینترنتی آماده پذیرش درخواست ها است بنابراین متقاضیان مشمول این قانون می توانند از طریق مراجعه به درگاه الکترونیکی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به نشانی www.ssaa.ir و یا از طریق سامانه پذیرش الکترونیکی به آدرس www.sabtemelat.ir از ظوابط و نحوه اقدام در خصوص چگونگی درخواست صدور سند مالکیت و ارسال مدارک مورد نیاز اطلاع حاصل کنند. اجمالا باید گفت که متقاضیان در اولین گام باید به ثبت تقاضا و دریافت شماره پرونده با مراجعه به سامانه الکترونیکی اقدام کنند. در مرحله دوم باید درخواست را بر روی سامانه الکترونیکی تکمیل کنند و شماره پرونده دریافت کنند با طی کردن این مراحل، پرونده تشکیل

می شود و برای اطلاع از مراحل رسیدگی به پرونده متقاضیان می توانند به آخرین وضعیت پرونده به همین سامانه الکترونیکی مراجعه کنند.

آغاز صدرو سند خانه های بدون سند


آغاز صدور سند خانه‌های بدون سند/ ورود مالکان به ادارات ثبت ممنوع

آغاز صدور سند خانه‌های بدون سند/ ورود مالکان به ادارات ثبت ممنوع

 معاون قوه قضائیه با اعلام آغاز صدور سند برای خانه‌های بدون سند گفت:برای نخستین بار تمامی مراحل درخواست سند مالکیت تا نتیجه نهایی توسط هیئت بررسی از طریق اینترنت انجام می شود.

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون سردفتران و دفترياران به نقل از خبرگزاري مهر، خردادماه سال 89 بود که سیدمرتضی بختیاری وزیردادگستری اعلام کرد قولنامه ها باید از چرخه معاملات حذف شوند که چرا که بیشتری دعواهای حقوقی در دادگاهها مربوط به همین قولنامه ها است.

 

در همان تاریخ عبدالعلی میرکوهی معاون وزیردادگستری اعلام کرد که لایحه تعیین و تکلیف اراضی قولنامه ای از طرف دولت به مجلس ارائه شده تا پرونده خانه های قولنامه ای از صفحه قوانین نا ننوشته حذف شود. پس از چندین ماه بررسی و چانه زدن در کمیسیون قضایی و صحن مجلس بالاخره مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی، این مسولیت را به سازمان ثبت اسناد و املا‌ک کشور به ‌عنوان صادرکننده سند در کشور داد تا از بهره برداریهای غیرمجاز در منابع طبیعی جلوگیری کند.

 

آغاز اجرای قانون "تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی"

احمد تویسرکانی معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد آخرین وضعیت این قانون گفت: این قانون با عنوان "قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی" در مجلس شورای اسلامی تصویب و آیین نامه اجرایی آن در تاریخ 25 تیرماه سال جاری به تصویب رئیس قوه قضائیه رسید و بر اساس ابلاغ رسمی هم اکنون در سطح سازمان ثبت اسناد در سراسر کشور به نحو احسن در حال اجرا است.

 

ورود مالکان به ادارات ثبت ممنوع/ انجام تمامی مراحل ثبتی از طریق اینترنت

وی افزود: شرط نخست در اجرای این قانون انجام تمامی مراحل آن با استفاده از فناوریهای نوین است. به همین منظور  اکنون سامانه پذیرش الکترونیکی تقاضاها تهیه شده تا متقاضیان با مراجعه به سایت سازمان به آدرس www.ssaa.ir به راحتی بتوانند تقاضای خود را به واحد ثبتی ارسال کنند، تا سازمان ثبت پس از بررسی بر اساس مستندات و اسناد سازمان ثبت، سند تک‌برگ 6 دانگ برای مالکان صادر کند. متقاضیان دریافت سند تنها می توانند از طریق پایگاه اینترنتی درخواست خود را ثبت و از طریق پیامک و ایمیل پاسخ را دریافت کنند و مالکان در صورت مراجعه حضوری قادر به ثبت این درخواست نیستند.

 

رئیس سازمان ثبت اسناد در پاسخ به اینکه چه افرادی می توانند در این سامانه تقاضای خود را ثبت کنند گفت: مالکان رسمی، مشاعی و اشخاصی که املاکی را به صورت عادی خریداری کرده اند و به دلیل فوت مالک و ورثه و یا عدم دسترسی به آنان موفق به اخذ سند مالکیت مفروزی(شش دانگ) نشده اند، می توانند در سامانه، تقاضاهای خود را ثبت کرده تا سند شش دانگ صادر شود.

 

املاک دولتی فاقد سند شامل این قانون نیست

وی افزود: البته این قانون املاک و متصرفات دولتی را در بر نمی گیرد و باید از طریق وزارت راه و شهرسازی دنبال شود. در خصوص املاک وقفی هم باید بگویم بر اساس این قانون به متصرفان املاک موقوفه سند مالکیت اعیانی داده می شود.

 

نحوه بررسی تقاضای صدور سند مالکیت

 تویسرکانی در مورد نحوه بررسی تقاضاها و صدور سند مالکیت گفت: در هر حوزه ثبتی هیئت یا هیئتهای حل اختلاف که در این قانون هیئت نامیده می شود با حضور یک قاضی به انتخاب رئیس قوه قضائیه، رئیس اداره ثبت و حسب مورد رئیس اداره راه و شهرسازی یا رئیس اداره جهاد کشاورزی تشکـیل جلسه می دهند که این اعضا با بررسی مدارک و دلایل ارایه شده و در صورت لزوم انجام تحقیقات لازم و جلب نظر کارشناس مبادرت به صدور رأی می کنند.

 

پیش بینی ثبت 3 میلیون متقاضی سند در سامانه

 وی افزود: 420 واحد ثبتی در سراسر کشور آماده انجام درخواستهای مالکان برای صدور سند هستند که به پیش بینی ما در سال جاری سه میلیون تقاضا برای بررسی در سامانه سازمان ثبت اسناد ثبت می شود.

 

دلایل عدم صدور سند مالکیت

 معاون قوه قضائیه در پاسخ به اینکه چه زمانی هیئت اختلاف به این نظر می رسند که برای این ملک و زمین سندی صادر نشود گفت: در برخی از موارد مثل فوت مالک رسمی و حداقل یک نفر از ورثه وی، عدم دسترسی به مالک رسمی، صورت فوت مالک، عدم دسترسی به حداقل یک نفر از ورثه مالک، مفقود الاثر بودن مالک رسمی و حداقل یک نفر از ورثه مالک و عدم دسترسی به مالکان مشاعی در مواردی که مالکیت متقاضی، مشاعی و تصرفات وی در ملک، مفروز است صدور سند صورت نمی گیرد.

 

اجرای قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی بدون محدودیت زمانی

 رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در پاسخ به اینکه مدت زمان اجرای این طرح چقدر است گفت: یکی از مزیتهای این قانون این است که مدت زمان ندارد و مردم یا همان مالکان می توانند هر زمان برای اخذ سند مالکیت درخواست الکترونیکی خود را ارائه نمایند.

 

توسرکانی اظهار داشت: البته هنوز فراخوان عمومی اعلام نکردیم چون باید تمامی بسترهای لازم از نظر سخت افزاری و نرم افزاری مهیا شود ولی هم اکنون این کار در ادارات کل ثبتی در حال اجراست و سامانه هم در حال دریافت اطلاعات مالکان است. مالک یا متقاضی باید نقشه کاداستر ملک خود را همراه با تکمیل درخواست صدور سند در سامانه تکمیل و بارگذاری کرده و پس از ارسال منتظر نتیجه هیئت تخصصی شود.

ماده 147و148 اصلاحی قانون ثبت

قانون مواد 147 و 148 اصلاحي قانون ثبت

صدور اسناد رسمي براي ساختمان هاي مسکوني و زمين هاي کشاورزي و باغ ها به استناد اسناد عادي يکي از نيازهاي جامعه است. هرچند اين امر ممکن است نهادهاي ذي نفع را با چالش هايي جدي روبه رو نمايد؛ اما هدف اصلي قانون گذار از تدوين قانون مواد 147 و 148 اصلاحي ثبت، آسان نمودن روند صدور سند مالکيت براي متصرفاني است که از املاک خود براي مدتي بهره برداري مي کرده اند و به واسطه موانع قانوني امکان اخذ سند براي آنها ميسر نشده است. قانوني که نتواند نيازهاي اکثريت جامعه را درخصوص اثبات مالکيت آنها برآورده نمايد، قانوني کامل و بدون عيب نخواهد بود‌

قانون اصلاح و حذف موادي از قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310 و اصلاحات بعدي آن که در اين نوشتار به اختصار مواد 147 و 148 اصلاحي قانون ثبت نـامـيـده مي شود، در يک بازه پنج مرحله اي توسط نمايندگان مردم تصويب و تمديد شده و براي اجرا به مراجع ذي صلاح ابلاغ گرديده است

اين قانون در سال 1310 به تصويب رسيده و در تاريخ هاي 31 تير 1365 (مرحله اول)، 2 دي 1365 (مرحله دوم)، 21 شهريور 1370 (مرحله سوم)، 9 تير 1375 (مرحله چهارم) و 18 آبان 1378 (مرحله پنجم) با اضافه کردن اصلاحاتي تمديد شده است

البته در بعضي از کلان شهرها اجراي آخرين مرحله تمديد اين قانون -در زمان نگارش اين مقاله- به اتمام نرسيده است

مشکلاتي که در محاکم قضايي درخصوص اسناد عادي پيش آمده بود، قانون گذار را بر آن داشت که به نحوي موانع پيش روي اخذ اسناد رسمي مالکيت (تبديل سند عادي به رسمي) را از سر راه بردارد

با گذشت بيش از 4 سال از آخرين مهلت تشکيل پرونده (23 آذر 1383) بيشتر پرونده هاي تشکيل داده شده (به غير از موارد کلان شهرها و وجود نقايص در پرونده ها) منتهي به صدور رأي شده اند و با پايان يافتن بررسي آخرين پرونده ها، ديگر به لحاظ قانوني پرونده اي نمي تواند مورد رسيدگي و اقدام قرار گيرد

هدف از تصويب قانون

پس از بررسي و کنکاش در تاريخچه و علت تصويب قانون مصوب سال 1365 و تمديد و انجام اصلاحات مکرر در آن، هدف از تصويب اين قانون را به طور عمده مي توان موارد زير برشمرد

ماده 147 اصلاحي- تعيين وضع ثبتي اعيان املاکي که اشخاص تا تاريخ اول فروردين 1370 بر روي زمين هايي ايجاد نموده اند که به واسطه موانع قانوني، تنظيم سند رسمي براي آنها ميسور نبوده است و همچنين تعيين وضع ثبتي اراضي کشاورزي و نسق زراعتي و باغ ها، اعم از شهري و غيرشهري و اراضي خارج از محدوده شهر و حريم آن که اولاً، اشخاص تا تاريخ اول فروردين 1370 خريداري کرده اند و مورد بهره برداري متصرفان مي باشد و ثانياً، به واسطه موانع قـانـونـي، تـنـظـيـم سـند يا صدور سند مالکيت براي آنها ميسر نبوده است

تفاوت اعياني احداثي بر روي زمـيـن هـا با اراضي کشاورزي و باغ ها در اين است که در اعياني امـلاک نـکـتـه مورد توجه و ملاک، ايجاد اعياني پيش از اول فـرورديـن 1370 مـي بـاشد و تاريخ معامله مورد نظر نيست. هدف از اتخاذ اين تدبير نيز آن بوده که وضع ثبتي اعيان املاکي که تا تاريخ اول فروردين 1370 ايجاد شده اند و به واسطه موانع قانوني تنظيم سند رسمي براي آنها امکان پذير نبوده است، روشن شود؛ در حالي که در مورد اراضي کشاورزي و باغ ها ملاک عمل انجام معامله تا تاريخ اول فروردين 1370 مي باشد و نيز بهره برداري متصرف مورد نظر است

 

پس به طور خلاصه مي توان گفت که در مورد اعياني احداثي بر روي زمين ها، آنچه تعيين کننده است، احداث اعياني تا پيش از تاريخ اول فــــرورديـــن 1370 مـــي بـــاشـــد؛ امـــا درخصوص اراضي زراعي و باغ ها، خريداري و بهره برداري از آنها تا پيش از تاريخ اول فروردين 1370 مورد نظر است. بنابراين در هر دو مورد، تصرف مـلاک عمل است که به شرح زير تعيين تکليف مي شود

در صـورتي که بين مالک و مـتصرف توافق وجود داشته باشد، رئيس ثبت دستور ادامه عمليات ثبتي را به نام متصرف پس از کارشناسي کارشناسان ثبت صادر مي نمايد. بند يک ماده 147

تعيين تکليف انتقال هاي رسمي و عادي که به نحو مشاع صورت گرفته اند؛ اما تصرف به صورت مفروز است و ساير مالکان تصرفات متصرف را تأييد مي کنند. در اين صورت نيز رئيس ثبت دستور صدور سند مالکيت را صادر مي کند. بند 2 ماده 147

تعيين تکليف املاکي که مالکان عرصه و اعيان از يکديگر جدا بوده و در مورد مطالعه، بيشتر اعيان ملک نظير مازندران مي باشد. بند 3 ماده 147

تعيين وضعيت ثبتي املاکي که متصرف نتواند سند عادي مالکيت خود را ارائه نمايد. بند 4 ماده 147

تعيين وضعيت ثبتي املاکي که در مورد تصرف متصرفان آنها اختلاف وجود دارد. بند 5 ماده 147

مواردي که متصرف با در دست داشتن سند عادي تقاضاي سند رسمي دارد. بند 6 ماده 147

بندهاي شش گانه بالا درخصوص اقدام قانوني براي هر کدام از شرايط اجراي خود مي باشند. به جز بندهاي اول و دوم، به موضوع ديگر بندها با ارجاع رئيس ثبت به هيئت ماده 2 (ماده 148) اصلاحي در هيئت حل اختلاف آن قانون رسيدگي مي شود

ماده 148 اصلاحي- در هر حوزه ثبتي هيئت يا هيئت هايي به عنوان هيئت حل اختلاف در ثبت تشکيل مي شود. در اين بخش به اجمال به وظايف اين هيئت اشاره مي  گردد

1-هيات حل اختلاف مکلف است ظرف 3 سال از تاريخ ارجاع پرونده، رأي خود را صادر نمايد. تبصره يک

در صورتي که اعيان به صورت کلي يا جزئي در اراضي موقوفه احداث شده باشد، با تعيين اجرت زمين نسبت به دستور صدور سند مالکيت به صورت جزئي و يا کلي اقدام مي  کند. تبصره 2

تعيين تکليف نسبت به اعيان ايجاد شده در اراضي دولت و شهرداريتبصره 3

تعيين تکليف نسبت به املاکي که سابقه ثبت ندارند و متقاضي به عنوان مالک متصرف است. تبصره 4

اگر ملک در جريان ثبت بوده و سابقه تحديد حدود نداشته باشد، مطابق تبصره 4 ماده 148 اقدام مي شود. تبصره 5

در صورتي که ملک قبلاً ثبت دفتر املاک شده باشد، بايد مطابق اين قانون با رأي هيئت، سند مالکيت به نام متصرف صادر گردد. تبصره 6

رسيدگي به تقاضاي اتباع بيگانه مستلزم رعايت تشريفات آيين نامه استملاک اتباع خارجه در ايران است. تبصره 7

چنانچه در زمان رسيدگي معلوم شود که ملک جزو حوزه ثبتي ديگري است. تبصره 8

بنابراين، هدف از تصويب اين قانون و قوانين قبلي پذيرفتن واقعيت هاي خارجي موجود در جامعه و تعيين تکليف وضعيت انبوهي از خانه هاي مسکوني، باغ ها، نسق زراعي و اراضي خارج از محدوده شهرهاست که فاقد سند رسمي بوده و يا باوجود داشتن تصرفات مفروزي، سند مشاعي داشته اند.باوجود آن که اين قبيل مالکان، در ملک خريداري شده مبالغي را هزينه نموده و آن را مورد بهره برداري هم قرار داده بودند؛ اما در عمل نمي توانستند از تمام مزاياي مالکيت خود استفاده کنند؛ چراکه قانون يا آنها را مالک نمي شناخت و يا تصرفات مفروزي آنان را تأييد نمي کرد.

 

مجموعه اصطلاحات ثبتی

مجهول

اصطلاحی است در ثبت اسناد به معنای  املاک مجهول المالک ـ مراجعه کنید به عبارت املاک مجهول المالک

 

مرتهن

مراجعه کنید به عبارت رهن

 

مشاعات و مشترکات

قسمت‌هاي از ساختمان است كه حق استفاده از آن منحصر به يك يا چند ساختمان يا محل پيشه مخصوص نبوده و به كليه مالكين به نسبت قسمت اختصاصي آن‌ها تعلق مي‌گيرد به طور كلي قسمت‌هايي كه براي استفاده اختصاصي تشخيص داده نشده است يا در اسناد مالكيت ملك اختصاصي يك يا چند نفر از مالكين تلقي نشده از قسمت‌هاي مشترك محسوب مي‌شود مگر آن‌كه تعلق آن به قسمت معيني برطبق عرف و عادت محل مورد ترديد نباشد.

 

کاداستر

عملیاتی است جهت انجام و نصب علائم و نشانه‌هاي مربوط به تحديد حدود املاك و حريم آنها

 

کاربری

یکی از حالات خانه- آپارتمان- زمین- زمین محصور- عمارت مسکونی، تجاری، تجاری مسکونی، پاساژ، تعمیر گاه، چاه تلمبه- جنگل- چهار دیواری و آموزشی، بهداشتی- اداری- مزروعی، باغ- اماکن مقدس- بازارچه- باغچه- بقعه- بنای احداثی- پرورشگاه- تجارتخانه- و ... می باشد که در اسناد مالکیت درج می شود.

 

كارشناسان رسمي

كليه كارشناسان رسمي عضو كانون كارشناسان رسمي محسوب مي‌شوند و تابع مقررات لايحه قانوني مربوط به استقلال كانون كارشناسان رسمي مصوب 1/8/1358 شوراي انقلاب و نظامات كانون مي‌باشند . شرايط كارشناس رسمي از قرار زير است: 1- داشتن تخصص كامل در علم يا فني كه داوطلب كارشناسي در آن هستند. 2- داشتن بيش از 25 سال. 3- عدم شهرت به فساد اخلاق و تجاهر به استعمال مسكر و افيون. 4- نبودن تحت ولايت و قيمومت. 5- عدم محكوميت به جنايت و محكوميت به جنحه كه مستلزم محروميت از حقوق اجتماعي بوده و يا مستلزم محروميت از شغلي است كه تخصص در آن دارند و همچنين عدم محكوميت به كلاهبرداري و خيانت در امانت و سرقت و ورشكستگي به تقلب و جنحه‌هاي مذكور در اين قانون. 6- عدم محكوميت به انفصال ابد از خدمات دولتي

 

مستند مالکیت

مستند مالکیت نحوه تملک ملک و مشخصات آخرین مالک و نحوه انتقال ملک به مالک با ذکر شماره سند است که در اسناد مالکیت درج می شود


منافع ملك

مراجعه کنید به عبارت سرقفلی

 

موات

مراجعه کنید به عبارت اراضی موات

 

نوع مالکیت

یکی از حالتهای "مفروز، مشاع، عرصه، اعیان و " عرصه و اعیان"

 

نوع ملک

منظور از نوع ملک  یکی از حالات، " طلق- وقف- ثلث- حبس- طلق و وقف- طلق با عرصه وقف- وقف آستان قدس رضوی" می باشد که در اسناد مالکیت درج می شود

 

وضعیت خاص

یکی از حالات " عرصه، اعیان، عرصه و اعیان" می باشد که در اسناد مالکیت درج می شود

 

وصیت

وصيت بر دو قسم است: تمليكي و عهدي. (ماده 825 قانون مدني)

 

وصیت نامه رسمی

ترتيب تنظيم وصيت‌نامه رسمي و اعتبار آن به طوري است كه براي اسناد تنظيم شده در دفاتر اسناد رسمي مقرر است. (ماده 277 قانون امور حسبي مصوب 2/4/1319)

 

وقف

عبارت است از اين‌كه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود. (ماده 55 قانون مدني)

 

وكالت

عقدي است كه به موجب آن يكي از طرفين طرف ديگر را براي انجام امري نايب خود مي‌نمايد. (ماده 656 قانون مدني)

هبه

 عقدي است كه به موجب آن يك نفر مالي را مجاناً به كس ديگري تمليك مي‌كند تمليك‌كننده را واهب طرف ديگر را متهب، مالي را كه مورد هبه است عين موهوبه مي‌گويند. (ماده 795 قانون مدني)

قباله ازدواج

قباله ازدواج در صورتي كه مطابق نظامنامه‌هاي وزارت عدليه (یعنی تنظیم آن مطابق مقررات در دفاتر ازدواج و طلاق) به ثبت رسيده باشد سند رسمي و الا سند عادي محسوب خواهد شد. (ماده 2 قانون راجع به ازدواج مصوب 23/5/1310)

 

قسمت‌هاي مشترك آپارتمانها

قسمت‌هاي مشترك مذكور در قانون تملك آپارتمان‌ها مصوب 16/12/1343 عبارت از قسمت‌هايي از ساختمان است كه حق استفاده از آن منحصر به يك يا چند آپارتمان يا محل پيشه مخصوص نبوده و به كليه مالكين به نسبت قسمت اختصاصي آن‌ها تعلق مي‌گيرد به طور كلي قسمت‌هايي كه براي استفاده اختصاصي تشخيص داده نشده است يا در اسناد مالكيت ملك اختصاصي يك يا چند نفر از مالكين تلقي نشده از قسمت‌هاي مشترك محسوب مي‌شود مگر آن‌كه تعلق آن به قسمت معيني برطبق عرف و عادت محل مورد ترديد نباشد. (ماده 2) در سوابق ثبتی این قسمتها به عنوان مشاعات و مشترکات ثبت می شوند و در اسناد مالکیت آپارتمانها و اوراق مرتبط با آن به اختصار مشاعات و مشترکات طبق قانون تملک آپارتمانها و آیین نامه اجرایی آن درج می شود

 

كانون سردفتران

وزارت عدليه در نقاطي كه مقتضي بداند كانون سردفتران تشكيل خواهد داد- كانون مزبور داراي شخصيت حقوقي و از حيث عوايد و مخارج مستقل و از نظر نظامات تابع وزارت عدليه است. (ماده 28 قانون دفتر اسناد رسمي مصوب 15/3/1316)

 

كانون كارشناسان رسمي

داراي شخصيت حقوقي است كه در مقر هر دادگاه استان تشكيل مي‌شود. تشكيل كانون كارشناسان رسمي هر استان منوط بر اين است كه تعداد كارشناسان رسمي آن استان به سي نفر برسد و تا وقتي كه عده كارشناسان به حد نصاب مذكور نرسيده كارشناسان رسمي آن استان تابع مقررات و نظامات كانون كارشناسان رسمي تهران خواهند بود. كليه كارشناسان رسمي عضو كانون كارشناسان رسمي محسوب مي‌شوند و تابع مقررات اين قانون و نظامات كانون مي‌باشند. (ماده 1 لايحه قانوني مربوط به استقلال كانون كارشناسان رسمي مصوب 1/8/1358 شوراي انقلاب)

 

کوچه

راهي در مناطق مسكوني كه عرض آن حداكثر 6 متر باشـد. (بنـد 78 مـاده 1 آيين‌نامه راهنمايي و رانندگي مصوب 18/3/1384 هيئت وزيران)

 

مال غيرمنقول

آن است كه از محلـي به محـل ديگـر نتـوان نقل نمـود اعم از اين كه استقرار آن ذاتي باشد يا به واسطه عمل انسان به نحوي كه نقل آن مستلزم خرابي يا نقص خود مال يا محل آن شود. (ماده 12 قانون مدني)

 

 

مال منقول

اشيايي كه نقل آن از محلي به محل ديگر ممكن باشد بدون اين كه به خود يا محل آن خرابي وارد آيد منقول است. (ماده 19 قانون مدني)

 

متولي

متولي موقوفه كسي است كه به موجب مفاد وقفنامه و مقررات قانون مدني يا قانون تشكيلات و اختيارات سازمان حج و اوقاف و امور خيريه مصوب 2/10/1363واجد اين سمت باشد. د (ماده 4) توليت متولي بايد به وسيله شعبه تحقيق اوقاف گواهي شود. اشخاص ذي‌نفع پس از ابلاغ تصميم شعبه تحقيق در صورتي كه معترض باشند مي‌توانند ظرف ده روز اعتراض‌نامه خود را به هيأت تجديدنظر اوقاف تسليم كنند پس از انقضاي مدت گواهي شعبه تحقيق اوقاف و تصميم هيأت تجديد نظر از ناحيه اشخاص ذي‌نفع قابل شكايت در دادگاه شهرستان است و حكم دادگاه در اين موارد قابل پژوهش و فرجام مي‌باشد. همين حكم در مورد ثلث- نذر و حبس نيز جاري است. (ماده 4 قانون اوقاف مصوب 22/4/1354)

صلاحیت دفاتر اسنادرسمی

دفترخانه‌ها از نظر صلاحيت به سه درجه تقسيم مي‌شوند: 1- دفترخانه درجه اول كه به وسيله يك سردفتر درجه اول و يك يا چند دفتريار اداره مي‌شود و اجازه تنظيم و ثبت همه گونه اسناد و معاملات را دارا است. 2- دفترخانه درجه دوم كه به وسيله يك سردفتر درجه دوم اداره مي‌شود و اجازه تنظيم و ثبت اسناد و معاملات به هر مبلغي را دارا بوده و مي‌تواند يك دفتريار داشته باشد. 3- دفترخانه درجه سوم كه به وسيله يك سردفتر درجه سوم اداره مي‌شود و اجازه تنظيم و ثبت اسناد تا پنج هزار ريال را دارد. (ماده 4 قانون دفتر اسناد رسمي مصوب 15/3/1316) این نحو تقسیم بندی بر اساس قوانین و مقررات جاری کشوردیگر اجرا نمی شود

 

صورت جلسه

صورت جلسات ثبتی در حکم اسناد رسمی هستند زیرا منجر به تنظیم سند رسمی می شوند ، در تنظیم هر صورت مجلسی باید نکاتی رعایت شود و این نکات تشکیل دهنده عناصر و ارکان هر صورت مجلس می باشد

صورت جلسات ثبتی انواعی دارند از قبیل صورت جلسه افراز ، صورت جلسه تفکیک ، صورت جلسه اصلاحی ، صورت جلسه اصلاح حد به کوچه ، صورت جلسه اجرای ماده 149 ، صورت جلسه معاینه محل ، صورت جلسه تحدید حدود ، صورت جلسه اجرای ماده 45 آیین نامه ، صورت جلسه اجرای بند 372 مجموعه بخشنامه های ثبتی و عیره

 

طرح تفصيلي

عبارت از طرحي است براساس معيارها و ضوابط كلي طرح جامع شهر نحوه استفاده از زمين‌هاي شهري در سطح محلات مختلف شهر و موقعيت و مساحت دقيق زمين براي هر يك از آن‌ها و وضع دقيق و تفصيلي شبكه عبور و مرور و ميزان و تراكم جمعيت و تراكم ساختماني در واحدهاي شهري و اولويت‌هاي مربوط به مناطق بهسازي و نوسازي و توسعه و حل مشكلات شهري و موقعيت كليه عوامل مختلف شهري در آن تعيين مي‌شود و نقشه‌ها و مشخصات مربوط به مالكيت براساس مدارك ثبتي تهيه و تنظيم مي‌گردد. (بند 3 ماده 1 از قانون تغيير نام وزارت آباداني و مسكن به وزارت مسكن و شهرسازي و تعيين وظايف آن مصوب 16/4/1353) این طرح زاینده اجرای ماده 45 آیین نامه قانن ثبت املاک می باشد

 

طرح‌ هادي

عبارت از طرحي است كه در آن جهت گسترش آتي شهر و نحوه استفاده از زمين‌هاي شهري براي عملكردهاي مختلف به منظور حل مشكلات حاد و فوري شهر و ارائه راه‌حل‌هاي كوتاه مدت و مناسب براي شهرهايي كه داراي طرح جامع نمي‌باشند تهيه مي‌شود. (بند 4 ماده 1 قانون تغيير نام وزارت آباداني و مسكن به وزارت مسكن و شهرسازي و تعيين وظايف آن مصوب 16/4/1353) این طرح زاینده اجرای ماده 45 آیین نامه قانن ثبت املاک می باشد

 

طلاقنامه رسمی

طلاقنامه در صورتي كه مطابق نظامنامه‌هاي وزارت عدليه (یعنی تنظیم آن مطابق مقررات در دفاتر ازدواج و طلاق) به ثبت رسيده باشد سند رسمي و الا سند عادي محسوب خواهد شد. (از ماده 2 قانون راجع به ازدواج مصوب 23/5/1310)

 

عقد

عبارت‌است از اين‌كه يك يا چند نفر در مقابل يك يا چند نفر ديگر تعهد بر امري نمايند و مورد قبول آن‌ها باشد. (ماده 183 قانون مدني)

 

 عملیات مقدماتی ثبت

 

 به مجموعه عملیات تنظیم اظهارنامه ،انتشار آگهی های نوبتی وتحدیدی انجام عملیات تحدید حدود وسپری شدن مدت اعتراض نسبت به اصل وحدود ملک عملیات مقدماتی ثبت گویند

 

فسخ

به هر لفظ يا فعلي كه دلالت بر آن نمايد حاصل مي‌شود. (ماده 449 قانون مدني)

 

فرم 19 مالیاتی

گواهی است كه از طرف اداره امور اقتصادی و دارائی محل صادر می شود و دلالت بر وصول مالیات بر ارث از ورثه و عدم بدهی مالیاتی آنان می نماید كه در گواهی مذكور مشخصات ملكی كه ورثه قصد دریافت سند آن را بنام خود دارد باید قید شده باشد در صورتیكه تاریخ فوت مورث قبل از سال 1346 باشد نیازی به مطالبه فرم 19 مالیاتی نیست.

سند رسمی

اسنادي كه در اداره ثبت اسناد و املاك يا دفاتر اسناد رسمي يا در نزد ساير مأمورين رسمي در حدود صلاحيت آن‌ها و بر طبق مقررات قانوني تنظيم شده باشند رسمي است. (ماده 1287 قانون مدني) سندي كه مطابق قوانين به ثبت رسيده رسمي است و تمام محتويات و امضاهاي مندرجه در آن معتبر خواهد بود مگر آن كه مجعوليت آن ثابت شود. انكار مندرجات اسناد رسمي راجع به اخذ تمام يا قسمتي از وجه يا مال و يا تعهد به تأديه وجه يا تسليم مال مسموع نيست. (ماده 70 قانون اصلاح مواد 13، 41، 43، 70، 111و 117 قانون ثبت اسناد و املاك مصوب 7/5/1312) اسناد رسمي از قرار تفصيل ذيل است: 1ـ اسنادي كه در اداره ثبت اسناد به طوري كه قانون معين كرده ثبت يا تصديق شده باشد. 2ـ تسجيلات و تصديقات محاضر شرعيه كه مراجع عدليه‌اند در امور راجعه به آن‌ها. 3ـ تصديقات محاكم عدليه در صورتي كه‌خارج از صلاحيت آن‌ها نباشد و همچنين تصديقات ادارات دولتي دراموري كه راجع به آن‌ها است در صورتي كه تصديق خارج از صلاحيت آن‌ها نباشد. (ماده 282 از قوانين موقتي اصول محاكمات حقوقي مصوب 18/8/1290)

 

سندعادی

غير از اسناد مذكوره در ماده 1287 ساير اسناد عادي است. (ماده 1289 قانون مدني) اسناد عادي سندي است كه غير از اسناد رسمي باشد. (ماده 283 قوانين موقتي اصول محاكمات حقوقي مصوب 18/8/1290)

 

سند مالکیت المثنی

وقتی که سند ملاکیت از بین برود مثلا دچار حریق شود و اثری از آن باقی نماند یا گم شود مالک می‌تواند از اداره ثبت محل وقوع ملک تقاضای صدور سند مالکیت المثنی نماید.

 


سند متمم 

مراجعه کنید به عبارت دفترچه انتقالات

 

سند معارض

چنانچه نسبت به تمام یا قسمتی از ملكی دو بار سند مالكیت صادر شود سند مالكیت مؤخر صدور را كه نسبت به تمام یا قسمتی از ملك صادر شده سند معارض گویند و تا زمانی كه حكم قطعی  دادگاه به صحت آن صادر نشده نسبت به میزان و مورد تعارض سند معارض تلقی می شود.(بند1 از ماده 3 لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالكیت معارض(

 

سواد مصدق

مقصود از سواد مصدق سوادي است كه دفتر محكمه‌اي كه عرضحال به آن‌جا داده مي‌‌شود يا دفتري كه از محاكم ديگر يا يكي از ادارات ثبت اسناد يا دفتر اسناد رسمي و در جايي كه هيچ يك از آن‌ها نباشد حاكم محل يا يكي از ادارات دولتي مطابقت آن را با اصل تصديق كرده باشد. در صورتي كه سواد سند در خارجه تهيه شده باشد بايد در دفتر يكي از سفارت خانه‌ها يا قنسول‌گري‌هاي ايران مصدق شود. هرگاه اسناد مفصل باشد مثل دفتر تجارتي يا اساسنامه شركت و امثال آن قسمت‌هايي كه مدرك ادعا است خارج نويس شده ضميمه عرضحال مي‌گردد. (ماده 71 قانون اصول محاكمات حقوقي و تجاري مصوب 28/10/1314)

 

شماره ثبتی

عددی است که معیار شناسایی املاک از یکدیگر می باشد و ترتیب آن بسته به زمان ثبت آن ملک و مجاورین  دارد بدین ترتیب اعداد کوچکتر مربوط به ثبت های نخستین و برعکس می باشد شماره ثبتی را نماینده با استناد به آخرین شماره ثبت شده در دفتر توزیع اظهارنامه اخذ می کند و در هنگام تعیین شماره برای ملک مورد تقاضا در صورتی که مجاورین آن فاقد شماره باشند برای آنها نیز بایستی شماره تعیین و در تعریف حدود و مشخصات ملک مورد تقاضا شماره های مجاورین نیز بایستی مشخص شده باشد.

دفتريار

كسي است كه سمت معاونت دفترخانه را دارا است و برحسب پيشنهاد سردفتر و تصويب وزارت عدليه انتخاب مي‌گردد (ماده 24 قانون دفتر اسناد رسمي مصوب 15/3/1316)

 

دفتريار اول

هر دفترخانه علاوه بر يك دفتريار كه سمت معاونت دفترخانه و نمايندگي سازمان ثبت را دارا است و دفتريار اول ناميده مي‌شود مي‌تواند يك دفتريار دوم نيز داشته باشد. دفتريار به پيشنهاد سردفتر و به موجب ابلاغ سازمان ثبت اسناد و املاك كشور برابر مقررات اين قانون منصوب مي‌شود. (ماده 3 قانون دفاتر اسناد رسمي و كانون سردفتران و دفترياران مصوب 25/4/1354)

 

راه

عبارتست از تمامي سطح خيابان، جاده، كوچه و كليه معابري كه براي عبور و مرور عموم اختصاص داده مي‌شود. (بند ج ماده 1 آيين‌نامه اجرايي قانون استفاده از كمربند ايمني مصوب 22/4/1384 هيئت وزيران)

 

راهن

مراجعه کنید به عبارت رهن

 

ربعیه

فرض دو وارث ربع تركه است: 1- شوهر در صورت فوت زن با داشتن اولاد. 2- زوجه يا زوجه‌ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد. (ماده 900 قانون مدني)

 

رفع بازداشت املاک

 املاک اعم از اینکه دارای سند مالکیت باشد یا نباشند حسب دستور مراجع صالحه (همان مراجعی که آن ملک را بازداشت کرده اند) از آنان رفع بازداشت می‌گردد.

 

رهن

رهن عقدي است كه به موجب آن مديون مالي را براي وثيقه به داين مي‌دهد. رهن‌دهنده را راهن و طرف ديگر را مرتهن مي‌گويند. (ماده 771 قانون مدني)

 

رودخانه

مجرايي است طبيعي كه آب به طور دائم يا فصلي در آن جريان داشته باشد. (بند الف ماده 1 از آيين‌نامه مربوط به بستر و حريم رودخانه‌ها، النهار، مسيل‌ها، مرداب‌ها، بركه‌هاي طبيعي و شبكه‌هاي آبرساني، آبياري و زهكشي مصوب 11/7/1379)

 

سردفتر

براي تنظيم و ثبت اسناد رسمي وزارت عدليه در حوزه‌هاي ثبتي به قدر كفايت دفتر اسناد رسمي تأسيس خواهد نمود. (ماده 1 قانون دفتر اسناد رسمي مصوب 15/3/1316) اداره امور دفترخانه اسناد رسمي به عهده شخصي است كه با رعايت مقررات بنا به پيشنهاد سازمان ثبت اسناد و املاك كشور با جلب نظر مشورتي كانون سردفتران و به موجب ابلاغ وزير دادگستري (اکنون ابلاغ صادره از سوی رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک می باشد) منصوب و سردفتر ناميده مي‌شود. (ماده 2 قانون دفاتر اسناد رسمي و كانون سردفتران و دفتر ياران مصوب 25/4/1354)

  

سرقفلی

سر قفلی یا منافع ملك عبارت از حقوقی هستند كه ممكن است متعلق به مالك ملك باشد یا دیگری و این قبیل منافع كه مالك آنها را به موجب سند رسمی به دیگری واگذار می نماید معمولاً به املاكی تعلق دارند كه حالت تجاری را دارا می باشند.


حق انتفاع

عبارت از حقي است كه به موجب آن شخص مي‌تواند از مالي كه عين آن ملك ديگري است يا مالك خاصي ندارد استفاده كند. (ماده 40 قانون مدني)

 

حقابه

عبارت از حق مصرف آبي است كه در دفاتر جزء جمع يا اسناد مالكيت يا حكم دادگاه يا مدارك قانوني ديگر قبل از تصويب اين قانون به نفع مالك آن تعيين شده باشد. (ماده 3 قانون آب و نحوه ملي شدن آن مصوب 27/4/1347)

 

حيازت

مقصود از حيازت تصرف و وضع يد است يا مهيا كردن وسايل تصرف و استيلا. (ماده 146 قانون مدني)

 

خلاصه معامله

به مفاد معاملات ثبت شده در دفاتر اسناد رسمی خلاصه معامله گویند ، که در دفاتر املاک در ذیل ثبت ملک ویا با قید خروجی در دفاتر املاک جاری ،واحد ثبتی محل وقوع ملک ثبت می گردد.

 

 

خیابان

راه عبور و مرور در محل سكونت و فعاليت مردم كه عرض آن بيش از 6 متر باشد. (بند 52 ماده 1 آيين‌نامه راهنمايي و رانندگي مصوب 18/3/1384 هيئت وزيران)

 

دایر

اراضي داير زمين‌هايي است كه آن را احيا و آباد كرده‌اند و در حال حاضر داير و مورد بهره‌برداري مالك است. زمين‌هاي داير مشمول  قانون زمين شهري مصوب 22/6/1366صرفاً اراضي كشاورزي يا آيش اعم از محصور يا غيرمحصور مي‌باشد. (ماده 5)

 

دفاتر مباشرت ثبت

از قرار تفصيل ذيل است: اولاً- دو دفتر براي ثبت اسناد به طوري كه قانون معين مي‌كند، يكي براي معاملات راجعه به اموال غيرمنقوله و ديگري براي ساير معاملات. ثانياً- دو دفتر فهرست كه در آن مباشر ثبت مفاد اسناد ثبت شده و تصديقات خود را با قيد سجلات و امضاها و همچنين كليه اقداماتي را كه موافق وظايف خود به عمل مي‌آورد نسختين مي‌نويسد (به‌طور اختصار فهرست مي‌كند). ثالثاً- دفتر نماينده عمومي كه به ترتيب حروف تهجي براي كليه اسنادي كه در نزد مباشر ثبت يا تصديق شده ترتيب مي‌شود. رابعاً- دفتر صورت اسنادي كه در مباشرت ثبت توديع مي‌شود. خامساً- دفتر صورت اشخاصي كه ورشكسته و يا در تحت قيموميت يا ولايت شرعي اعلان شده‌اند. سادساً- دفتر عايدات. (ماده 18 قانون ثبت اسناد مصوب 21/2/1290) این دفاتر با اجرای قانون جاری کشور دیگر وجود ندارند

 

دفتر توزیع اظهار نامه

دفتری است که املاک بخشهای مختلف حوزه ثبتی هر شهرستان به ترتیب پلاک کوبی در آن شماره گذاری گردیده است.

 

دفترچه انتقالات

دفترچه متمم اسناد مالكیت یا به عبارت دیگر سند متمم دفترچه ای است بهادار كه بعداز پر شدن ستونهای نقل و انتقالات سند مالكیت كه در صفحات آخر اسناد مالكیت پیش بینی شده ضمیمه می گردد.(بند310 مجموعه بخشنامه های ثبتی) بدین معنی اگر ستون نقل و انتقالات سند مالكیت ملكی بر اثر انجام معاملات متعدد اعم از شرطی و رهنی و قطعی پر شود مالك می تواند درخواست سند متمم را بنماید

 

دفترخانه اسناد رسمي

واحد وابسته به وزارت دادگستري است و براي تنظيم و ثبت اسناد رسمي طبق قوانين و مقررات مربوط تشكيل مي‌شود. (ماده 1 قانون دفاتر اسناد رسمي و كانون سردفتران و دفترياران مصوب 25/4/1354) دفترخانه محلي است كه سردفتر براي انجام كار و وظايف دفتري خود تعيين و به اداره ثبت محل و اداره ثبت اسناد مركز اطلاع مي‌دهد (ماده 22 قانون دفتر اسناد رسمي مصوب 15/3/1316)

 

دفتر گواهي امضا

دفتري است كه منحصراً مخصوص تصديق امضا ذيل نوشته‌هاي عادي است و نوشته تصديق امضا شده با توجه به ماده 375 آيين دادرسي مدني مسلم‌الصدور شناخته مي‌شود. (ماده 20 قانون دفاتر اسناد رسمي و كانون سردفتران و دفترياران مصوب 25/4/1354)

شوند در این صورت مالک می تواند با ارائه لاشه سند از اداره ثبت محل وقوع ملک تقاضای سند جدید را بنماید.

آیین نامه اجرایی قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی


در اجرای تکالیف مقرر در مواد 15 و 17 و 18 قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی مصوب 20/9/1390 مجلس شورای اسلامی، آیین نامه اجرائی متضمن ترتیب تشکیل جلسات،  نحوه رسیدگی هیأتها و کارشناسان و نحوه دریافت و هزینه کرد وجوه قانونی به شرح زیر به تصویب می رسد.

ماده 1- در این آیین نامه عبارات و اصطلاحات زیر در معانی مشروحه ذیل به کار می رود:

1- قانون: قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی مصوب 20/9/1390 مجلس شورای اسلامی.

2-آیین نامه: آیین نامه اجرائی قانون مذکور.

3-هیأت: هیأت یا هیأت های حل اختلاف موضوع ماده یک قانون.

4-کارشناس: نماینده و نقشه بردار و کارشناس ثبتی که به موجب ابلاغ مدیرکل ثبت استان به عنوان کارشناس تعیین می گردد.

5-دبیر هیأت: کارمندی که به موجب ابلاغ مدیرکل ثبت استان به عنوان دبیر هیأت تعیین              می گردد.

6-واحد ثبتی: اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان.

7-دستگاه صاحب زمین: مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی که مالک یا متولی ملک                                           می باشد.

8-ملک جاری: ملکی که اظهارنامه ثبتی برای آن تنظیم گردیده، اما تاکنون در دفتر املاک ثبت نشده است.

9-بانک اطلاعات: بانک حاوی اطلاعات املاک در زمینه اقدامات انجام شده توسط هیأت و دبیرخانه موضوع این قانون.

10-هیأت نظارت: هیأت موضوع ماده 6 قانون اصلاح ثبت اسناد و املاک، مصوب 18/10/1351.

ماده 2- مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان موظف است ضمن ایجاد دبیرخانه و تعیین دبیر و نیروی انسانی و ملزومات مورد نیاز دبیرخانه، مقدمات پذیرش تقاضاها و تشکیل جلسات هیأتها را فراهم نماید. دبیر هیأت توسط مدیرکل ثبت استان از بین کارکنان رسمی و متعهد و متخصص به امور ثبتی و رایانه انتخاب می گردد.

ماده 3- در هر  واحد ثبتی یک دبیرخانه تشکیل می شود و به تعداد مورد نیاز نیروی انسانی در اختیار خواهد داشت. مسئولیت دبیرخانه به عهده دبیر هیأت می باشد. جلسات هیأت رسیدگی مطابق مقررات در دبیرخانه تشکیل و در صورت تراکم کار و ضرورت تشکیل دو یا چند هیأت دبیرخانه باید متناسب با انجام امور هیأت های مذکور مهیا گردد. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان مکلف است پیگیری و هماهنگی لازم جهت معرفی اعضاء هیأتها را با رئیس کل دادگستری استان، مدیران کل راه و شهرسازی و جهاد کشاورزی به عمل آورد.

ماده 4- متقاضی صدور سند مالکیت در اجرای مقررات قانون و آیین نامه از طریق مراجعه به درگاه الکترونیکی سازمان ثبت اسناد و املاک و تکمیل فرم تقاضانامه الکترونیکی و اسکن مدارک و مستندات مورد نیاز، تصویر مصدق مدارک و فایل نقشه را از طریق پست به دبیرخانه هیأت ارسال می نماید.

تبصره 1- متقاضی در صورت تمایل می تواند جهت تکمیل فرم تقاضانامه الکترونیکی و ارائه مدارک مورد نیاز به یکی از دفاتر اسناد رسمی مراجعه نماید. دفاتر مکلفند به نمایندگی از طرف متقاضی مطابق ضوابط آیین نامه پس از تکمیل فرم الکترونیکی تقاضا، نسبت به ارسال مدارک مورد نیاز به هیأت ها اقدام نمایند.

تبصره 2- متقاضی مکلف است در صورت تغییر محل سکونت یا شماره تلفن یا آدرس الکترونیکی مراتب را به واحد ثبتی مربوط اعلام کند.

ماده 5- دبیرخانه درخواست های واصل شده را به ترتیب تاریخ وصول بررسی و پس از ممیزی آن و مطابقت مدارک اسکن شده با تصاویر مصدق آن و اخذ گواهی تثبیت موقعیت نقشه ملک در سوابق کاداستر و احراز موضوع مبادرت به ثبت تقاضا نموده و به طریق الکترونیکی شماره پیگیری را به متقاضی اعلام می نماید. در صورتی که تصویر مصدق مدارک مالکیت ظرف مدت 20 روز به دبیرخانه واصل نگردد، دبیرخانه مراتب را به نحو الکترونیکی به متقاضی اخطار و چنانچه ظرف 20 روز مدارک به دبیرخانه تسلیم نشود، فایل مذکور بایگانی و به مدت سه ماه نگهداری و پس از آن در صورت عدم مراجعه حضوری متقاضی حذف خواهد شد.

چنانچه مدارک مصدق ارسالی ناقص بوده یا با محتوای فایل الکترونیکی ارسالی مغایرت داشته باشد، دبیرخانه مراتب نقص یا مغایرت را به نحو الکترونیکی در دو نوبت به فاصله 20 روز به متقاضی اعلام می نماید. متقاضی مکلف است ظرف 30 روز نسبت به رفع نقص اقدام و الا تقاضای وی با نظر هیأت رد می گردد.

تبصره: در خصوص درخواست هایی که از طریق دفترخانه ارسال می شود، در صورت عدم وصول مدارک به دبیرخانه هیأت، ضمن ارسال اخطاریه به متقاضی، مراتب به دفترخانه نیز اخطار خواهد شد.

ماده 6- دبیرخانه مکلف است کلیه مراحل ثبت تقاضاها و ممیزی مدارک را در سیستم، ثبت و پس از تکمیل و تعیین نوبت مراتب را به متقاضی اعلام و پس از استعلام وضعیت ثبتی ملک و دریافت پاسخ، پرونده ها را به ترتیب نوبت جهت رسیدگی به هیأت ارسال نماید. بدیهی است سوابق ثبت شده قابل تغییر نمی باشد و باید تحت شبکه در بانک اطلاعات واحد ثبتی و بانکهای دیگری که از طریق مرکز توسعه فناوری اطلاعات سازمان ثبت اسناد و املاک کشور پیش بینی خواهد شد، نگهداری شود.

تبصره 1- چنانچه مالک رسمی ملک مورد تقاضا، نهاد عمومی غیردولتی باشد و شخص به صورت عادی ملک را خریداری و متقاضی ثبت باشد لازم است دبیر هیأت ابتدا نظر دستگاه مربوط را اخذ و سپس در هیأت مطرح نماید. در مواردی که نهاد عمومی غیردولتی صرفا با انتقال اعیانی ملک موافقت نماید هیأت با حفظ حقوق مالک نسبت به عرصه، رأی به انتقال اعیانی به متقاضی خواهد داد.

تبصره 2- در رابطه با درخواست مرتبط به نسق زراعی دبیر هیأت مکلف است پس از دریافت مستندات مربوط به میزان نسق اولیه، مراتب را به هیأت ارائه نماید.

تبصره 3- هرگاه مورد تقاضا زمین مزروعی و یا باغ باشد و یا پلاک های ذیربط سابقه ملی یا موات داشته باشد، دبیر هیأت موظف است حسب مورد پس از جلب نظر ادارات جهاد کشاورزی یا راه و شهرسازی پرونده را به هیأت ارسال نماید.

ماده 7- نسبت به اشخاصی که قبلا در اجرای مقررات ماده 147 اصلاحی قانون ثبت اسناد و املاک در موعد مقرر پرونده تشکیل داده اند ولی تاکنون پرونده آنها منتهی به صدور رأی و یا قرار بایگانی نگردیده، دبیرخانه مکلف است مطابق ضوابط مقرر در ماده 5 آیین نامه با ارسال اخطاریه رفع نقص به متقاضیان، اقدام مقتضی را معمول نماید.

ماده 8- هیأت در ساعت غیراداری در محل دبیرخانه تشکیل و با حضور همه اعضاء رسمیت می یابد و پس از بررسی مدارک و دلایل ارائه شده مبادرت به صدور رأی می نماید. در صورت نقص  پرونده و ضرورت تحقیقات بیشتر و جلب نظر کارشناس، هیأت قرار ارجاع به کارشناس منتخب را صادر می نماید. در صورتی که هیأت تشخیص دهد درخواست متقاضی خارج از شمول مقررات قانون بوده و یا ملک مورد تقاضای ثبت از اراضی دولتی، ملی، موات، منابع طبیعی و عمومی باشد، رأی به رد درخواست متقاضی صادر می کند.

تبصره- در صورتی که صدور سند مالکیت به نحو مفروز ممکن نباشد، هیأت می تواند با درخواست متقاضی پس از تعیین ماخذ ششدانگ با رعایت سایر مقررات، رأی به صدور سند مالکیت مشاعی صادر نماید.

ماده 9- در مواردی که هیأت حضور متقاضی یا صاحبان عرصه و یا سایر اشخاص را برای ادای توضیح لازم بداند دبیر هیأت موظف است ترجیحا از طریق پیامک یا آدرس الکترونیکی و در صورت عدم امکان با ارسال اخطار کتبی از آنان دعوت به عمل آورد. چنانچه دعوت شدگان در موعد مقرر حاضر نشوند، هیأت برای نوبت دوم از آنان دعوت نموده و در صورت عدم مراجعه و اطمینان از اطلاع مخاطب در این خصوص، تصمیم مقتضی اتخاذ خواهد نمود.

ماده 10- کارشناس موظف است نسبت به امور ارجاعی ظرف مدت 20 روز پس از دریافت قرار کارشناسی با حضور متقاضی به محل مراجعه و نقشه ارائه شده را با تصرفات فعلی و مدارک خرید تطبیق دهد و در صورتی که تصرفات مالکانه و بلامعارض متقاضی یا متقاضیان احراز شود و تصرفات وی با میزان خریداری و یا سهم مشاعی منطبق باشد صورتجلسه احراز تصرف حاوی «خلاصه وضعیت ثبتی ملک، آخرین مالک رسمی، نحوه خرید متقاضی از مالک و حدود آن، مساحت عرصه، قدمت اعیان، نوع ملک، حقوق ارتفاقی، شماره فرعی و اصلی، بخش نحوه تصرفات، ارزش عرصه و اعیان، نوع حد فاصل و پلاک مجاورین» را با ذکر سلسله ایادی تنظیم و به امضاء چهار نفر از مجاورین یا معتمدین محلی و نیز متقاضی رسانیده و به همراه نقشه ترسیمی به دبیر هیأت تسلیم نماید.

تبصره 1- در صورتی که تعداد متصرفین در یک پلاک ثبتی اعم از اصلی یا فرعی یا یک بلوک متعدد باشند و هیأت، ارجاع امر به کارشناس را ضروری بداند و انجام کارشناسی در توان واحد ثبتی نباشد رئیس واحد ثبتی مکلف است مراتب را به اداره کل ثبت استان جهت ارجاع به هیأت کارشناسی اعلام نماید. هیأت کارشناسی موظف است مطابق ضوابط آیین نامه ضمن بازدید از محل و تطبیق مدارک متقاضیان با محل و سوابق ثبتی، گزارش و نظر کارشناسی را به تفکیک هر تقاضا به نحو مستند به هیأت ارائه نماید.

تبصره 2- عدم پرداخت هزینه کارشناسی توسط تعدادی از متقاضیان قطعات مفروزی مانع از انجام کار کارشناسی نسبت به تقاضای سایر متقاضیان که هزینه کارشناسی را پرداخت نموده اند، نخواهد بود.

تبصره 3- در صورت اعتراض متقاضی به گزارش کارشناس منتخب، هیأت می تواند کارشناس دیگری را جهت تجدید کارشناسی تعیین نماید.

تبصره 4- چنانچه کارشناس در مهلت مقرر نظر کارشناسی خود را ارائه ننماید، موضوع در هیأت مطرح و در صورت لزوم نسبت به تعیین کارشناس دیگر اقدام خواهد شد. در صورت مسامحه کارشناس و تکرار آن، موضوع در هیأت مطرح و نام وی از لیست کارشناسان حذف و از ارائه کار جدید به وی خودداری خواهد شد. در صورتی که واحد ثبتی از جهت تعداد کارشناس دارای محدودیت بوده و یا پاسخگوی امور ارجاعی نباشد، رئیس واحد ثبتی با همکاری مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کارشناسان را از واحدهای دیگر انتخاب و به هیأت معرفی می نماید.

ماده 11- نسبت به املاکی که تشخیص حدود واقعی آن امکان پذیر نمی باشد کارشناس یا هیأت کارشناسی موظف است با رعایت ماده 4 قانون مساحت کل پلاک را پس از کسر گذرهای احداثی مشخص و تناسب تصرفات متقاضی نسبت به سهم مشاعی وی را به هیأت گزارش نماید.

تبصره در صورتی که ملک دارای تعارض در سوابق ثبتی بوده و یا مشمول مقررات ماده یک قانون نباشد، کارشناس مستندا گزارش لازم را در فرم جداگانه تهیه و به هیأت تسلیم می نماید.

ماده 12- دبیرهیأت مکلف است نسبت به پرونده هایی که به کارشناس ارجاع شده پس از وصول نظریه کارشناس و استعلام وضعیت ثبتی، پرونده را به هیأت ارائه نماید. چنانچه ملک مورد تقاضا جاری و دارای سابقه اعتراض باشد و نتیجه آن مشخص نگردیده باشد، دبیر هیأت موضوع را از مرجع قضائی مربوط استعلام و در خصوص سایر محدودیت ها پس از انجام مکاتبات لازم نتیجه را به هیأت ارسال می نماید.

ماده 13- دبیر هیأت مکلف است کلیه آراء صادره از هیأت را در بانک اطلاعات مربوط ثبت و عندالاقتضاء جهت اجرا به واحد ثبتی ارسال نماید. واحد ثبتی مکلف است پس از انتشار آگهی موضوع ماده 3 قانون، در رابطه با املاکی که قسمتی از آن در خواست ثبت نشده است، با رعایت ماده 13 قانون پس از تنظیم اظهارنامه حاوی تحدید حدود، آگهی نوبتی و تحدید حدود را بصورت هم زمان منتشر نماید و در خصوص املاکی که سابقه تحدید حدود ندارند، آگهی تحدید حدود را بصورت اختصاصی منتشر نماید. در آگهی ماده 3 لازم است نام و نام خانوادگی متقاضی یا متقاضیان، پلاک اصلی و فرعی ملک، محل وقوع آن، نوع، مساحت و نام و نام خانوادگی مالک رسمی قید گردد. در صورت وقوع اشتباه در موارد فوق، آگهی مذکور تجدید خواهد شد.

ماده 14- صدور سند مالکیت منوط به تأیید صحت انتشار آگهی و عدم وصول اعتراض و یا تعیین تکلیف اعتراض و نیز پرداخت هزینه های متعلقه می باشد. در خصوص املاک جاری پس از تأیید موارد فوق و نیز حصول اطمینان از انجام عملیات ثبتی، مبادرت به صدور سند مالکیت خواهد شد.

ماده 15- کارشناسان منتخب باید علاوه بر دارا بودن صلاحیت های عمومی و فقدان پیشینه سوء، واجد یکی از شرایط زیر باشند:

الف- دارندگان مدارک کارشناسی و بالاتر در رشته های حقوق یا نقشه برداری با داشتن حداقل 2 سال سابقه کار و سایر رشته ها با داشتن حداقل 4 سال سابقه کار در امور تخصصی ثبتی.

ب- دارندگان مدارک کاردانی در رشته حقوق با گرایش علوم ثبتی با داشتن حداقل 5 سال سابقه کار و سایر رشته ها با داشتن حداقل 7 سال سابقه کار در امور تخصصی ثبت.

ج- دارندگان مدرک دیپلم با داشتن حداقل 10 سال سابقه کار در امور تخصصی ثبت.

ماده 16- چنانچه آراء هیأت ها در حین انشاء دچار سهو قلم و یا اشتباه جزئی گردد و این ایراد خللی به اساس رأی وارد ننماید، هیأت تا قبل از ثبت ملک در دفتر املاک می تواند نسبت به تصحیح رأی اقدام نماید. در صورت ثبت ملک در دفتر املاک، مراتب در هیأت نظارت مطرح و اتخاذ تصمیم خواهد شد.

ماده 17- میزان هزینه کارشناس به شرح زیر تعیین خواهد شد و باید قبل از شروع کار توسط متقاضی به حساب خاص در خزانه داری کل کشور واریز گردد:

الف- دستمزد کارشناسی ساختمانها و تأسیسات:

1-تا 200 متر مربع مقطوعا -/000/300 ریال؛

2-بیش از 200 متر مربع تا 500 متر مربع مقطوعا -/000/400 ریال؛

3-بیش از 500 متر مربع تا 1000 متر مربع مقطوعا -/000/500 ریال؛

4-مازاد بر 1000 متر مربع به ازاء هر متر مربع 400 ریال (حداکثر 9 میلیون ریال).

ب- دستمزد کارشناسی اراضی کشاورزی و نسق های زراعی:

1-تا یک هکتار -/000/500 ریال؛

2-در مواردی که مساحت ملک بیش از یک هکتار باشد به ازاء هر هکتار مازاد، 15 درصد به دستمزد اضافه می شود و حداکثر 4 میلیون ریال می باشد.

تبصره- در صورتی که حسب تشخیص هیأت، انجام کار کارشناسی به کارشناس رسمی محول گردد، هزینه کارشناسی مطابق با تعرفه کارشناسان رسمی پرداخت خواهد شد.

ماده 18- هیأت حل اختلاف پس از وصول نظر کارشناسی، دستور پرداخت دستمزد را به رئیس واحد ثبتی خواهد داد.

ماده 19- در اجرای تبصره ماده 17 قانون و به منظور ایجاد زیرساخت لازم و پرداخت حق الزحمه اعضاء هیأت و سایر کارکنان، از متقاضیان موضوع این قانون برای هر پرونده پنج درصد بر مبنای ارزش منطقه ای اخذ و به حساب خاص در خزانه داری کل کشور واریز و به شرح زیر هزینه می شود.

الف: حق الزحمه هر یک از اعضاء هیأت های حل اختلاف به ازاء هر رأی پنجاه هزار ریال.

ب: حق الزحمه دبیر هیأت حل اختلاف به ازاء هر پرونده مبلغ ده هزار ریال.

ماده 20- از هر یک از متقاضیان در موقع ثبت نام مبلغ پانصد هزار ریال (از محل وجوه موضوع تبصره ماده 17 قانون) به صورت علی الحساب اخذ و به حسابی که به همین منظور افتتاح شده واریز می شود.

تبصره 1- وجوه دریافتی مزبور تا مرحله صدور سند مالکیت بصورت علی الحساب تلقی می گردد.

تبصره 2- حق الزحمه اعضاء و دبیرهیأت پس از صدور رأی قابل پرداخت می باشد.

ماده 21- در راستای ایجاد زیرساخت لازم و ارتقاء سطح کیفی و جبران کسری هزینه استانهایی که موجودی حساب آنها تکافوی پرداخت های مقرر را نمی نماید و نیز تأمین تجهیزات، امکانات، خودرو، پرداخت حق الزحمه به افرادی که به تشخیص سازمان به نحوی در اجرای اهداف موضوع قانون منشاء اثر بوده اند و همچنین تأمین و ترغیب نیروی انسانی مورد نیاز واحدهای ثبتی و احداث، توسعه و تجهیز ساختمانها و سایر هزینه های مورد نیاز واحدهای ثبتی، وجوه مأخوذه با اولویت پرداخت حق الزحمه هیأت ها تحت نظر رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک هزینه خواهد شد.

این آیین نامه در 21 ماده و 15 تبصره در تاریخ 25/4/91 به تصویب رئیس قوه قضائیه رسید و از این تاریخ لازم الاجراء می باشد.  

اعطلاعیه سازمان ثبت درمورد نحوه تهیه نقشه و درج آن در سامانه ثبت الکترونیکی پذیرش درخواست صدور سند م


نظر به اينکه متقاضيان درخواست صدور سند مالکيت در اجراي قانون تعيين تکليف وضعيت ثبتي اراضي و ساختمانهاي فاقد سند رسمي به دليل نبود امکانات لازم جهت تهيه نقشه UTM در برخي از شهرها با مشکل مواجه شده اند لذا در راستاي تسهيل در امور مراجعين مقرر گرديد متقاضيان در موقع ثبت نام، نقشه ملک مورد تقاضا را تهيه و به وسيله GPS دستي و يا گوشي تلفن همراه صرفاً مختصات جغرافيايي تقريبي يک نقطه از وسط ملک را شخصاً و يا از طريق اشخاص آشنا به امور نقشه برداري مشخص و اطلاعات حدود اربعه ملک و مشخصات مجاورين و حد فاصل و مختصات نقطه تعيين شده را (مطابق نمونه) در قسمت گواهي تعيين مختصات ملک درج نمايند.

بررسی قانون افراز و املاک مشاع


معنا و مفهوم لغوی افراز:
افراز دعوی شریك ملك مشاع بر شریك به منظور تقسیم مال مزبور در صورت عدم تراضی بر تقسیم دعوی افراز  به قرینه تقابل بین ((خواسته مالی)) و غیر آن در ماده 684 آئین دادرسی مدنی و شق سوم ماده 71 آئین نامه قانون وكالت دعوی مالی است در دعوی افراز علی ای حال مالكیت متقاضیان افراز احراز می شود .

قانون افراز و املاك مشاعی
ماده (1):
افــراز امــلاك مشاع كه جریان ثبتی آنها خاتمه یافته اعم از اینكه در دفتر املاك ثبت شده یا نشده باشد ، در صورتی كه مورد تقاضای یك یا چند شریك باشد با واحد ثبتی محلی خواهد بود كه ملك مذكور در حـوزه آن واقع است . واحد ثبتی با رعایت كلیه قوانین و مقررات ملك مورد تقاضا را افراز می نماید.
تبصره :
نسبت به ملك مشاع كه برای آن سند مالكیت معارض صادر گردیده ، تا زمانی كه رفع تعارض نشده اقدام به افراز نخواهد شد.
ماده (2)
تصمیم واحــد ثبتی قابل اعتراض از طرف هر یك از شركاء در دادگاه شهرستان محل وقوع ملك است مهلت اعتراض ده روز از تاریخ ابـــلاغ تصمیم مورد اعتراض می باشد . دادگاه شهرستان به دعوی رسیدگی كــرده و حكم مقتضی صادر خواهد نمود ، حكم دادگاه شهرستان قابل شكایت فرجامی است .
ماده (3)
هزینه تفكیك مقرر در ماده‌150 قانون اصلاحی ثبت اسناد و املاك در موقع اجرای تصمیم قطعی بر افراز به وسیله واحد ثبتی دریافت خواهد شد.
ماده (4)
ملكی كه به موجب تصمیم قطعی غیرقابل افراز تشخیص شود با تقاضای هر یك از شركاء به دستور دادگاه شهرستان فروخته می شود.
ماده (5)
ترتیب رسیدگی واحد ثبتی و ابلاغ اوراق و ترتیب فروش املاك غیرقابل افراز و تقسیم وجوه حاصل بین شركاء و به طور كلی مقررات اجرایی این قانون طبق آیین نامه ای خواهد بود كه به تصویب وزارت دادگستری می رسد.
ماده (6)
پرونده های افراز كه در تاریخ اجرای این قانون در دادگاه ها مطرح می باشد كماكان مورد رسیدگی و صدور حكم قرار می گیرد ولی اگر خواهان افراز بخواهد دعوی خود را در واحد ثبتی مطرح كند باید دعوی سابق را از دادگاه استرداد نماید.

رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی كشور شماره 3530ردیف 59/29-7/2/1360 :
نظر به اینكه مقنن به لحاظ حفظ حقوق محجورین و غایب مفقودالاثر و رعایت مصلحت آنها طبق قسمت اخیر ماده 313 قانون امور حسبی مقرر داشته است كه در تقسیم تركه اگر بین وراث، محجور یا غایب باشد به توسط نمایندگان آنها در دادگاه به عمل آید و با توجه به ماده 326 همین قانون كه به موجب آن مقررات قانون امور حسبی راجع به تقسیم تركه در مورد تقسیم سایر اموال نیز ساری خواهد بود و نظر به اینكه ماده یك قانون افراز و فروش املاك مشاع كه قانون عام است و بر طبق آن افراز املاكی كه جریان ثبتی آنها خاتمه یافته است در صلاحیت واحد ثبتی محل شناخته شده علی الاصول ناسخ ماده 313 قانون امور حسبی كه قانون خاص است نمی باشد نظر شعبه پنجم دیوان عالی كشور كه تقسیم املاك محجورین و غایب مفقود الاثر را از  صلاحیت واحد ثبتی خارج دانسته و در صلاحیت دادگاه شناخته است صحیح ومطابق با موازین قانونی است .
این رای بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه مصوب تیر ماه 1328 برای شعب دیوان عالی كشور و دادگاهها در موارد مشابه لازم الاتباع است.

پرسش و پاسخ پیرامون موضوع افراز                                                                                                                                                  
سؤال  اول

در مواردی كه پلاكی دارای مالكین متعددی باشد ( بیش از 100 نفر) و خواهان نتواند اسامی و آدرس آنها را تهیه كند به چه شكلی عمل شود ؟

پاسخ :متقاضی یا متقاضیان بایستی  تقاضای خــود مبنی بر افراز را ضمن تعیین مشخصات كامل و آدرس سایرمالكین مشاعی ملك به ثبت محل وقوع ملك تسلیم دارند .در غیر اینصورت به نظر می رسد می بایست متقاضی از طریق ماده 212 قانون آیین دادرسی مدنی ، دادخواست تامین دلیل به مرجع قضایی ارائه نماید .

سؤال دوم
منظور از تطبیق در خواست با مقررات (ماده 5) چیست ؟ آیا همان عملیات مقدماتی است یا خیر ؟
پاسخ :به نظر می رسد ، عملیات مقدماتی و تشریفات عملیات افراز است كه با صحت تا مرحله پایان عملیات مقدماتی كه همان تحدید حدود است طی شده باشد و از حیث طول و ابعاد و مساحت با مجاورین تطبیق گردیده باشد و نیز حقوق ارتفاقی ملك نسبت به مجاورین و بالعكس تعیین گردیده باشد.                             

سؤال سوم
در صورتی كه بخواهیم قطعه ای را در پلاك برای كسی اختصاص دهیم نحوه عمل مشخص نیست آیا بر اساس مالكیت باشد یا بر اساس ارزش معاملاتی یا ارزش واقعی ؟

پاسخ : بر اساس مالكیت افراد و مرغوبیت ملك صورت می گیرد .

سؤال چهارم
چه كسی می تواند در خواست افراز بدهد ؟
پاسخ :هر شریك الملكی یا قائم مقام قانونی آنها و صغیری هم كه حكم رشد داشته باشد می تواند در خواست نماید . در غیر اینصورت طبق رای وحدت رویه هیات عمومی دیوانعالی كشور به شماره 3530-7/2/1360 ردیف 29/59 هیئت عمومی ، تقسیم و افراز املاك محجورین و غایب مفقودالاثر را از صلاحیت واحد ثبتی خارج دانسته و در صلاحیت دادگاه شناخته است و همچنین طبق نظریه شماره 135/7-8/2/66 درخواست تقسیم و افراز به طرفیت تمام مالكین مشاع اقامه می شود و اگر مال در تصرف شخصی باشد هر یك از مالكین به نسبت سهم خود حق مطالبه دارند .


سؤال پنجم
متقاضی بایستی تقاضابه اداره ثبت بدهد یا الزاما"برگ دادخواست ؟
پاسخ :ماده یك آئین نامه قانون افراز و املاك مشاعی صراحتا" به این موضوع اشاره می نماید كه ، الزاما" نیازی به ارائه برگ دادخواست نمی باشد . مسئول واحد ثبتی با وصول در خواست افراز ازطرف یك یا چند نفر از شركاء ملك مشاعی كه در حوزه ثبتی مزبور واقع شده رسیدگی به آن را به نماینده ثبت ارجاع می نماید .


سؤال ششم
آیا افراز در اداره ثبت باید با توجه به تصرفات باشد یا خیر ؟
پاسخ :طبق نظریه مشورتی شماره 4225/7-25/9/1360 صرف فقدان تصرف متقاضی افراز یا سایر شركاء در ملك مشاع مانع افراز و اتخاذ تصمیم مسئول واحد ثبتی نبوده و مندرجات ماده 3 آیین نامه قانون افراز و فروش املاك مشاع هم دلالتی بر ممنوعیت افراز در این مورد ندارد و به هر حال در این مورد مسئول واحد ثبتی مكلف به اتخاذ تصمیم بر طبق ماده 5 آیین نامه مذكور می باشد.

پس به نظر می رسد عدم تصرفات مانع افراز نباشد مشروط به اینكه تناسب وجود داشته باشد افراز بر اساس نحوه تصرفات ملك توسط خواهان و خوانده انجام می گیرد .
طبق نظریه مشورتی مورخ10/11/1344 متقاضی افراز باید دلایلی كه حاكی از سهم مالكانه او در ملك مورد درخواست افراز باشد ضمیمه درخواست نماید دلایل مزبور در مورد املاك ثبت شده رو نوشت سند مالكیت سهم مشاع از ملك یا سند رسمی خریداری ملك خواهد بود .

سؤال هفتم
اگر متقاضی متصرف نبود تكلیف چه می شود؟
پاسخ :نظریه مشورتی شماره 4225/7 مورخ 25/9/1360 صرف فقدان تصرف متقاضی افراز یا سایر شركاء در ملك مشاع مانع افراز و اتخاذ تصمیم مسئول واحد ثبتی نبوده و مندرجات ماده 3 آیین نامه افراز و فروش املاك مشاع هم دلالتی بر ممنوعیت افراز در این مورد ندارد و به هر حال در این مورد مسئول واحد ثبتی مكلف به اتخاذ تصمیم بر طبق ماده 5 آیین نامه مذكور می باشد .                                                                 

سؤال هشتم
دعوت از خواندگان به چه صورتی است ؟
پاسخ :ماده 6 آیین نامه قانون افراز و فروش املاك مشاع :تصمیم واحد ثبتی به ضمیمه یك نسخه از صورت مجلس و فتوكپی نقشه افرازی ( در صورتی كه ملك قابل افراز اعلام شود) به كلیه شركاء ابلاغ می شود تا چنانچه اعتراضی داشته باشند وفق مقررات ماده 2 قانون افراز و فروش املاك مشاع به دادگاه شهرستان محل وقوع ملك تسلیم نماید .اما طبق نظریه مشورتی شماره 2454/7-7/6/1361 حضور تمام شركاء در موقع افراز ضرورت ندارد.


سؤال نهم
صورت جلسه بایستی  در محل نوشته شود یا در اداره ؟ اگر در اداره است چگونه به امضای حاضرین برسد؟
پاسخ :طبق نظریه مشورتی شماره  2454/7 مورخ7/6/1361  اصولا" حضور شركاء ملك در محل الزامی نیست و چنانچه تا پایان كار در محل حاضر بودند نقشه رسمی و صورت مجلس مربوط باید به امضای آنها برسد .

سؤال دهم
آیا  هر نقشه افرازی بایستی به مراجع مختلف ارسال شود ؟
پاسخ :طبق ماده 154 قانون ثبت  اقدام در جهت اجرای ناده 101 قانون شهرداری ها و ماده 6 شورای عالی معماری و شهرسازی ، همانگونه كه در تفكیك اقدام می شود در خصوص افراز نیز عمل گردد.                                      

سؤال یازدهم
در مواردی كه مورد افراز كمتر از حد نصاب است آیا بایستی نقشه ترسیم شود یا خیر ؟                                
پاسخ :در این خصوص تصمیم گیرنده شهرداری  می باشد.

سؤال دوازدهم
آیا رئیس واحد ثبتی می تواند بدون ترسیم نقشه در صورتی كه ملك قابل افراز نیست رای صادر نماید؟
پاسخ :بله چنانچه رئیس واحد ثبتی بدوا" با توجه به وضعیت ملك ومالكیت مالكین تشخیص دهد كه ملك مورد نظر غیر قابل افراز می باشد نیاز به نقشه ترسیمی نمی باشد و رای رد صادر می نماید .    

سؤال سیزدهم
در قانون ثبت جایی ذكر نشده كه عملیات ثبتی خاتمه یافته است ،منظور از ختم عملیات ثبتی چیست ؟
پاسخ :منظور ماده 103 آیین نامه قانون ثبت و اتمام عملیات ثبتی طبق ماده 21 قانون ثبت می باشد. 

نظریه های مشورتی اداره حقوقی دادگستری در رابطه با افراز
نظریه  مشورتی  آیین دادرسی مدنی مورخ 10/11/1344                                                        
متقاضی افراز باید دلائلی حاكی از سهم مالكانه  او در ملك  مورد درخواست  افراز باشد ضمیمه دادخواست نماید دلایل مزبور در مورد املاك ثبت شده رو نوشت  سند  مالكیت سهم  مشاع  از ملك یا سند رسمی  خریداری ملك  خواهد بود  و اگر ملك مورد تقاضای افراز به ثبت  هم نرسیده  باشد رسیدگی به درخواست افراز اشكالی ندارد و استشهادنامه یا تصرفات  مالكانه  متقاضی افراز با رعایت ماده 35 قانون مدنی برای رسیدگی به در خواست افراز كافی می باشد بدیهی است اگر راجع  به اصل ملك دعوی  اعتراض بر ثبت مطرح باشد رسیدگی به درخواست  افراز موكول به تعیین تكلیف دعوی اعتراض  بر ثبت است.                     

نظریه شماره 6026/7-21/11/58
افراز ملك مشاع  ، به حكم  دادگاه انقلاب مجوز قانونی ندارد.

نظریه شماره 5389/7-23/10/59
افراز املاك مشاعی كه جریان ثبتی آن خاتمه نیافته است خارج از صلاحیت ادارات ثبت اسنادو املاك می باشد.

نظریه شماره 6561/7-20/3/60
ملكی كه نسبت  به آن سند مالكیت  صادر نشده و در حدود آن اختلاف باشد قابل افراز نیست.

نظریه شماره 4225/7-25/9/60
نداشتن  تصرف در ملك مشاع مورد تقاضای افراز مانع از تقسیم و افراز آن بوسیله اداره ثبت نیست .

نظریه شماره 6561/7-20/3ا60
اگر سند  مالكیت صادر نشده  و دارای اختلاف حدود با مجاورین باشد قابل افراز نیست  زیرا باید قبلا" حدود و مشخصات  صحیح  آن با مجاورین  معلوم و مشخص و سپس افراز گردد.

نظریه شماره 2121/7-15/4/1361
اعتراض موضوع  ماده 2 قانون افراز و رسیدگی به آن تابع  مقررات و تشریفات كلی آئین دادرسی مدنی است كه در نتیجه  محتاج به تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی است لذا در صورتی كه مالكیت ، محل نزاع نباشد غیر مالی  محسوب است.

نظریه شماره2454/7-7/6/61
حضورتمام شركاءدر موقع افراز ضرورت ندارد.

نظریه شماره 455/7-28/1/62
دستور فروش ملك  غیر قابل افراز حكم نیست  تا قابل پژوهش یا فرجام باشد.

نظریه شماره‌1422/7-4/5/62
مطابق  ماده 4 قانون افراز و فروش املاك  مشاع مصوب  سال 1357 و ماده 9 آئین نامه  اجرائی ملكی كه به موجب  تصمیم  قطعی دادگاه   غیر قابل  افراز  تشخیص شود  با تقاضای  هریك از  شركاأ به دستور  دادگاه فروخته  می شود .بنابراین  در مورد فروش دادگاه حكم صادر نمی كند  بلكه  دستور فروش می دهد  و این دستور  فاقد اعتبار  قضیه محكوم  بها است  و در  مواردی كه دادگاه  احراز كند  حكم علیه غیر مالك مشاعی  صادر شده است  می تواند از صدور  دستور فروش  خودداری  نماید و در صورتی كه دستور  فروش قبلا"  صادر شده باشد  اجرای آن را متوقف  كند.

نظریه شماره 1745/7-12/7/62
در مورد افراز  و تقسیم  املاك فرقی  بین مالك ایرانی و مالك تبعه  خارجه نیست  و مقررات  آئین نامه استملاك  اتباع  خارجه لازم الرعایه  است.

نظریه شماره 3183/7-3/7/62

مرجع رسیدگی به اعتراض بر آراء و تصمیمات اداره ثبت  در مورد افراز املاك مشاع  موضوع  قانون افراز املاك مشاع  مصوب سال 1357 با التفات  به ماده 6 لایحه  قانونی  تشكیل دادگاههای عمومی شعب  حقوقی دادگاههای عمومی  می باشد .

نظریه شماره 135/7-8/2/66
درخواست تقسیم  و افراز به طرفیت  تمام مالكین  مشاع اقامه  می شود و اگر مال در تصرف  شخصی باشد  هریك از مالكین به نسبت  سهم خود  حق مطالبه  دارند .

نظریه شماره 823/7-12/3/70
رای دادگاه در مورد افراز  ملك به هرتربیت  كه باشد ، اداره‌ ثبت مكلف  به اجرای آن است .

نظریه شماره 8083/7-24/12/75
افراز املاك  مشاع كه جریان  ثبتی آن خاتمه یافته است  در صلاحیت اداره ثبت است مگر بین مالكین محجور یا غائب  باشد یا تقاضای تقسیم ماترك  متوفی مطرح شود كه در این صورت در صلاحیت دادگاه عمومی خواهد بود .

بخشنامه ثبتی صادره، پیرامون موضوع افراز

بند 367-دعوت از نماینده و مهندس ثبت در دعاوی افراز
برای اینكه حكم افراز دادگاهها  در ادارات  و دوایر ثبت  از نظر  تطبیق حدود  و فواصل  معینه  در نقشه های  ثبتی و محدود ه اسناد مالكیت  و صورتمجلس  های تحدیدی ، اشكال  و اختلافی پیش نیاید  در مواردی  كه از دادگاه نماینده  و مهندس ثبت  به منظور  تشریك مساعی در افراز دعوت شود بایستی  نماینده و مهندس  به موقع   به دادگاه  اعزام گردد.

بند 371- تحدید املاك  مفروز كه دارای مشاعات است
در موقع  تحدید حدود  املاك مفروز  كه دارای مشاعات نیز می باشد پس از تحدید  حدود مفروزات كه در اظهارنامه و آگهی تحدیدی  قید شده حدود مشاعات نیز تعیین و در صورتمجلس تحدیدی قید می شود .


بند 377- افراز ملك  مشاع كه قسمتی از آن مجهول  المالك  است در دادگاه
هرگاه  نسبت به  ملكی  كه قسمتی از آن مشاعا" در خواست  ثبت شده  و بقیه  مجهول المالك  باشد رای قطعی دادگاه  بر افراز آن صادرشود ،چنانچه آگهی نوبتی قسمت  تقاضای ثبت شده  صادر نشده باشد  باید صدور  آگهی نوبتی  قسمت  تقاضای ثبت شده  صادر نشده  باشد  باید  صدور آگهی  نوبتی آن  و نیز پذیرفتن  در خواست  ثبت  سهام مجهول طبق حكم   مزبور صورت  گیرد  و در صورتی كه  آگهی نوبتی  قبلا" به نحو اشاعه   منشر شده بقیه اقدامات ثبتی  طبق رای  صادره تعقیب  و چنانچه سهم مشاعی  مزبور  مسبوق به  صدور  سند مالكیت  باشد مساحت و حدود و مشخصات  و حقوق ارتفاقی آن طبق  حكم قطعی  دادگاه  با  اشاره  به شماره حكم  در ملاحظات  ثبت ملك قید  و نسبت به  سهم مجهول المالك  به شرح فوق  عمل می شود .

بند  378-اجرای حكم افراز دادگاه
واحد های ثبتی  در موقع  اجرای حكم افراز ضمن تطبیق مفاد حكم با  محدوده‌ثبتی و سند  مالكیت حدود و فواصل قطعات  را ضمن تنظیم  صورتمجلس تعیین و سپس  مبادرت  به صدور سند مالكیت می نمایند ، اخیرا" مشاهده شده است كه بعضی از  واحدها قبل   تطبیق مفاد حكم   با محدوده ثبتی  مبادرت به صدور سند  مالكیت  نموده اند  و نتیجتا"  قسمتی از  مورد  سند مالكیت  مالكیت صادره خارج از محدوده ثبتی  بوده  و به مجاورین  یا اموال عمومی  تجاوز شده  است لذا خاطر نشان  می نماید در موقع   اجرای احكام  قطعی افراز  دادگاهها باید قبل از هر اقدام مفاد حكم  و یا نقشه  كارشناس  كه ملاك  حكم افراز  بوده به دقت با وضع  محل و محدوده سند  مالكیت  تطبیق و پس از اطمینان به اینكه  كلیه قطعات  مورد حكم  داخل محدوده  ثبتی  و یا سند  مالكیت است مبادرت ، به صدور سند  مالكیت  و یا اقدام بعدی گردد.

بند 379-چگونگی افراز اراضی متعلق به سازمان مسكن
نظر به اینكه در ماده‌2 قانون  افراز و ثبت اراضی مربوط به سازمان  مسكن تصریح  به تنظیم صورت مجلس تحدید حدود شده است و تنظیم صورتمجلس مذكور حسب مقررات قانون ثبت پس از صدور آگهی تحدید  حدود از جهت اطلاع مجاورین  و صاحبان حق امكان پذیر است  .لذا انتشار آگهی تحدیدی  لازم به نظر می رسد و ادارات ثبت   پس از قبول  تقاضای ثبت  سازمان مسكن   با نتشار  آگهی تحدیدی  مبادرت و تحدید  حدود را انجام  و با رعایت  موازین قانونی  و احراز شرایط به صدور سند مالكیت  اقدام  و سپس بانتشار  آگهی نوبتی  بپردازند  و اقدام  اداره ثبت  در صدور سند  مالكیت مانع  این نیست كه معترضین  نسبت به تقاضای  ثبت  یا  تحدید حدود  نتوانند در مدت مقرر اعتراض خود را  تقدیم نمایند .

روش تفکیک املاک

اصطلاح تفکیک در حقوق جدیدجدید ایران پدید آمده و به مفهوم افراز و تقسیم نزدیک است. لکن با آنها فرق دارد زیرا همانگونه که در مبحث قبل گفته شده در افزار باید حالت اشاعه وجود داشته باشد ولی در تفکیک وجود حالت اشاعه ضرورت ندارد به عبارت ساده تر در افراز تعداد مالکین مشاعی باید از 2 نفر بیشتر باشند ولی در تفکیک حتی یک نفرهم که مالک شش دانگ ملکی باشد می توان آنرا به قطعات متعددی که قانوناً مقدور باشد تفکیک نماید که روش انجام انجام عمل تفکیک به شرح زیر بیان می شود :

متقاضی باید با مراجعه به دفترخانه اسناد رسمی و اخذ تقاضای تفکیک آن را به ضمیمه نقشه تفکیک ملک که خود موظف به تهیه آن می باشد به ثبت محل تسلیم دارد.

تقاضا پس از ثبت در دفتر اندیکاتور جهت ضمیمه شدن به پرونده و اقدام لازم به ترتیب به شعبه بایگانی و یکی از نمایندگان ارجاع می گردد.

نماینده پس از ملاحظه تقاضا و بررسی پرونده ثبتی نقشه ارائه شده وسیله متقاضی را طی نامه ای جهت تائید و موافقت با تفکیک به شهرداری محل ارسال می دارد.

نامه تخیه شده پس از امضاء مسئول اداره و درج شماره بر آن وسیله دفتر اندیکاتور به ضمیمه نقشه به شهرداری ارسال و پرونده تا وصول پاسخ شهرداری به بایگانی جهت ضبط اعاده می گردد.

تذکر 1: چنانچه ظرف دو ماه از تا ریخ ارسال نقشه به شهرداری پاسخی از ناحیه آن مرجع واصل نشود حسب مراجعه و تقاضای متقاضی اداره ثبت می تواند راساً مبادرت به تفکیک نماید.

پس از وصول پاسخ شهرداری منضم به نقشه تائید شده و ثبت آن در فتر اندیکاتور حسب دستور مسئول اداره تاریخ مراجعه بعدی متقاضی برای عزیمت به محل و انجام عملیات تفکیک تعیین و به او ابلاغ و پرونده جهت ضبط تا روز مذکور به بایگانی ارسال می شود.

در روز مقرر و با مراجعه متقاضی بایگانی پرونده را نزد مسئول اداره ارسال و او نماینده و نقشه بردار را جهت عزیمت به محل و انجام عمل تفکیک تعیین می نماید.

بدیهی است چنانچه محل وقوع ملک خارج از شعاع 30 کیلومتر بوده و به نماینده و نقشه بردار فوق العاده ماموریت و هزینه سفر تعلق گیرد متقاضی موظف است آن را بشرحیکه در مباحث قبل توضیح داده شد در حساب سپرده نزد بانک ملی واریز نماید.

آنگاه نماینده و نقشه بردار در معیت متقاضی به محل وقوع ملک عزیمت و پس از استقرار در محل و معرفی ملک وسیله متقاضی نماینده حدود آن را با مجاورین و سوابق ثبتی تطبیق و در صورتیکه قطعات تفکیکی داخل در محدوده ملک باشند و اختلافی با مجاورین ملاحظه نگردد نقشه بردار نفشه تفکیکی را با توجه به نقشه تائید شده شهرداری ترسیم و قطعات تفکیکی را به نرخ منطقه ای ارزیابی و نماینده صورت جلسه تفکیکی را تهیه مراتب را طی گزارشی به اطلاع مسئول اداره می رسانند.

در صورت جلسه تفکیکی با تعیین ابتدا بایستی جریان ملک و سپس حدود و مشخصات کل ملک آنگاه حدود و مشخصات قطعات تفکیکی با تعیین شماره و با ذکر طول ابعاد و مساحت به ترتیب نوشته شود و نماینده و نقشه بردار و متقاضی آن را امضاء نمایند.

مسئول اداره پس از بررسی صورت جلسه تفکیکی و تطبیق قطعات تفکیک شده با نقشه ترسیمی در صورتیکه اقدامات انجام شده را کافی تشخیص دهد صورت جلسه را جهت گواهی عدم بازداشت و اخذ هزینه تفکیک به ترتیب به دفتر بازداشتی و حسابداری ارجاع می نماید.

متصدی دفتر بازداشتی پس از انجام گواهی لازم مبنی بر عدم بازداشت پرونده را به حسابداری ارسال می دارد.

متصدی حسابداری هزینه تفکیک را بر مبنای بهای مندرج در برگ رازیابی تنظیم شده وسیله نقشه بردار محاسبه و قبض رمبوطه را صادر و جهت واریز در بانک ملی به متقاضی تسلیم می دارد.

متقاضی پس از واریز هزینه تفکیک در بانک ملی که حساب ثبت در آن مفتوح است نسخ لازم را به ثبت اعاده تا ضمینه پرونده شود.

متصدی حسابداری پس ازضمیمه نمودن قبض مربوطه به واریز هزینه تفکیک به پرونده و گواهی وصول آن را جهت اقدام بعدی نزد مسئول اداره ارسال می دارد.

مسئول اداره پس از کنترل و بررسی عملیات انجام شده صورت جلسه تفکیکی را امضاء و همراه با پرونده به دفتر اندیکاتور می فرستد

متصدی دفتر اندیکاتور پس از درج شماره بر صورت جلسه آن را عطف به سابقه به دفترخانه درخواست کننده تفکیک ارسال و پرونده را جهت ضبط در ردیف مربوطه به بایگانی اعاده می دهد.

همه چیز درمورد قولنامه



آنچه صرفاً قولنامه است و ترتیب مقرر در آن ضمن عقد لازم انجام نگرفته و تعهد نشده، اعتبار قانونى و شرعى ندارد و دادگاه ها نمى توانند طرفین را الزام به وفا نمایند. اما اگر در قولنامه مسأله خرید و فروش یا معامله مال غیر منقولى که قانوناً باید با سند رسمى واقع شود، درج شده باشد چنانچه قولنامه حکایت از وقوع بیعى میان طرفین نماید و داراى امضاى طرفین باشد و جز این امر مطلب دیگرى در آن گنجانده نشده باشد، چنین سند یا قولنامه اى از مصادیق بارز ماده ۴۸ قانون ثبت است و دادگاه ها و مراجع رسمى نمى توانند به آن اعتبار یا ترتیب اثر دهند. مگر در موارد استثنا.
 
اما چنانچه قولنامه مشعر بر قراردادى میان دو طرف باشد که یک طرف به موجب آن قرارداد متعهد مى شود مال غیر منقول خود را به فلان مبلغ که قسمتى از آن را حین تنظیم قرارداد دریافت مى دارد، انتقال دهد و طرف دیگر هم آن را بپذیرد و هر دو آن را امضا نمایند چنین قولنامه اى در حقیقت یک قرارداد است و تعهد ابتدایى نیست و ازشمول ماده ۴۸ ق.ث خارج و مشمول ماده ۱۰ ق.م است و ذینفع مى تواند از طریق مراجع قضایى الزام طرف را به انجام معامله وفق مقررات بخواهد و دادگاه در صورت احراز اصالت سند مى تواند حکم بر الزام خوانده به انجام تعهد و اجرا قرارداد صادر نماید و ممکن است متن قولنامه به نحوى تنظیم گردد که دلالت نماید بر این که قصد طرفین آن است در صورت تخلف علاوه بر الزام به انجام معامله وجه التزام را هم بپردازند. در این صورت دادگاه مى تواند در صورت تقاضاى خواهان، حکم به الزام به انجام معامله رسمى و پرداخت وجه الالتزام صادر نماید .

ماهیت قولنامه در ساحت شریعت و قانون

چکیده

حکمت اجباری شدن ثبت املاک وتشریفات مربوط به خرید وفروش آن جلوگیری از وقوع معاملات معارض ؛اعمال نظارت برانتقال سرزمین ملی؛اجرای قوانین مالیاتی و توزیع عادلانه زمین است .وازاین لحاظ به نظم عمومی ارتباط نزدیکی دارد.وبا نگاهی دقیق به ابعاد مختلف مقررات ثبتی چنین دانسته می شود که هدف از وضع آن ایجاد نظم حقوقی در روابط مالی ومعاملاتی مردم بوده واز این طریق خواسته است منا زعات وکشمکش های اجتماعی را کاهش داده وزندگی سرشار از اطمینان وآرامش را برای جامعه به ارمغان آورد وقاعدتا هر نگاه وتفسیری که معارض آن باشد محکوم به بطلان می باشد و باید اصلاح گردد .

پیش گفتار

همان طور که دستیابی به مسکن مناسب از عوامل موثر در رشد و بالندگی جامعه بشری می باشد مقررات وقوانین جاری درجامعه هم باید به گونه ای تنظیم شود که بستر آرام بخشی را برای مردم فراهم سازد که متا سفانه تعارضات بین تفاسیر در ساحت شریعت وحقوق از یک سو و وجود نقاط آسیب درباورها وتعهدات اخلاقی عموم مردم درزمان مواجهه با مشکلات وبه تعبیر دیگر زیاده خواهی های رو به فزون وگسست های جامعه سوزی که درمناسبات اقتصادی جامعه هر از گاهی خود نمایی می کند موجب گردیده خرید وفروش مسکن وحتی درمواقعی رهن واجاره مسکن نیز درگیرودار بی اخلاقی ها وسستی های قوانین وآرای محاکم دستخوش مشکلات و نابسامانی ها قرار گیرد.
 
موضوع قولنامه وعملکرد بنگاه های املاک امروزه موجبات معضلاتی برای زندگی عمومی مردم ومحاکم گردیده ؛به گونه ای که پرونده های بی شماری دردادگاهها درحال رسیدگی است که ناشی از معاملات قولنامه ای بوده که فروشنده ملکی را به طریق قولنامه به جند نفر فروخته است و یا اینکه بدون داشتن مالکیت یا اذن فروش ملک را به دیگری ابتیاع نموده ویا خانه ای را به رهن و اجاره چند نفر در زمان واحدی درآورده است.که سرمنشاء عمده این وضعیت به بی اخلاقی های حاکم در جامعه وبی ثباتی تعهدات انسانی از یک جهت ونا بسامانی های مهارتی دربنگاههای املاک وعدم حاکمیت مهندس علمی و حقوقی درروابط دولت ومردم مرتبط می باشد .!! ونگارنده دراین یادداشت بر آن است که ماهیت قولنامه را درساحت شریعت وحقوق دست مایه تحلیل قرار دهد وراهی برای برون رفت از معضل معاملات قولنامه ای را پیش روی قرار دهد.

قولنامه درساحت شرع:

عربون(قولنامه)به فتح عین وراء وعربون والعربان با ضمه عین وسکون راء اسمی است غیر عربی که به گفته مولف المعجم الوسیط عبارت است:مقداری از بها که پیشتر،پرداخت می شود تا اگر معامله انجام پذیرفت بخشی از بهای کامل باشد وگر نه از آن فروشنده باشد.ابن اثیر نیز درهمین راستا قولنامه را چنین شرح کرده است:کالایی را خریده وبه صاحب آن چیزی پرداخت کرده باشد تا اگر معا مله انجام یابد بخشی از بها به حساب آید وگر نه ازآن صاحب کالا باشد وخریدار حق بازگرداندن آن را ندارد.ومشابه همین تعریف درآثار امام مالکی وسایرین هم آمده است.

باملاحظه این دسته ازشروح وارده برمفهوم شرعی قولنامه است که موجب گردیده اهل شریعت درماهیت قولنامه قائل شوند که:قولنامه همانند فروختن با حق خیار ، مشروط است بدین سان که دو طرف به خریدار حق خیار می دهند به شرط پرداخت مبلغی معین. بدین معنی که قرارداد فروش همراه است با حق خیار مشروط به تملیک درآوردن آن چه به فروشنده پرداخته است ،به هنگام برهم زدن معامله .و اگر آن را برهم نزدند مبلغ پرداختی بخشی از بها به حساب آید و از این رو درقواعد شریعت فروش قولنامه ای همان فروختن با شرط حق خیار مشروط به نظر آمده و جایز می باشد زیرا شرط مذکور ذاتا جایز ورضایتمندانه درخود قرارداد آمده است.
مبنای مکملی که درنظر اهل شریعت درجهت مجاز بودن خرید وفروش به طریق قولنامه رسیده است،احادیث مستند از نبی مکرم اسلام وحضرت علی (ع)است که فر مو ده اند:<المسلمون عند شروطهم الا کل شرط خالف کتاب الله عز وجل ،فلا یجوز><لا یجوز البیع العر بون الا ان یکون نقدا من الثمن>قولنامه در لسان حضرت امیر (ع)جز در صورتی که بخشی از پول بها با شد جایز نیست.وبه تعبیر دیگری فروش قولنامه ای تنها در صورتی که به هنگام امضای نهایی معامله بخشی از بها به حساب آید جایز شمرده شده است نه آنگاه که جدا از خود بها باشد.

با ملاحظه همین ملاکات است که درفتاوای فقهای عظام وطریق شریعت قولنامه بخشی از مبایعه تلقی گردیده و مفاد آن صحیح و الزام آور می باشد. و درشرایط کنونی نیز روح حاکم بر دادگاههای ایران پذیرش وتنفیذ قولنامه هاست. و بر همین اساس هیات عمومی دیوان عالی کشور در 2 مرحله ودر 2رای نقض واصراری به شمار ه های سی دو - یک هزار و سیصد و هفتاد و چهار- و شش یک هزار و سیصد و هفتاد و پنج ، حکم برصحت و موثر بودن آثار تعهدات مندرج در قولنامه داده و آن را فروش نامه به حساب آورده است.
 

ماهیت قولنامه درساحت قانون:

اصل حا کمیت اراده که در متون قانون از جمله مواد صد و نود و یک و 339ق.م اشاره شده است ضروری می سازد هر ماهیت حقوقی را که اراده دو طرف یک قرداد انشا می کند درعا لم اعتبار وحقوق تحقق یابد وهیچ مانعی جلوی خلاقیت اراده انسان را نگیرد ،مگر اینکه مانع مزبور برخاسته از یک مصلحت باشد.مانند تاثیر اراده در معامله مربوط به مواد مخدر.پس اگر از منظر صحت اراده ونفوذ آن به موضوع نگریسته شود چنین می آموزیم،که:فروش مال غیر منقول بدون تنظیم سند رسمی را نمی توان باطل دانست.بلکه باید ان را درمعامله صحیحی شمرد که پیش از ثبت سند عادی نزد ادارات دولتی ومحاکم دادگستری ،آشکار ساخت .

بانگاهی گویا به بعضی از مواد قانون ثبت هم چنین پنداشته نمی شود که فروش مال غیر منقول بدون تنظیم سند رسمی باطل باشد. بلکه آنچه که به اتفاق در مواد پیرا مون آن ذکر شده است حکایت از آثار آن دراستفاده در ادارات دولتی و.... دارد.مانند ماده 48 قانون ثبت اشاره به عدم پذیرش این گونه اسناد در ادارات ومحاکم دارد. و از این لحا ظ گفته می شود آنچه درماده 48 مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است،سند معامله است،نه خود معامله. و این که عنوان محاکم در کنار ادارات دراین ماده یاد شده است منظور به صرف ارایه آن نزد ادارات و محاکم بدون رسیدگی و رای قضایی مورد نظر است نه اینکه در مقام دعوی. و حتی منظور نظر قانونگذار در غیر ممکن بودن در ارائه به ادارات هم فهمیده نمی شود که سند باطل است بلکه مفهوم آن این است که برای اعمال تصرفات مالکانه مانند وثیقه گذاشتن ملک سند ثبت نشده در بانک ها یا تحصیل پروانه ساختمانی و...ممکن نیست.
 
به این ترتیب درمقام تفسیر ماده چهل و هشت قانون ثبت چنین پنداشته شده است که:عنایت قانون گذار صرفا سند ثبت نشده معامله غیر منقول وهدف محدود کردن دلیلیت و آثار سند مزبور بوده است نه سلب اعتبار از معامله مال غیر منقول مندرج درقولنامه.
ایضا ماده 22 قانون ثبت که می گوید:«دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده ویا کسی که ملک مزبور به او منتقل گردیده و انتقال آن دردفتر املاک به ثبت رسیده مالک خواهد شناخت» دلالت بر بطلان معامله ای که دردفتر املاک ثبت نشده است ندارد و از نگاه دیگر توجه به مواد 72 و93 قانون ثبت چنین مستفاد می گرددکه سند عادی در موارد و شرایط محدودی از اعتبار نیز برخوردار می باشد.زیرا آمده است:کلیه معاملات غیر منقولی که بر طبق مقررات راجعه به ثبت املاک ثبت شده است به طرفین معا مله و قائم مقام قانونی آنها و اشخاص ثالث دارای اعتبار کامل و رسمیت خواهد بود.
اطلاق ماده 1291 ق.م نیز دلالت بر این دارد که سند عادی مربوط به معامله غیر منقول درصورتی که طرفی که سند علیه او اقامه شده است صدور آن را از منتسب الیه تصدیق کند یا سند عادی مزبور دردادگاه ثابت گردد،از اعتبار سند رسمی برخوردار خواهد بود.درسالهای اخیر در بعضی از قوانین از جمله قانون اراضی شهری وقانون زمین شهری وآئین نامه مربوط به آن وماده 147اصلاح قانون ثبت مصوب سال1365،به موارد متعدد دیگری برخورد می کنیم که در آن اعتبار انتقال زمین بدون تنظیم سند رسمی و با تنظیم سند عادی مورد تایید قرار گرفته است.با ملاحظه آن چه از از منظر حقوقی وقانونی بدست آمد این که:از جمله آثار بیع مال غیر منقول بدون تنظیم سند رسمی این است که خریدار می تواند حتی بدون د رخواست الزام فروشنده به تنظیم و امضای سند رسمی بیع ،فروشنده را ملزم به تسلیم مبیع کند.

سوالات پیش رو

یک - هرگاه مال غیر منقول ،توسط مالک به 2 نفر ،یکی با سندرسمی ودیگری با سند عادی دارای تاریخ مقدّم برتاریخ سند رسمی قرار گیرد تکلیف چه می شود؟


دو - هر گاه یک ملک باسند عادی به 2 نفر فروخته شود تکلیف چیست؟

جواب سوالها

یک - سندعادی قابل استناد در برابر خریدار با سندرسمی نیست. زیرا طبق ماده 1305ق.م چنین وضع شده است که: در اسناد رسمی تاریخ معتبر است حتی علیه اشخاص ثالث. ولی در اسنادِ عادی تاریخ فقط درباره اشخاصی که شرکت در تنظیم آنها داشته و ورثه آنان و کسی که به نفع او وصیت شده معتبراست.

جواب سوال دو - برای پاسخ به این سوال که فراوان اتفاق می افتد باید جهات و موقعیت های چند گانه ای را ملاحظه کرد:
اولا:اگر هرچند سند فاقد تاریخ یا دارای تاریخ واحدی باشند و تقدم هیچ یک بردبگری نیز از سوی فروشنده تایید نمی شود درنتیجه نمی توان هیچ یک را بر دیگر ترجیح داد که نتیجه حاصل از این ابهام رد خواسته دارندگان سند عادی در موضوع مطروحه دردادگاه مبنی برالزام فروشنده به تنظیم سند رسمی است.
ثانیا:اگر بایع تقدم تاریخ یکی از چند بیع واقع شده تایید کند باید بیعی که تقدم آن به وسیله بایع مقدم شمرده شده است دارای اعتبار دانست.
ثالثا:اگر سندهای موردبحث دارای تاریخ متفاوت یا یکی از آنها دارای تاریخ ودیگری بدون تاریخ باشد، سند عادی تاریخ دار یا دارای تاریخ مقدم معتبر به حساب خواهد آمد.
 

اجتماع شریعت و قانون:

درحال حاضر رویه قضایی به حق ،گرایش به معتبر دانستن سند عادی در موضوع تنظیم سند معامله املاک ثبت شده می باشند که این وضع منبعث از تفسیر وبرداشت فقها وحقوقدانان از مفهوم فقهی وقانونی قولنامه می باشد.
از این رو هیچ تزاحمی در مبنا وتعریف مفهوم و کارکرد قولنامه در ساحت فقه قانون به نظر نمی رسد. بلکه هر یک با زبان مخصوص به خود به صحت آن پرداخته اند و درهیچ قالبی نمی توان اختلافی در این میان مشاهده کرد. اما مشکل چیست؟

به نظر نگارنده سطور؛ مشکل در مفهوم و منطوق کلام اصحاب فقه وحقوق نیست بلکه آن چه که باعث شده است موضوع تنظیم قولنامه ها دغدغه اهل قضا وجامعه حقوقی شود هرج ومرج حاکم در بنگاههای املاک وبه تبع آن نابسا مانی هایی که در نتجه تنظیم غیر علمی وغیر اصولی قولنامه ها واصولا اسناد عادی گریبان گیر جامعه کرده است.

الف - ازسویی کم سوادی و گاهی کم سوادی بنگاهداران موجب می شود بزهکاران و باندهای تبهکار ازفرصت استفاده کرده واموا ل خود و دیگران را به چند نفر فروخته و از این میان موجب مشکلات بی شماری را برای مردم ودولت فراهم می سازند.

ب - عدم صلاحیت بنگاهها در استعلام و پاسخگو نبودن مراجع ذی ربط به آنها معامله ای را واقع می شود که در عالم خارج ظهور نداشته وباعث پیدایش امیدهای کاذب در مردم وبعد ناهنجاریها ی طاقت فرسایی را بدنبال دارد.

ج - ازدحام و تراکم پرونده های قضایی یکی از بحرانهای پیش روی دستگاه قضایی بوده که مشکلات اخلاقی، اقتصادی واجتماعی فرارانی را درپی داشته است که در این مجال امکان پرداختن به آن نیست واین منطقی نیست که از یک طرف اسناد عادی را معتبر بدانیم واز سوی دیگر درمواجهه با اختلاف راه حل را به محاکم بسپاریم ! و از این راه باعث انباشت مشکلات شویم!!

د - نظم عمومی وعدم تعارض آرا و اقدامات با آن از جمله اموری است که همگان بر آن اتفاق نظر دارند وچیزی نیست که بتوان برای مراعات حال وزندگی دسته ای از مردم از آن سرپیچی کرد . و حکمت اجباری شدن ثبت املاک و تشریفات مربوط به خرید و فروش آنها ،جلوگیری از معاملات معارض ،اعمال نظارت برانتقال سرزمین ملی ،اجرای قوانین مالیات،و توزیع عادلانه زمین است و از این لحاظ با نظم عمومی ارتباط کامل و تنگاتنگی دارد واعتقاد به اینکه بیع و انتقال با سند عادی واقع می شود و ثبت در دفتر رسمی تشریفات متمم آن است همه تمهیدات را بیهوده می کند.

راه حل

یک- با قبول صحت عقد بیع یا اجاره وصلح و...با سند عادی اما تنظیمات بنگاهها وکلا اسناد عادی را همان قولنامه پذیرا باشیم و اگر پولی هم رد و بدل می شود با ذکر ضمانت و اصطلاحی مشابه آن که اثری از تحقق بیع نباشد.

دو - تحقق بیع را لزوما از صلاحیت های دفاتر اسناد بدانیم زیرا با صلاحیتی که دارند قبل از هر اقدامی از اهلیت متعاملین وعدم ممنوعیت قانونی طرفین برای معامله ونسبت بایع و موجر یا سایرین آگاهی پیدا می کنند و درنتیجه از بسیاری از ناملایمات کاسته می شود.

سه - راهکارههای مناسب برای تعیین جایگاهی قانونی ومسئولیت پذیر برای مشاورین املاک می تواند درکاهش مشکلات موثر باشد .زیرا در شرایط کنونی نظر به تحقیقاتی که صورت گرفته شده است بنگاهها هیچگونه جایگاهی در میان متعاملین ندارند الا یک واسطه عرفی!! و معلوم نیست که آیا تعریف و وظایف دلال برآنها متو جه است یا حق العمل کار یا وکیل و... ازاین رو به نظر می رسد می بایست با الهام از قوانین موجود راهکاری مناسب درنظر گرفته شود.
شرح وظایف وتعریفی که از صنعت دلالی در قانون تجارت وقانون مصوب 1317و آیین نامه دلالی معاملات ملکی مصوب 1319با عملکرد بیرونی صاحبان بنگاهها شباهت فراوانی دارد که صدور پروانه اشتغال این دسته از مشاغل براساس شرح وظایف دلالی معاملات املاک صادر گردد و مسئولیت های هر یک از دارندگان پروانه ها براساس تعریفی باشد که برای دلال صورت گرفته است .
آنگاه می توان بر اساس آن با سپردن تمام مسئولیت به شخص دلال بدون ورود در این که سندی به نام مبایعه تنظیم گردد؛شخص دلال به نمایندگی از متعاملین موظف به انطباق صورت جلسه ای امر بیع را به تنظیم در دفتر خانه مطابق قانون ارجاع می دهد.که با این فرض نتایج ذیل حاصل می شود:

الف : نظم عمومی مورد احترام قرار گرفته می شود.
ب : سند عادی وتعهد آوری تنظیم نشده است که برای اثبات آن موجبات افزایش پرونده های قضایی در دادگستری فراهم شود.
ج : تکلیف داشته های قانونی کشور درحوزه اموال غیر منقول هم از ثبات بیشتری برخوردار می گردد.
د : زمینه فعالیت باند های بزه مانند جاعلین،شرخران وکلاهبرداران و....مسدود می گردد.

 

چطور می توانم نام و نام خانوادگی ام را تغییر دهم؟

آیا از نامی که والدینتان برایتان برگزیده‌اند ناخشنودید، پسوند نام فامیلتان به نظرتان زشت است یا واژه بدی را تداعی می‌کند؟ به هر حال و به هر دلیل اگر قصد دارید نام یا نام خوانوادگی‌تان را تغییر دهید مطلب زیر را بخوانید:

به گزارش ایسنا در سایت پارسینه درباره تغییر محتویات اسناد سجلی آمده است:

 معاون امور اسناد هویتی سازمان ثبت‌ احوال کشور از تدوین لایحه‌ای برای دادن اختیار تغییر نام به ایرانیان پس از رسیدن به 18 سالگی از سوی سازمان ثبت‌احوال خبر داد. جالب است بدانیم که طبق گزارش جام جم آن لاین فقط در سال 89 بیش از 22 هزار درخواست تغییر نام در ثبت ‌احوال کشور مورد بررسی قرار گرفته است. این موضوع بهانه‌ای برای طرح سوالات در زمینه تغییر شناسنامه (تغییر نام خانوادگی، نام کوچک و سن) با توجه به قوانین و مقررات موجود را سبب شد.

پرسش اول: شرایط و مدارک لازم برای تغییر نام خانوادگی چیست؟ آیا هر نام خانوادگی قابل تغییر است یا خیر؟

پاسخ: به موجب ماده ۴۰ قانون ثبت احوال تغییر نام خانوادگی اشخاص منحصرا” با تصویب سازمان ثبت احوال کشور خواهد بود.

اشخاص می‌توانند در موارد ذیل درخواست تغییر نام خانوادگی نمایند:

۱- نام خانوادگی بیش از دو کلمه و یا بیش از یک کلمه و یک حرف یا عدد یا پسوند و یا بطور مطلق یا مضاف نام محل باشد

2- نام خانوادگی از واژه‌های مستهجن و ناپسند ترکیب شده باشد

3- نام خانوادگی از واژه‌های خارجی باشد

 ۴- نام خانوادگی‌ مذموم و مغایر ارزشهای فرهنگ اسلامی باشد

5- اسامی محل بطور مطلق و مضاف

 ۶-واژه‌هایی که از القاب و اسامی مربوط به عناوین علمی اعم از درجات و مؤسسات علمی مانند دکتر ، دانشگاه و یا مناصب دولتی از لشکری و کشوری بصورت مطلق باشد و مواردی دیگر که در قانون ذکر شده‌اند.

پرسش دوم: آیا می‌توان نام کوچک خود را تغییر داد؟ برای این منظور کدام مرجع برای رسیدگی صالح است؟

در پاره‌ای موارد شخص متقاضی می‌تواند تقاضای تغییر نام کوچک خود را بنماید. این موارد عبارتند از نامهای ممنوع یعنی نام‌هایی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی شوند، عناوین و القاب قدیم مانند امین‌الدوله ، نامهای زننده یا مستهجن یا نامتناسب با جنس، اسامی افراد همنام در خانواده. همچنین است در مورد کسانی‌که به موجب تبصره ۶ ماده ۲۰ قانون ثبت احوال با تائید مراجع ذیصلاح به دین مبین اسلام مشرف شده باشند و یا اینکه در نام کوچک چیزی زائد و غیرضروری و یا ناشی از اشتباه اشخاص وجود داشته باشد. در این موارد مرجع صالح برای تغییر نام، هیات حل اختلاف اداره ثبت احوال است. اما موارد دیگر مانند تغییر نام‌های غیرموجه و ناخوشایند در صلاحیت محاکم دادگستری است.

پرسش سوم: آیا می‌توان تاریخ قید شده در شناسنامه را تغییر داد؟ آیا تغییر سن امکان‌پذیر است؟

در پاسخ به این سوال دو فرض ممکن است. اگر متقاضی مدعی شود اختلاف سن واقعی او با سن مندرج در شناسنامه‌اش بیشتر از پنج سال است، تشخیص و حل اختلاف با کمیسیون 5 نفره تشخیص سن محل صدور شناسنامة صاحب سند خواهد بود. کمیسیون می‌‏تواند در صورت لزوم، صاحب سند را برای معاینه و تعیین سن به پزشکی قانونی معرفی کند و تصمیم کمیسیون تشخیص سن نیز قابل اعتراض نخواهد بود.

در صورتی که ادعای اختلاف سن واقعی و سن مندرج در شناسنامه کمتر از 5 سال باشد باید به دادگستری رجوع و با رعایت مقررات و تشریفات مربوطه و تقدیم دادخواست طرح دعوا کند.

نقدی بر قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغات


کتاب اراضی کاربری در انتشارات جاودانه جنگل تجدید چاپ شد و در دسترس عموم می باشد.

مقدمه :

با عنایت به پراکندگی و عدم انسجام قانونی یکپارچه در قوانین موضوعه، و عدم الحاظ ضمانت اجرا و اهمیت بین البخشی و فرابخشی امر حفاظت از اراضی زراعی و عدم توجه کافی به تغییر بی رویه اراضی و پیرو آن گسترش بی رویه شهر نشینی بدون مطالعه جدی و اثرات مضر آن، مقدمه ای فراهم گردید که قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها در سال 1374 تصویب گردد که وفق این قانون تغییر کاربری غیر مجاز اراضی زراعی و باغی جزو عناصر قانونی جرم لحاظ گردید و وفق این قانون متخلفین مستلزم تعقیب کیفری، مخاطب این قانون، قرار گرفتند ولی چنان بنظر میرسد که این قانون بدون لحاظ اصل مالکیت فقط در جهت مجازات بر آمده و علیرغم اسم آن فقط به برخورد با متخلفین بدون پیشگیری از آن است که ابتداعا به پیشینه تاریخی و برسی تفضیلی بر مبنای اصول حقوقی و فقهی آن میپردازم و سپس در نتیجه گیری کلی اشکالات وارده بدان را معروض میدارم .

پیشینه تاریخی حفاظت از منابع طبیعی در قوانین موضوعه

پیشینه حفاظت از اراضی کشاورزی و باغها را نخستین بار میتوان در قانون اصلاحات ارضی مصوب سال 1340 جستجو کردکه مستند قانونی آنرا میتوان در تبصره 2 ماده 19 همین قانون با موضوع جلوگیری از تفکیک و تجزیه اراضی نسقی دید بعدز ان قانونی در امر حفاظت از اراضی زراعی و باغی مورد توجه قرار گرفت قانون گسترش قطبهای کشاورزی مصوب 14/6/1354 بود .

آنچکه در این قانون به عنوان تاسیس حقوقی یا تصویب آن میتوان اشاره نمود ممنوع نمودن هر گونه تغییر کاربری در اراضی کشاورزی بود که مطابق ماده 2 این قانون (( تفکیک و تقسیم اراضی کشاورزی که قبل از تهیه طرح های جامع بهره وری ار سرزمین شامل کلیه اراضی ،اعم از دایر و بایر خارج از محدوده قانونی شهر ی باشد به قطعات کوچکتر از بیست هکتار و همنچنین تبدیل نوعی استفاده از اراضی کشاورزی محدوده قطبها جزء آنچکه در طرح جامع مربوطه ذکر گردیده به غیر کشاورزی ممنوع است))

ضمانت اجرای عدم رعایت موارد قانونی را در قسمت اخیر ماده 12 به ماده 13 همین قانون میتوان مشاهده کرد که موارد ذیل را مشمول میگردد :

الف : خلع ید :

وفق قسمتی از ماده 12 قانون فوق الذکر ((.........وزارت کشاورزی و منابع طبیعی مکلف است در صورت تبدیل استفاده یا بدون استفاده نگه داشتن اراضی در قطبهای بدون تحصیل مجوز، نسبت به خلع ید از متخلف با رعایت ماده 13 از همین قانون اقدام نماید ))که طبق همین ماده صدور حکم خلع ید نسبت به این اراضی ،و واگذاری آنها بصورت اجاره دراز مدت به اشخاص و موسسات مجاور یا غیر مجاور پیش بینی گردیده بود.

1 : مفهوم خلع ید :

خلع به فتح ((خ)) به معنی کندن و نزع و بیرون کندن است مانندخلع سلاح ،خلع سلطنت ،خلع ید ((حقوق مدنی))و خلع ید استیلاء بر حق غیر است بنحو عدوان و به معنی رفع تصرف از متصرف غیر قانونی به کار میرود و مدعی بدان بایستی اثبات مالکیت نماید پس بنابراین اصل در اقامه دعوی خلع ید اثبات مالکیت است و از طرف مالک اقامه میگردد و نوعی دعوی مالی است بر خلاف تصرف عدوانی که اثبات تصرف غیر قانونی متصرف غیر قانونی در آن شرط است و همچنین سبق تصرف قانونی که در این نوع دعوی مطرح است و نوعی دعوی غیر مالی است و مستاجر ،خادم ،کارگر نیز میتوانند آنرا اقامه نمایند از این لحاظ نیز میتوان گفت خلع ید نوعی دعوایی است که اقامه آن از سوی مالک موافق اصول دادرسی است و اقامه آن از سوی وزارت کشاورزی فاقد وجاهت قانونی بنظر می آید.

ب- جلوگیری از تبدیل یا تغییر و بهره برداری :

از مزیتهای دیگر این قانون میتوان به توجه به اقدامات پیشگیرانه اشارتی نمود و ضمانت اجرای دیگری که پیش بینی گردیده بود جلوگیری از اقداماتی که منجر به تغییر کاربری و نوع بهره برداری می شود می باشد مطابق ماده 13 این قانون «وزارت کشاورزی و منابع طبیعی مجاز است بوسیله گارد منابع طبیعی یا سایر مأمورین نیروی انتظامی از اقدامات تبدیل نوع بهره برداری از زمین از کشاورزی بغیر کشاورزی موضوع ماده 12 این قانون جلوگیری بعمل آورد».

ج- قلع و امحای مستحدثات:

مطابق بند اخیر ماده 13 همین قانون «گارد منابع طبیعی»وسایر مأمورین انتظامی مکلف بودند علاوه بر جلوگیری نسبت به قلع و امحای مستحدثاتی که به این ترتیب بوجود می آیند و به تشخیص وزیر کشاورزی و منابع طبیعی مخل به اجرای طرح جامع کشاورزی می باشد اقدام کنند. مأمورین انتظامی نیز مکلف بودند طبق درخواست کتبی مأمورین کشاورزی اقدام نمایند
با این وجود این قانون در موارد ضروری نیز اجازه تغییر کاربری می داد، از مهمترین مستثنیات این قانون عبارت بودند از:
1: ایجاد منازل مسکونی و مستحدثات زراعی در حد معقول و متعارف(بند اخیر ماده 12)
2: اراضی مورد نیاز خدمات عمومی و زیربنایی و عمرانی دولت با اجازۀ وزارت(کشاورزی و منابع طبیعی (تبصره 1 ماده 12)
3: اراضی واقع در خارج از حریم دریای خزر تا عرض 500 متر از انتهای حریم(تبصرۀ 5 ماده 12)
در قوانین مصوب بعد از انقلاب نیز باتوجه به افزایش جمعیت وگسترش شهرها بسوی اراضی زراعی وباغی به این مسئله در قوانین ومقررات ویژه خود توجه گردید. ازجمله: می توان به لایحه قانونی مجازات اخلال در امر کشاورزی مصوب 9 آذر ماه 1358 وهمچنین ماده 10 آیین نامه اجرایی قانون کشت مصوب 29/11/1365 (مبنی بر جلوگیری از تغییر کاربری وتفکیک اراضی واگذاری) و ماده 110 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت که بموجب آن وزارت کشاورزی موظف گردید تا اراضی واگذاری را با قید حفظ کاربری اراضی کشاورزی واگذار نماید.

سومین قانونی که در امر حفاظت مورد توجه قرار گرفت قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها((مصوب 31/3/1374)) بود . این قانون یک قانون مستقل و امری بود که جهت حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها و تداوم بهره وری تصویب گردید که تغییر کاربری ارازی زراعی و باغی خارج از محدوده قانونی شهر ها و شهرکها را ممنوع اعلام نمود .از از استثنائات این قانون در رابطه با تغییر کاربری حتی در خارج از حریم شهرها و شهرکها وفق تبصره 4 الحاقی آن به احداث گلخانه ها ،دامداریها،مرغداریها،پرورش ماهی و سایر تولیدات کشاورزی و کارگاههای صنایع تکمیلی و غذائی در روستا به منظور بهینه کردن تولیدات بخش کشاورزی میتوان اشاره نمود و نیز اراضی داخل در محدوده روستائی مشمول طرح هادی را قانون مورد نظر از مصادیق تغییر کاربری عنوان نمی دارد.


آنچکه در قانون حفظ کاربری اراضی زراعی به عنوان مجازات در نظر گرفته شده است عبارتندز:


الف :قلع و قمح مستحدثات و پرداخت جزای نقدی تا سه برابر بهای زراعی به قیمت روز با کاربری جدید .


ب: وفق شق دوم از ماده 11 قانون مزبور تکرار جرم الزام قانونی تعیین مجازات حداکثر جزای نقدی و لحاظ حبش از یک تا شش ماه ملحوظ میدارد.


قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی در 1/8/1385 مورد اصلاح و الحاق قرار گرفت .در تاریخ 19/4/1386 تصویبنامه شماره 59879 /ت 37110 ه هیات وزیران مورد تصویب قرار گرفت که مصادیق و اصتلاحات قانون حفظ کاربری اراضی زراعی مورد تعریف واقع گردید .


بعد از قانون حفظ کابری اراضی زراعی مصوب 1374 و اصلاحیه آن در سال 1385 قانون تعاریف محدوده شهر و روستا و شهرک و نحوه تعیین آنها در توضیح شمول قانون حفظ کابری در سال 1384 تصویب شد وقانون جلوگیری از خرد شدن اراضی کشاورزی و ایجاد قطعات مناسب فنی ،اقتصادی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در تاریخ 21/11/1385 شکل قانونی به خود گرفت که وفق ماده 2 قانون مصوب توسط مجمع تشخیص مصلحت ((تفکیک و افراز اراضی مذکور به قطعات کمتر از نصاب تعیین شده ممنوع است...........))


از دیگر قوانین موجود میتوان به قانون منع فروش و واگذاری اراضی فاقد کاربری مسکونی برای امر مسکن به شرکتهای تعاونی مسکن و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی و آئین نامه اجرائی آن مصوب 6/5/1381 اشاره نمود که در امر حفاظت از اراضی به یاری قوانین آمد.

تعارض قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی با اصل مالکیت

علی رغم نکات مثبت قانون مصوب مذکور در حفظ کابری باید به برسی نکات انقاد پذیر آن نیز پرداخت زیرا از اشکالات وارد بر این قانون تعارض مواد با حق مالکیت افراد یا اشخاص است که ابتداعا در مقدمه بحث لازم است به تعریف حق ماکیت پرداخت و اصل بحث را عنوان نمود .

تعریف حق مالکیت

مالکیت حقی است دائمی که به موجب آن شخص میتواند در حدود قوانین این تصرف درمالی را به خود اختصاص دهد و از تمام منافع آن منتفع گردد .

پس حق ماکیت از حقوق عینی ناظر بر اموال اشخاص است و دگر حقوق عینی بر گرفته از شاخه های حق مالکیت است پس در اینصورت است که :


1: مالک اختیار استفاده یا عدم استفاده را با هر انگیزه ای میتواند لحاظ کند.


2: متعلقات حق مالکیت نیز از تبعات آن است که در صورت اخیر میتواند هر نوع انتفاعی در حدود مالکیت خویش بنماید


3 : مالک میتواند مالکیت خود را از بین برده و یا هر گونه تصرفی را در آن داشته باشد و یا این حق را به دیگری انتقال دهد .


الف : محدودیتهای قانونی :اما چنین نیست که بتوان گفت اصل مالکیت اذن در همه گونه تصرف بدون در نظر گرفتن حدود آن است زیرا اختیار مالک در مالمیک نامحدود و مطلق نیست و محدودیتهای آنرا میتوان در مواد 95و97و109 قانون مدنی یافت .


ب : تزاحم : یکی دیگر از محدودیتهای مالک اینست که حق مالکیت وی نباید در تزاحم حقوق مالکیت دیگران واقع گردد و قاعده لا ضرر در مالکیت، مقدم بر ان است که میتوان آنرا در ماده 132 قانون مدنی یافت و بدین معنی که هیچ کس نمیتواند در مالمیک خود تصرفی نماید که این تصرف سبب ضرر واقع گردد که قاعده لاضرر با تحقق 2 شرط 1: رعایت حدود متعارف 2: رفع حاجت یا رفع ضرر از بین میرود

توابع ماکیت :

یکی از نتایج مطلق بودن مالکیت اینست که این حق مختص به مال نیست بلکه آثار و توابع و متعلقات مال را نیز مشمول واقع میگرداند که بلحاظ تبعیت از موضوع اصلی یعنی اصل مالکیت بدان مالکیت تبعی نیز میگویند که آنرا میتوان در ماده 32 قانون مدنی یافت ((تمام ثمرات و متعلقات اموال منقوله و غیر منقوله که طبعا یا در نتیجه عملی حاصل شده باشد باالتبع مال مالک اموال مزبوره است)) که میتوان به مالکیت بر اعیانی ملک غیر منقول نیز اشاره نمود .

پس میتوان گفت این قانون در تعریف تغییر کاربری اصل مالکیت یا متعلقات آنرا در نظر نگرفته است و عدم اخذ مجوز را جرم تلقی نموده است .


نمیتوان انکار کرد که تغییر کاربری با نگرش مالکیت مطلق نباید هدفمند گردد بدین معنی که نباید خارج از چهارچوب قوانین مثلا شهرسازی یا عدم رعایت نکات فنی در ساخت و ساخت مواجه گردد اما جرم انگاری این مورد نباید با تخلف اشتباه گرفته شود زیرا تخلف با جرم در افتراق است و نمیتوان این دو را در کنار یکدیگر قرار داد که به خلاصه در مبحث تعارض قانون با عناصر جرم توضیح ارائه خواهد گردید

تعرض قانون حفظ کاربری اراضی با عنصر معنوی جرم :

آنچه که میدانیم برای جرم انگاری هر جرمی باید سه عنصر در آن محقق گردد

1_عنصر قانونی ( اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها )

یکی از عناصری که که وجودش جرم انگاری فعل یا ترک فعل یا حالت و نگهداری را در تعیین مجازات لازم و ضروری میدارد و بدون این عنصر نمیتوان انتساب عملی را به مباشر یا شریک یا معاون ،جرم تلقی نمود وجود عنصر قانونی جرم است بدین معنی که هر عملی که در قانون جرم شناخته شود و مباشر عمل آنرا انجام دهد مجرم است تخطی از آن جرم تلقی میگردد و این بایستی در قانون با توجه به جرم انگاری آن مجازاتش قانونی گردد تعریف جرم در قانون مصوب مملکتی است از نظر عنصر قانونی جرم وصف مجرمانه باید به تعریف قانون باشدکه ناشی از تقصیر جزائی و سوء نیت است اما در حالیکه جرم مدنی ناشی از تقصیر با لحاظ ورود خسارت محقق میگرددو مهترین منابعی که در شریعت مقدس اسلام حاکی از الزام به مقید بودن به اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها است آیه شریفه (( لا یکلف الله نفسا الا ما اتیها))از سوره طلاق میباشد.

2_عنصر مادی جرم :

که ناشی از چیزی است که ما در علم خارج مشاهده میکنیم که ناشی از فعل یا ترک فعل مادی و قابل مشاهده است و قابل مشاهده بودن آن بدین معنی نیست که حتما فردی باید آنرا ببیند بلکه اینست که فعل یا ترک فعل یا حالت فاعل قابل مشاهده باشد و برگرفته از عنصر قانونی جرم است مثلا ربایش بردن مال دیگری به طور مخفیانه یا ظاهر که صاحب مال، ناراضی باشد را تعریف مینمائیم در این عنصر بردن مال غیر بدون رضایت سرقت نام دارد و دیدن فعل ناشی از تعریف، با نگرش به فعل مرتکب ناظر از وجود عنصر مادی جرم است از لحاظ عنصر مادی جرم جزائی مستقلا و بدون ورود خسارت نیز قابل تحقق میباشد مانند حمل سلاح غیر مجاز در حالیکه در جرم مدنی از دیدگاه عنصر مادی مبنا خسارت تحمیلی بر شخص است.

3_عنصر معنوی:

که ناظر بر قصد و نیت درونی مجرم است که با قصد مجرمانه و سوء نیت محقق میگردد در این حالت نکته قابل تامل اینست در قانون حفظ کاربری جرم انگاری فعل مزبور بدون لحاظ عنصر معنوی انجام یافته چرا که در تغیییر کاربری نمیتوان عنصر معنوی را در وقوع بزه متصور دانست و عنصر معنوی را با نگرش به محال بودن سوءنیت و قصد مجرمانه رو به زوال است . چه بسا قانون حفظ کاربری نوعی قانون تخصصی است که گاها افراد متخصص شاید بدلیل عدم کاربرد آن با آن آشنائی ندارند چه رسد به افراد عادی که به فکر و خیال خود تصرف در مالمیک حلال خویش را قانونی و شرعی میدانند و مانند کسانی هستند که با توجه به قاعده قبح عقاب بلا بیان مجرم شناخته میگردند زیرا که عنصر معنوی نیز در جرم انگاری و تصویب این قانون لحاظ گردیده، بنظر نمیرسد.

قاعده ممنوعیت عقاب بلا بیان یا قبح عقاب بلا بیانکه از دیر باز در شریعت اسلام پذیرفته شده یکی از قواعد فقهی میباشد که اعمال کیفر نسبت به اشخاص بدون بیا ن قبلی رفتار مجرمانه را قبیح و زشت میداند و دلیل عقلی نیز حاکی از آنست که خداوند بدون تصریح به حکم و قانون و ابلاغ آن ،کسی را کیفر نخواهد داد.


از نظر عنصر معنوی خطا بر مبنای جرم مدنی است در حالیکه مبنای تمامی جرائم عمدی علم و معرفت شخص مرتکب به نامشروعیت و غیر قانونی بودن عمل است در یک بیان ساده باید گفت سوءنیت در ارتکاب .

تعارض قانون حفظ کاربری با اصل تسلیط:

با توجه به این اصل، مالک در مال خود هر نوع تصرفاتی که بخواهد بنماید شرعا مجاز است و قانونا ،جز در مواردی که تحدیدی مشروع بر مالکیت وی وارد گردیده باشد که میتوان انرا در ماده 30 قانون مدنی یافت پس طبق قاعده تسلیط مسلمانان حق همه گونه تسلط و انتفاع در مالمیک خویش را دارند و این اصل زمانی جاری است که با قاعده لاضرر در تزاحم نباشد اما در برسی تعارض آن با قانون حفظ کاربری اراضی زراعی باید گفت این قانون تسلط بر عرصه و اعیان را محدود بلکه هر گونه تصرف در آنرا جرم تلقی نموده است و چنین بنظر میرسد قلع و قمح مستحدثات با اصل مالکیت ،اصل تسلیط و عنصر قانونی جرم در تعارض و تزاحم واقع گردد. مالکیت بر عرصه مالکیت بر اعیان نیز تلقی میگردد و نیز مالکیت بر فضای محازی در این حالت آیا محدود کردن حق مالکیت افراد محدود کننده بنظر نمیرسد؟

تزاحم قانون حفظ کاربری با لحاظ اصل مالکیت با حدیث رفع و اصل اباحه :

حدیث رفع که به نقل از حضرت رسول نقل شده است :

(( رفع عن امتی تسعه اشیاء :الخطاوالنسیان و ما استکر هوا علیه و ما لا یعلمون )) از امت من نه چیز برداشته شده است :اشتباه اشتباه ....و آنچکه حکم آنرا نمیدانند ایا طبق این حدیث با توجه به جواز اصل مالکیت و نص صریح قانون با استناد به اصل چهارم ،اصل چهل و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مواد 30 الی 33 قانون مدنی یا اصل تسلیط ،اصل اباحه تعارض قانونی ،فقهی ندارد؟


اصل اباحه : که با توجه به این اصل انسان نسبت به اشیاء موجود در حتی عالم خارج حق هر گونه دخل و تصرف دارد مگر در مواردی که قانون آنرا منع کرده باشد این اصل ضامن اراده افراد در عقود و تصمیم گیری تصرف است.بنابراین اصل در هر چیز ((اباحه و جواز است ))ولی این اباحه و جواز بایستی بر مبنای یک قانونی صورت پذیر که مالکیت و جواز مالکیت و تصرف در مالمیک اشخاص را به رسمیت قبول نماید .

نتیجه گیری

در پایان میتوان گفت که قانون حفظ کاربری علی رغم تلاش در نگهداری ارازی زراعی و باغی با اصل مالکیت و توابع ان ،قاعده تسلیط،عدم رعایت و لحاط عنصر معنوی جرم در جرم انگاری ماوقع ،رعایت نکردن اصول دادرسی در تعارض است و لحاظ موارد در آنف از ضروریات آن احساس میگردد.

تغییر کاربری زمین زراعی



تغییر کاربری زمین زراعی - متقاضي درخواست خود را به همراه مدارك مالكيت و مجوز تاسيس يا موافقت اصولي طرح مورد نظر ، نقشه عرصه مورد اجراي طرح و نظريه اداره كل محيط زيست استان و حسب مورد پاسخ استعلام دستگاههاي ذيربط در چهارچوب ماده 7 قانون تحويل مديريت جهاد كشاورزي شهرستان مي دهد جهت تغییر کاربری زمین مديريت جهاد كشاورزي شهرستان پس از بررسي و درخواست نسبت به تهيه گزارش و كروكي و مدارك مورد نياز اقدام و به همراه درخواست متقاضي و ساير مدارك مربوطه به مديريت امور اراضي استان ارسال مي نمايد

گزارش مديريت جهاد كشاورزي و درخواست متقاضي ، ثبت دبيرخانه كميسيون مستقر در مديريت امور اراضي مي گردد

در صورت غير زراعي و غير باغي بودن زمين مورد نظر جهت تغییر کاربری زمین  پس از تائيد رياست سازمان پاسخ لازم به متقاضي و مراجع ذيربط توسط دبيرخانه اعلام مي گردد . دبيرخانه كميسيون مستقر در مديريت امور اراضي در صورت عدم تامين مدارك مورد لزوم از سوي متقاضي ظرف مدت يك ماه از تاريخ ثبت درخواست، پرونده را از دستور كار كميسيون خارج مي نمايد.  در صورت ارائه مدارك و مستندات و تكميل بودن پرونده و تشخيص زراعي و باغي بودن زمين مورد نظر ، تقاضا در نوبت دستور كار كميسيون قرار مي گيرد ( توسط دبيرخانه كميسيون مستقر در مديريت امور اراضي) و سپس جهت تغییر کاربری زمین  طرح پرونده در كميسيون تبصره 1 ماده 1 قانون حفظ كاربري اراضي زراعي و باغها و اعلام نظر كميسيون در مورد درخواست تغييركاربري توسط دبيرخانه كميسيون مستقر در مديريت امور اراضي

 در صورت مخالفت كميسيون با تغيير كاربري اراضي نتيجه به متقاضي و دستگاه ذيربط توسط دبير كميسيون اعلام مي شود

   در صورت موافقت كميسيون با تغيير كاربري چنانچه طرح مورد نظر مشمول پرداخت عوارض قانوني نباشد توسط دبيركميسيون، مجوز لازم صادر ميگردد

     در صورت موافقت كميسيون با تغيير كاربري زمین ، چنانچه طرح مشمول پرداخت عوارض باشد پرونده توسط دبيركميسيون به مديريت جهاد كشا ورزي شهرستان جهت تعيين قيمت اراضي از طريق كميسيون تقويم مستقر در شهرستان ارجاع مي گردد

كميسيون تقويم اراضي مستقر در مديريت جهاد كشاورزي شهرستان نسبت به تعيين قيمت اراضي اقدام و نظر كميسيون تقويم توسط مديريت جهاد كشاورزي شهرستان به دبيرخانه كميسيون جهت ابلاغ  به متقاضي به منظور واريز مبلغ ابلاغ ميگردد

 پس از واريز مبلغ ارزيابي توسط متقاضي به حساب خزانه توسط مديريت جهاد كشاورزي شهرستان فيش مربوطه به دبيرخانه كميسيون مستقر در مديريت امور اراضی ارسال مي گردد

  مجوز تغييركاربري برابر مساحت مورد مصوب جهت اجراي طرح براي متقاضي و یا به دستگاه استعلام کننده توسط دبيركميسيون تبصره 1 ماده 1 مستقر در مديريت امور اراضی صادر ميگردد و نتيجه به مديريت جهاد كشاورزي شهرستان نيز اعلام ميگردد

  مديريت جهاد كشاورزي شهرستان بر حسن اجراي طرح نظارت داشته و در صورت احراز هرگونه تخلف پرونده به مراجع قضائي صالحه ارجاع ميگردد

در راستای تغییر کاربری زمین  مدارك ذيل توسط مالك تهيه شود

          ارائه و تكميل  درخواست تغيير كاربري زمين

          ارائه مدارك مالكيت

          فتوكپي شناسنامه ذينفع (مالك يا مالكين) يا فتوكپي وكالت نامه

          ارائه فيش پرداخت شده عوارض نوسازي در صورتي كه نوسازي شده باشد

          پوشه

          ارائه درخواست به شهردار جهت اخذ دستور

          ثبت شماره و تاريخ  در دبيرخانه

تعيين زمان جهت بازديد توسط كارشناس دفتر فني

          بازديد كارشناس دفتر فني شهرداري از محل  

          بازديدكارشناس شهرداري ازمحل وتنظيم گزارش وضع موجود

          تكميل كارت گذربندي

تعيين كاربري ، حدودتعريض براساس طرح هادي يا جامع يا تفضيلي

 

          اگر ذينفع مجازبه تغييركاربري

          الف :  نباشد  :  دلايل مربوط كتباً به ذينفع اعلام ميگردد

          ب: باشد:اگرمالك تقاضاي تغيير كاربري 

ب-1: تنظيم توافقنامه با امضاء شهردارو مالك

ب-2:تهيه كروكي محل با مقياس 500/1 

ب- 3: تهيه استعلام از ادارت مربوطه باتوجه به نوع كاربري ملك

ب-4: ارائه عوارضات متعلقه به مالك 

ب-5: چنانچه مالك متقاضي تغيير كاربري باشد اينكار صرفاً از طريق كميسيونهاي مربوطه استان صورت مي گيرد

 

          طرح در كميسيون ماده 5  استان

تقاضا ها منضم به كروكي موقعيت ملك و استعلام مربوطه باتوجه به نوع كاربري و نامه شهرداري به كميته كار ماده 5  استان ارسال و پس از طرح در كميته موضوع به كميسيون ماده 5  استان ارجاع مي گردد

          كميسيون پس از رأي گيري نتيجه را طي صورتجلسه اي به شهرداري ارسال مي كند

قابل تغيير كاربري نباشد : مراتب كتباً به مالك اعلام مي گردد

قابل تغيير كاربري باشد : يك نسخه از صورتجلسه در پرونده ملك ضبط مي گردد

شرایط قانونی قرار داد




ماده ‌١ـ هر قراردادی با هر عنوان که به موجب آن، مالک رسمی زمین (پیش‌فروشنده) متعهد به احداث یا تکمیل واحد ساختمانی مشخص در آن زمین شود و واحد ساختمانی مذکور با هر نوع کاربری از ابتدا یا در حین احداث و تکمیل یا پس از اتمام عملیات ساختمانی به مالکیت طرف دیگر قرارداد (پیش‌خریدار) درآید، از نظر مقررات این قانون «قرارداد پیش‌فروش ساختمان» محسوب می‌شود.
تبصره ـ اشخاص ذیل نیز می‌توانند در چهارچوب این قانون و قراردادی که به‌موجب آن زمینی در اختیارشان قرار می‌گیرد، اقدام به پیش‌فروش ساختمان نمایند:
‌١ـ سرمایه‌گذارانی که در ازای سرمایه‌گذاری از طریق احداث بنا بر روی زمین متعلق به دیگری، واحدهای ساختمانی مشخصی از بنای احداثی بر روی آن زمین، ضمن عقد و به‌موجب سند رسمی به آنان اختصاص می‌یابد.
‌٢ـ مستاجرین اراضی اعم از ملکی، دولتی، موقوفه که به‌موجب سند رسمی حق احداث بنا بر روی عین مستاجره را دارند.
ماده ‌٢ـ در قرارداد پیش‌فروش باید حداقل به موارد زیر تصریح شود:
‌١ـ اسم و مشخصات طرفین قرارداد اعم از حقیقی یا حقوقی
‌٢ـ پلاک و مشخصات ثبتی و نشانی وقوع ملک
‌٣ـ اوصاف و امکانات واحد ساختمانی مورد معامله مانند مساحت اعیانی، تعداد اتاق‌ها، شماره طبقه، شماره واحد، توقفگاه (پارکینگ) و انباری
‌٤ـ مشخصات فنی و معماری ساختمانی که واحد در آن احداث می‌شود؛ مانند موقعیت، کاربری و مساحت کل عرصه و زیربنا، تعداد طبقات و کل واحدها، نما، نوع مصالح مصرفی ساختمان، سیستم گرمایش و سرمایش و قسمت‌های مشترک و سایر مواردی که در پروانه ساخت و شناسنامه فنی هر واحد قید شده یا عرفا در قیمت موثر است.
‌٥ـ بها یا عوض در قراردادهای معوض، تعداد اقساط و نحوه پرداخت
‌٦ـ شماره قبوض اقساطی برای بها، تحویل و انتقال قطعی
‌٧ـ زمان تحویل واحد ساختمانی پیش‌فروش‌شده و تنظیم سند رسمی انتقال قطعی
‌٨ـ تعیین تکلیف راجع به خسارات، تضمین‌ها و قرارداد بیمه‌ای، تغییر قیمت و تغییر مشخصات مورد معامله
‌٩ـ تعهدات پیش‌فروشنده به مرجع صادرکننده پروانه و سایر مراجع قانونی
‌١٠ـ معرفی داوران
‌١١ـ احکام مذکور در مواد (‌٦)، (‌٧) و (‌٨) و تبصره آن، (‌٩)، (‌١١)، (‌١٢)، (‌١٤)، (‌١٦) و (‌٢٠) این قانون
ماده ‌٣ـ قرارداد پیش‌فروش و نیز قرارداد واگذاری حقوق و تعهدات ناشی از آن باید با رعایت ماده (‌٢) این قانون از طریق تنظیم سند رسمی نزد دفاتر اسناد رسمی و با درج در سند مالکیت و ارسال خلاصه آن به اداره ثبت محل صورت گیرد.
ماده ‌٤ـ تنظیم قرارداد پیش‌فروش منوط به ارائه مدارک زیر است:
‌١ـ سند رسمی مالکیت یا سند رسمی اجاره با حق احداث بنا یا قرارداد رسمی حاکی از این‌که مورد معامله در ازای سرمایه‌گذاری با حق فروش از طریق احداث بنا بر روی عرصه به پیش‌فروشنده اختصاص یافته است.
‌٢ـ پروانه ساخت کل ساختمان و شناسنامه فنی مستقل برای هر واحد
‌٣ـ بیمه‌نامه مربوط به مسوولیت موضوع ماده (‌٩) این قانون
‌٤ـ تاییدیه مهندس ناظر ساختمان مبنی بر پایان عملیات پی ساختمان
‌٥ـ پاسخ استعلام از اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع ملک
تبصره ـ در مجموعه‌های احداثی که پیش‌فروشنده تعهداتی در برابر مرجع صادرکننده پروانه از قبیل آماده‌سازی و انجام فضاهای عمومی و خدماتی با پرداخت حقوق دولتی و عمومی و نظارت آن دارد، اجازه پیش‌فروش واحدهای مذکور منوط به حداقل سی‌درصد (‌٣٠%) پیشرفت در انجام سرجمع تعهدات مربوط و تایید آن توسط مرجع صادرکننده پروانه می‌باشد.
ماده ‌٥ـ تنظیم قرارداد پیش‌فروش و واگذاری حقوق و تعهدات ناشی از آن نزد دفاتر اسناد رسمی با پرداخت حق‌الثبت و بدون ارائه گواهی مالیاتی صرفا در قبال پرداخت حق‌التحریر طبق تعرفه خاص قوه قضاییه صورت می‌گیرد.
ماده ‌٦ـ چنانچه پیش‌فروشنده در تاریخ مقرر در قرارداد، واحد پیش‌فروش‌شده را تحویل پیش‌خریدار ندهد و یا به تعهدات خود عمل ننماید علاوه بر اجرای بند (‌٩) ماده (‌٢) این قانون مکلف است به شرح زیر جریمه تاخیر به پیش‌خریدار بپردازد مگر این‌که به مبالغ بیشتری به نفع پیش‌خریدار توافق نمایند. اجرای مقررات این ماده مانع از اعمال خیارات برای پیش‌خریدار نیست.
‌١ـ درصورتی که واحد پیش‌فروش‌شده و بخش‌های اختصاصی نظیر توقفگاه (پارکینگ) و انباری در زمان مقرر قابل بهره‌برداری نباشد، تا زمان تحویل واحد به پیش‌خریدار، معادل اجرت‌المثل بخش تحویل‌ نشده.
‌٢ـ درصورت عدم انجام تعهدات در قسمتهای مشاعی، روزانه به میزان نیم‌درصد (‌٥/ ‌٠%) بهای روز تعهدات انجام‌نشده به میزان قدرالسهم پیش‌خریدار
‌٣ـ درصورت عدم انجام تعهدات در قسمت‌های خدمات عمومی موضوع بند (‌٩) ماده (‌٢) این قانون از قبیل خیابان، فضای سبز، مساجد، مدارس و امثال آن روزانه به میزان یک در هزار بهای روز تعهدات انجام شده به میزان قدرالسهم پیش‌خریدار
‌٤ـ درصورت عدم اقدام به موقع به سند رسمی انتقال، روزانه به میزان یک در هزار مبلغ قرارداد
ماده ‌٧ـ درصورتی که مساحت بنا براساس صورت‌مجلس تفکیکی، کمتر یا بیشتر از مقدار مشخص شده در قرارداد باشد، مابه‌التفاوت براساس نرخ مندرج در قرارداد مورد محاسبه قرار خواهد گرفت، لیکن چنانچه مساحت بنا تا پنج درصد (‌٥ %) افزون بر زیربنای مقرر در قرارداد باشد، هیچکدام از طرفین حق فسخ قرارداد را ندارند و در صورتی‌که بیش از پنج درصد (‌٥ %) باشد صرفا خریدار حق فسخ قرارداد را دارد. چنانچه مساحت واحد تحویل‌شده کمتر از نود و پنج درصد (‌٩٥ %) مقدار توافق‌شده باشد، پیش‌خریدار حق فسخ قرارداد را دارد یا می‌تواند خسارت وارده را بر پایه قیمت روز بنا و براساس نظر کارشناسی از پیش‌فروشنده مطالبه کند.
ماده ‌٨ـ در تمامی مواردی که به دلیل تخلف پیش‌فروشنده، پیش‌خریدار حق فسخ خود را اعمال می‌نماید، پیش‌فروشنده باید خسارت وارده را بر مبنای مصالحه طرفین یا برآورد کارشناس مرضی‌الطرفین به پیش‌خریدار بپردازد.
تبصره ـ درصورت عدم توافق طرفین، پیش‌فروشنده باید تمام مبالغ پرداختی را براساس قیمت روز بنا، طبق نظر کارشناس منتخب مراجع قضایی همراه سایر خسارات قانونی به پیش‌خریدار مسترد نماید.
ماده ‌٩ـ پیش‌فروشنده در قبال خسارات ناشی از عیب بنا و تجهیزات آن و نیز خسارات ناشی از عدم رعایت ضوابط قانونی، در برابر پیش‌خریدار و اشخاص ثالث مسئول است و باید مسئولیت خود را از این جهت بیمه نماید. چنانچه میزان خسارت وارده بیش از مبلغی باشد که از طریق بیمه پرداخت می‌شود، پیش‌فروشنده ضامن پرداخت مابه‌التفاوت خسارت وارده خواهد بود.
ماده ‌١٠ـ درمواردی که بانک‌ها به پیش‌خریداران براساس قرارداد پیش‌فروش، تسهیلات خرید می‌دهند، وجه تسهیلات از طرف پیش‌خریدار توسط بانک به حساب پیش‌فروشنده واریز و مالکیت عرصه به نسبت سهم واحد پیش‌خریداری‌شده و نیز حقوق پیش‌خریدار نسبت به آن واحد به عنوان تضمین اخذ می‌گردد.
ماده ‌١١ـ در پیش‌فروش ساختمان نحوه پرداخت اقساط بهای مورد قرارداد، توافق طرفین خواهد بود، ولی حداقل ده درصد (‌١٠ %) از بها همزمان با تنظیم سند قطعی قابل ‌وصول خواهد بود و طرفین نمی‌توانند برخلاف آن توافق کنند.
ماده ‌١٢ـ درصورتی که عملیات ساختمانی متناسب با مفاد قرارداد پیشرفت‌ نداشته باشد، پیش‌خریدار می‌تواند پرداخت اقساط را منوط به ارائه تاییدیه مهندس ناظر مبنی بر تحقق پیشرفت از سوی پیش‌فروشنده نماید و مهندس ناظر مکلف است به تقاضای هریک از طرفین ظرف یک‌ماه گزارش پیشرفت کار را ارائه نماید.
ماده ‌١٣ـ پیش‌خریدار به نسبت اقساط پرداختی یا عوض قراردادی، مالک ملک پیش‌فروش‌شده می‌گردد و در پایان مدت قرارداد پیش‌فروش و اتمام ساختمان، با تایید مهندس ناظر در صورتی‌ که تمام اقساط را پرداخت یا عوض‌قراردادی را تحویل داده باشد، با ارائه مدارک مبنی بر ایفای تعهدات، می‌تواند با مراجعه به یکی از دفاتر اسناد رسمی، تنظیم سند رسمی انتقال به نام خود را درخواست نماید. چنانچه پیش‌فروشنده حداکثر ظرف ده روز پس از اعلام دفترخانه از انتقال رسمی مال پیش‌فروش‌شده خودداری نماید، دفترخانه با تصریح مراتب مبادرت به تنظیم سند رسمی به نام پیش‌خریدار یا قائم مقام وی می‌نماید. اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع ملک مکلف است به تقاضای ذی‌نفع نسبت به تفکیک و یا افراز ملک پیش‌فروش‌شده اقدام نماید.
ماده ‌١٤ـ درصورت انجام کامل تعهدات از سوی پیش‌خریدار چنانچه پیش‌فروشنده تا زمان انقضای مدت قرارداد موفق به تکمیل پروژه نگردد، با تایید مهندس ناظر ساختمان مبنی بر این‌که صرفا اقدامات جزئی تا تکمیل پروژه باقیمانده است (کمتر از ده درصد «10 %» پیشرفت فیزیکی مانده باشد)، پیش‌خریدار می‌تواند با قبول تکمیل باقی قرارداد به دفتر اسناد رسمی مراجعه نماید و خواستار تنظیم سند رسمی به قدرالسهم خود گردد. حقوق دولتی و هزینه‌هایی که طبق مقررات بر عهده پیش‌فروشنده بوده و توسط پیش‌خریدار پرداخت می‌گردد، مانع از استیفای مبلغ هزینه‌شده از محل ماده (‌١١) و غیره با کسب نظر هیات داوری مندرج در ماده (‌٢٠) این قانون نخواهد بود.
ماده ‌١٥ـ عرصه و اعیان واحد پیش‌فروش شده و نیز اقساط و وجوه وصول و یا تعهدشده بابت آن، قبل از انتقال رسمی واحد پیش‌فروش‌شده به پیش‌خریدار قابل توقیف و تامین به نفع پیش‌فروشنده یا طلبکار او نیست.
ماده ‌١٦ـ درصورت عدم پرداخت اقساط بها یا عوض قراردادی در مواعد مقرر، پیش‌فروشنده باید مراتب را کتبا به دفترخانه تنظیم‌کننده سند اعلام کند. دفترخانه مکلف است ظرف مهلت یک هفته به پیش‌خریدار اخطار نماید تا ظرف یک ماه نسبت به پرداخت اقساط معوقه اقدام نماید. در غیر این ‌صورت پیش‌فروشنده حق فسخ قرارداد را خواهد داشت.
ماده ‌١٧ـ واگذاری تمام یا بخشی از حقوق و تعهدات پیش‌فروشنده نسبت به واحد پیش‌فروش شده و عرصه آن پس از اخذ رضایت همه پیش‌خریداران یا قائم‌مقام قانونی آنها بلامانع است.
ماده ‌١٨ـ درصورت انتقال حقوق و تعهدات پیش‌خریدار نسبت به واحد پیش‌فروش‌شده بدون رضایت پیش‌فروشنده، پیش‌خریدار عهده‌دار پرداخت بها یا عوض قرارداد خواهد بود.
ماده ‌١٩ـ پس از انتقال قطعی واحد پیش‌فروش شده و انجام کلیه تعهدات، قرارداد پیش‌فروش از درجه اعتبار ساقط و طرفین ملزم به اعاده آن به دفترخانه می‌باشند.
ماده ‌٢٠ـ کلیه اختلافات ناشی از تعبیر، تفسیر و اجرای مفاد قرارداد پیش‌فروش توسط هیات داوران متشکل از یک داور از سوی خریدار و یک داور از سوی فروشنده و یک داور مرضی‌الطرفین و در صورت عدم توافق بر داور مرضی‌الطرفین یک داور با معرفی رییس دادگستری شهرستان مربوطه انجام می‌پذیرد. درصورت نیاز، داوران می‌توانند از نظر کارشناسان رسمی محل استفاده نمایند. آیین‌نامه اجرایی این ماده توسط وزارت مسکن و شهرسازی و وزارت دادگستری تهیه و به تایید هیات وزیران خواهد رسید. داوری موضوع این قانون تابع مقررات آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب خواهد بود.
ماده ‌٢١ـ پیش‌فروشنده باید قبل از هرگونه اقدام جهت تبلیغ و آگهی پیش‌فروش به هر طریق از جمله درج در مطبوعات و پایگاههای اطلاع‌رسانی و سایر رسانه‌های گروهی و نصب در اماکن و غیره، مجوز انتشار آگهی را از مراجع ذی‌صلاح که در آیین‌نامه اجرایی این قانون مشخص می‌شود، اخذ و ضمیمه درخواست آگهی به مطبوعات و رسانه‌های یادشده ارائه نماید. شماره و تاریخ این مجوز باید در آگهی، درج و به اطلاع عموم رسانده شود. مطبوعات و رسانه‌ها قبل از دریافت مجوز یادشده حق درج و انتشار آگهی پیش‌فروش را ندارند. در غیر این صورت به توقیف به مدت حداکثر دو ماه و جزای نقدی از ده میلیون (‌٠٠٠/٠٠٠/١٠) ریال تا یکصد میلیون (‌٠٠٠/٠٠٠/١٠٠) ریال و در صورت تکرار به حداکثر مجازات محکوم خواهند شد.
ماده ‌٢٢ـ شهرداری‌ها مکلفند هنگام صدور پروانه ساختمان برای هر واحد نیز شناسنامه فنی مستقل با ذکر مشخصات کامل و ملحقات و سایر حقوق با شماره مسلسل صادر و به متقاضی تسلیم نمایند.
ماده ‌٢٣ـ اشخاصی که بدون تنظیم سند رسمی اقدام به پیش‌فروش ساختمان یا بدون اخذ مجوز اقدام به درج یا انتشار آگهی نمایند، به حبس از ‌٩١ روز تا یک‌سال یا جزای نقدی به میزان دو تا چهار برابر وجوه و اموال دریافتی محکوم می‌شوند.
تبصره ـ جرایم مذکور در این ماده تعقیب نمی‌شود مگر با شکایت شاکی خصوصی یا وزارت مسکن و شهرسازی و با گذشت شاکی، تعقیب یا اجرای آن موقوف می‌شود.
ماده ‌٢٤ـ مشاوران املاک باید پس از انجام مذاکرات مقدماتی، طرفین را جهت تنظیم سند رسمی قرارداد پیش‌فروش به یکی از دفاتر اسناد رسمی دلالت نمایند و نمی‌توانند راسا مبادرت به تنظیم قرارداد پیش‌فروش نمایند. در غیراین‌صورت برای بار اول تا یک‌سال و برای بار دوم تا دو سال تعلیق پروانه کسب و برای بار سوم به ابطال پروانه کسب محکوم می‌شوند.
ماده ‌٢٥ـ آیین‌نامه اجرایی این قانون ظرف سه ماه از تاریخ تصویب توسط وزارت دادگستری با همکاری وزارت مسکن و شهرسازی و سازمان ثبت اسناد و املاک کشور تهیه و پس از تایید رییس قوه قضاییه به تصویب هیات وزیران خواهد رسید.


شرایط قانونی :
عقد هر گونه قرارداد در رابطه با ملک به 2صورت قابل تنظیم میباشد:
1- قرارداد رسمی
2- قرارداد عادی

هرنوع قرارداد ویا نوشته ای که بین دو یا چند نفر نوشته وتنظیم گردد(حتی به صورت دست نویس ) ودر ذیل این قرارداد 3نفر به عنوان شاهد زیر متن قرارداد را امضاء کنند، این قرارداد رسمیت داشته وقابل مطرح کردن در مراجع قضایی از جمله دادگستری میباشد. به این نوع قرارداد که افراد بین خود نوشته ومنعقد میکنند وبا حضور شهود به آن رسمیت می بخشند قراردادهای عادی گفته میشود؛ تمام مواد این قرارداد طبق توافق بین طرفین تنظیم ومنعقد میگردد.
اما قرارداد رسمی به آن دسته از قراردادها گفته میشود که در دفاتر اسناد رسمی تنظیم ومنعقد خواهد گردید، کما اینکه تمامی مواد وبندهای این قرارداد نیز کلمه به کلمه عینا مشابه به بندهای همان قرارداد عادی میباشد .

:دریک قرارداد اعم از اجاره نامه ویا مبایعه نامه موارد زیر باید قید شود


اجاره نامه:
1- مشخصات کامل موجر
2- مشخصات کامل مستاجر
3- مورد اجاره:(مشخصات کامل ملک ویا واحد مورد نظر اعم از متراژ،مشخصات کامل سند مالکیت ،تعداد اطاقها ،......وکلا هر گونه وسایل ویا ملزوماتی که در ملک ویا واحد آپارتمانی مورد بحث وجود دارد ویا تهیه وتدارک آن در تعهد موجر میباشد.
4- مدت اجاره
5- اجاره بها که باید نحوه پرداخت آن به طور کامل ودقیق (به صورت نقدی، چک ویا هرگونه سند دیگر )قید گردد.
6- قید نوع مصرف مستاجر (مسکونی،اداری ویا تجاری )
7- تعداد نفراتی که در مدت اجاره از ملک استفاده میکنند.
و دیگر شروطی که موجر ومستاجر در زمان انعقاد قرارداد بین خود شرط میکنند .

مبایعه نامه:
1- مشخصات فروشنده یا فروشندگان
2- مشخصات خریدار یا خریداران
3- مشخصات وامکانات مورد معامله (مشخصات کامل سندی ملک وهرگونه امکاناتی که در زمان معامله ویا در زمان تحویل ملک به خریدار یا خریداران در تعهد فروشنده یا فروشندگان است میباشد)
4- بهای ثمن مورد معامله، زمانبندی وچگونگی نحوه پرداخت آن.

ارکان بالا جزو ارکان اصلی یک مبایعه نامه میباشد، ولی توضیحات دیگری نظیر تعهد فروشنده ویا فروشندگان به اینکه مورد معامله مشمول مصادره اموال، سرپرستی ، توقیف ویا مورد رهن ووثیقه وممنوع المعامله نمیباشد، ازمواردی است که باید درنظر گرفته شود.

هرکدام از انواع قراردادهای ذکر شده با تمامی شروط وبندهای آن درزمانی که 3نفر شاهد با ذکر مشخصات خود ذیل تمامی صفحات آن را به امضاء برسانند رسمیت یافته واز آن لحظه به بعد قابل اجرا وقانونی خواهد بود وبه همین نحو در صورت بروز اختلاف ویا مشکل بین طرفین معامله قابل طرح در کلیه محاکم دادگستری مربوط به وقوع آدرس ملک میباشد.

پرسشهای متداول شهرسازی و معماری


1- اعلام کاربری به چه اشخاصی حقیقی یا حقوقی مجاز است ؟

مالک و وکیل قانونی مالک

۲- جهت اعلام کاربری اراضی بیشتر از ۱۰۰۰ مترمربع به چه مدارکی نیاز است ؟

ارائه تصویر مصدق سند ششدانگ مالکیت ، ارائه تصویر مصدق شناسنامه مالک ، ارائه اصل نقشه ۲۰۰۰/۱ کارشناس رسمی دادگستری ، ارائه تصویر رای کمیسیون ماده ۱۲ ، پس از آن ثبت در سیستم GIS و اظهارنظر کمیسیون تعیین وضعیت املاک

۳- ساخت و ساز در حریم معابر بیش از ۲۰۰ متر چگونه است ؟

کلیه حقوق کاربری میزان عرصه واقع شده متعلق به مالک بوده اما امکان هیچگونه ساخت و ساز در حریم معابر با عرض بالای ۲۰ متر میسور نیست .

۴- حریم معابر چقدر است؟

جدر بر خیابانهای ۲۰ الی ۳۵ متر ۵ متر ، در بر خیابانهای ۳۵ الی ۴۵ متر حداکثر بین ۱۰ تا ۱۵ متر و در بر خیابانهای بیشتر از ۴۵ متر بیش از ۲۵ الی ۳۰ متر .

۵- دسترسی سواره در املاکی که از دو یا چند گذر دسترسی دارند چگونه است ؟

دسترسی سواره از گذر با عرض کمتر می باشد .

۶- دسترسی و نورگیری از فضای سبز عمومی چگونه است ؟

هیچگونه دسترسی سواره و پیاده و استفاده بمنظور گیری از فضاهای سبز عمومی شهر مجاز نیست .

۷- دسترسی و نورگیر از فضای سبز حاشیه معبر چگونه است ؟

جاز فضای سبز حاشیه معبر دسترسی سواره و پیاده ممنوع و نورگیری در شورای معماری منطقه قابل بررسی است .

۸- مسئولیت جابجائی ملک و جابجائی در احداث بنا بعهده کیست ؟

کلیه مسئولیتهای مربوط به جابجائی ملک و احداث بنا و تعارض و تداخل بعهده مالکین املاک می باشد و شهرداری هیچگونه مسئولیتی ندارد .

۹- تفکیک و افراز املاک چگونه است ؟

پس از تشکیل پرونده در شهرداری و بررسی مطابق ضوابط شهرسازی و معماری و مقایسه با حد نصاب مجاز تفکیک منطقه و تامین حقوق شهرداری بررسی و اقدام می گردد .

۱۰- حداقل عرض گذر چقدر است ؟

حداقل عرض گذر با توجه به ضوابط و مشکلات ترافیکی تعیین می گردد اما به هر صورت نباید از ۶ متر کمتر باشد .

۱۱- دریافت پروفیل معبر جهت کنترل کف چه زمانی از شهرداری باید صورت گیرد ؟

پروفیل معبر هنگام شروع بکار و قبل از گودبرداری از شهرداری باید دریافت گردد .

۱۲- کنترل کف چه زمانی باید صورت گیرد ؟

پس از گودبرداری مالک به شهرداری (حوزه شهرسازی و معماری) مراجعه تا کنترل لازم معمول گردد .

۱۳- درخصوص گذرهایی که جدول خیابان اجرا شده کنترل کف چگونه است ؟

مهندس ناظر باید روی جدول اجرا شده را صفر معماری در نظر گرفته و با توجه به کدهای ارتفاعی نقشه های معماری کنترل نماید و شهرداری هیچگونه مسئولیتی در این زمینه ندارد . درصورت هرگونه رفع ابهام ضرورت دارد به حوزه شهرسازی و معماری (قسمت طرح تفصیلی و بروکف) مراجعه شود .

۱۴- شهرداری درخصوص تداخل املاک چگونه اظهارنظر می نماید ؟

درخصوص تداخل و تعارض املاک شهرداری صرفاً به استناد نقشه های کارشناس رسمی دادگستری ـ اعلام نظر اداره ثبت اسناد و املاک و دستورات صادره از محاکم قضائی اظهارنظر و عمل می نماید .

۱۵- کنترل گود انبوه سازان توسط چه قسمتهایی انجام می گردد ؟

مختصات گود و ارتفاع توسط واحد GPS برداشت و توسط واحد GIS با سایت پلان مصوب منطبق و کنترل می شود .

۱۶- در چه صورتی از اداره آب استعلام می گردد ؟

درصورتی که اطراف ملک در نقشه های پوششی نهر ، مسیل ، چاه مشاهده یا در طرح و در محل لوله آب باشد یا حدی از ملک به نهر و مسیل تعریف شده باشد و یا در طرح لحاظ گردیده باشد .
۱۷- درچه صورتی از اداره برق استعلام می گردد ؟

درصورتی که اطراف ملک در نقشه های پوششی دکل و خطوط انتقال نیرو و تاسیسات برق مشاهده شود و یا در وضع موجود تاسیسات برق وجود داشته باشد یا در طرح لحاظ گردیده باشد.

۱۸- رای کمیسیون ماده ۱۲ توسط چه سازمانی صادر می گردد ؟

رای کمیسیون ماده ۱۲ از سوی کمیسیون ماده ۱۲ تحت نظرسازمان مسکن و شهرسازی صادر می گردد .

۱۹- درخصوص املاکی که سند مشاعی ارائه می نمایند چه اقدامی صورت می گیرد ؟

تا ارائه سند ششدانگ مالکیت هیچگونه اقدامی از سوی شهرداری متصور نیست .

۲۰- نحوه برخورد با املاکی که در طرحهای شهرداری واقع می گردند چگونه است ؟

پس از تشکیل پرونده از سوی مالک و بازدید از محل و تهیه نقشه کارشناسی و طرح تفصیلی چنانچه در طرح اجرائی معبر یا فضای سبز واقع باشد پس از اظهارنظر قسمت طرح تفصیلی و بروکف به اداره املاک جهت تملک و طی مراحل گردش اداری ارجاع می گردد .



۲۱- نحوه برخورد با املاکی که قسمتی از آنها در طرح معبر قرار دارد چگونه است؟

در زمان صدور دستور نقشه مالک می بایست اقرارنامه محضری ارائه نموده و با توجه به تسهیلات ملحوظ شده تا قبل از درخواست پایانکار ساختمانی باید نسبت به اصلاح سند مطابق مساحت و ابعاد بروکف اقدام نماید .

۲۲- ابعاد راه پله و راهرو مجاز بمنظور رعایت مبحث ۳ مقررات ملی ساختمان نیز عدم مشمول عوارض مازاد تراکم به چه میزان است؟

ابعاد استاندارد راه پله و راهرو طبق مبحث ۳ مقررات ملی ساختمان به شرح ذیل می باشد (راه پله دو طرفه = طول * عرض = ۴/۲ * ۸/۴

راه پله سه طرفه = عرض هر پاگرد ۲/۱ حداکثر ارتفاع پله حداکثر ۱۸ سانتی متر و کف پله حداقل ۳۰ سانتی متر

درصورت عدم رعایت موارد فوق شامل عوارض مازاد تراکم می گردد.

۲۳- ابعاد نورگیری که به خواب و آشپزخانه و نشیمن نور می دهد (در دو واحد مسکونی و یا یک واحد مسکونی) به چه میزان است و اگر مساحت نورگیر تغییر نکند ولی عرض آن کاهش یابد ایا خلاف است یا خیر (بخصوص بحث مشرفیت واحدها نسبت به هم و نسبت به املاک مجاور) ؟

ابعاد نورگیری که به خواب و نشیمن نور می دهد حداقل ۳* ۴ متر و ابعاد نورگیری جهت آشپزخانه ۳*۲ متر باشد و درصورتی که دو خواب یا نشیمن در دو واحد مقابل هم قرار گیرند فاصله بین دو خواب ۶ متر و در املاک با عرصه بالای ۲۰۰ مترمربع عرض نورگیر نباید از ۳ متر و زیر ۲۰۰ مترمربع نباید از ۲ متر کمتر گردد درغیراینصورت مشرف به املاک مجاور گردیده است که جهت رسیدگی به کمیسیون ماده صد ارسال خواهد شد همچنین فاصله دو آشپزخانه و یا آشپزخانه به اتاق خواب مقابل هم در دو واحد مسکونی ۴ متر باید باشد.

۲۴- ایا تغییر در متراژ و تعداد انبار و تاسیسات مسکونی در همکف و یا زیرزمین مجاز است ؟

احداث انبار مسکونی در همکف املاکی که دارای زیرزمین می باشند مجاز نبوده و درصورتیکه ملک فاقد زیرزمین باشد و احداث انباری منجر به حذف پارکینگ نگردد مجاز است ضمن اینکه احداث انبار مسکونی در مجاورت گذر مجاز نمی باشد . تغییر در تعداد واحدهای انبار مسکونی در زیرزمین نیز درصورت عدم حذف پارکینگ مجاز است .

۲۵- ایا احداث استخر و سونا و جکوزی و مشتقات آن در زیرزمین مجاز است؟

احداث استخر در زیرزین صرفاً جهت استفاده ساکنین ساختمان و با رعایت سایر ضوابط و مقررات مجاز است و درصورتیکه حجم آن بیشتر از ۳۰ مترمکعب شود مشمول عوارض می گردد .

۲۶-حداکثر متراژ مجاز جهت احداث سرویس بهداشتی در حیاط و زیرزمین و همکف چقدر است ؟

حداکثر متراژ سرویس بهداشتی در حیاط ۳ مترمربع و در همکف یا زیرزمین ۵/۲ مترمربع می باشد و درغیراینصورت مشمول عوارض می گردد.

۲۷-ایا می توان ارتفاع زیرزمین و همکف را با سقف کاذب کاهش داد ؟

کاهش ارتفاع با سقف کاذب مجاز نمی باشد.

۲۸- ایا درصورت تبدیل دو واحد مسکونی به یک واحد مسکونی و یا دو باب تجاری به یک باب مشمول عوارض می گردد و خلاف است ؟

درصورت تغییر در تعداد واحدهای تجاری و مسکونی (کاهش یا افزایش) تخلف محسوب گردیده و مشمول عوارض می گردد

۲۹- ایا ایجاد تراس (بالکن) در نورگیر بطوریکه ابعاد نورگیر ۳*۴ باشد خلاف است یا خیر ؟

احداث تراس در نورگیر برخلاف مقررات می باشد .

۳۰- حداکثر ارتفاع تجاری به چه میزان است و ایا ایجاد نیم طبقه در یک واحد تجاری و یا سرویس بهداشتی در آن خلاف است یا خیر ؟

حداکثر ارتفاع تجاری در همکف ۵/۴ متر می باشد که درصورتیکه بیشتر از متراژ مذکور گردد مشمول عوارض خواهد شد و احداث نیم طبقه تجاری در واحد تجاری نیز مجاز نبوده و درصورت احداث سرویس بهداشتی نیز متراژ سرویس بهداشتی جزو متراژ تجاری محسوب می گردد .

۳۱- نحوه محاسبه پارکینگها در واحدهای تجاری و اداری به چه صورت بوده و ایا راه پله نیز در محاسبه پارکینگها موثر است یا خیر ؟

درصورتیکه راه پله در دسترسی به واحد تجاری یا اداری تاثیر داشته باشد در محاسبه پارکینگ موثر می باشد و جهت واحد تجاری زیرزمین یک واحد و بالای آن به ازای هر ۱۰۰ مترمربع سه واحد و جهت واحدهای اداری نیز به ازای واحدهای زیر ۵۰ مترمربع یک واحد و بالای آن به ازاء هر ۱۰۰ مترمربع ۲ واحد نیاز می باشد.

۳۲- آیا امکان توسعه محل استقرار کولر در سقفهای شیبدار وجود دارد یا خیر ؟

خیر

۳۳- در ساختمانهای بتنی ارتفاع طبقات و زیرزمین و همکف از زیرتیرچه محاسبه می شود یا از زیر تیر ؟

از کف طبقه تا زیر تیرچه سقف محاسبه می شود

۳۴- اگر مالک ملک پزشک یا سر دفتردار باشد ایا امکان تبدیل ملک به مطب و یا دفترخانه می باشد یا خیر ؟

درصورت ارائه مجوزات لازم از سوی سازمانهای مربوطه و نیز رضایت همسایگان صرفاً توسط مالک مجاز است (ضمن هماهنگی با شهرداری منطقه)

۳۵- ایا امکان تغییر در تیغه بندی طبقات ، ارتفاع طبقات و کدهای ارتفاعی برخلاف نقشه های مصوب می باشد یا خیر ؟

درصورت عدم مغایرت با ضوابط و تائید مهندس ناظر ضمن اخذ مجوز از حوزه شهرسازی بلامانع است .

۳۶- بازشو ورودی پارکینگ به سمت گذر بلامانع است یا خیر ؟

خیر

۳۷- اگر ملک به شهرداری بدهکار باشد ایا صدور پایانکار مقدور می باشد ؟

صدور پایانکار منوط به تسویه کامل با شهرداری و عدم وجود بدهی می باشد.

۳۸- درخصوص صدور پایانکار ساختمانی بطور کلی چه مدارکی مورد نیاز می باشد ؟

۱- درخواست پایانکار از دفاتر خدمات الکترونیک شهر ۲- بازدید و گزارش ۳- بررسی طرح تفصیلی و بروکف ۴- بررسی پرونده در بررسی خلاف و عوارض نظارت فنی و عدم وجود تخلف ۵- گزارش اتمام عملیات ساختمانی و ارائه برگ سبز و برگ مشخصات فنی ساختمان توسط ناظر ۶- تسویه کامل درآمد و پرداخت عوارض نوسازی ۷- عکس کامل از نما و پیاده رو و نمای جانبی و نصب صندوق پستی ۸- ارائه پاسخ استعلام از شهرداری ناحیه مربوطه ۹- اقرارنامه شهرک گلستان درصورتیکه ملک در شهرک گلستان باشد ۱۰- تعهدات لازم ابلاغی توسط قسمت نظارت فنی

۳۹- جهت اخذ گواهی عدم خلاف چه مدارکی مورد نیاز می باشد ؟

۱- ارائه گزارش مرحله ای مهندس ناظر ۲- ارائه تائیدیه استفاده از بتن استاندارد برای مرحله فونداسیون و سقفها ۳- در مرحله سفت کاری بهمراه گزارش ناظر نتایج آزمایشگاه ارائه شود ۴- پرداخت عوارض نوسازی

۴۰- ایا صدور گواهی پایانکار بدون نصب صندوق پستی امکان پذیر می باشد ؟

نصب صندوق پستی جهت صدور گواهی پایانکار ساختمانی الزامی است .

۴۱- نحوه محاسبه عوارض چگونه است ؟

در حال حاضر طبق مصوبه مورخ ۲۷/۱۱/۸۶ و نیز صورتجلسه مورخ ------------- شورای اسلامی شهر تهران و کتاب ملاک عمل جلد عوارض محاسبه و اخذ می گردد

۴۲- ایا املاکی که دارای رای کمیسیون ماده صد می باشند علاوه بر جریمه کمیسیون عوارض دیگری تعلق می گیرد ؟

براساس بخشنامه مربوطه املاکی که دارای جریمه ماده صد می باشند علاوه بر جریمه مذکور عوارض صدور پروانه نیز اخذ می گردد .

۴3- تراکم مجاز در قطعات با مساحت عرصه کمتراز۱۰۰۰مترمربع چقدر می باشد ؟

۱۰۰% مساحت زمین قبل از اصلاحی وتا میزان حداکثر ۱۸۰% باپرداخت عوارض مازاد تراکم پروانه ساختمانی

۴۶- تعداد واحد مسکونی مجاز جهت قطعات با مساحت عرصه کمتر از۱۰۰۰ مترمربع چقدر می باشد ؟

درصورتی که مساحت زمین طبق سند کمتر از ۳۳۰ مترمربع باشد ۳ واحدمسکونی، درصورتی که بین۳۳۰ و۶۰۰ مترمربع باشد ۶ واحد مسکونی وبرای مساحتهای بیشتر از ۶۰۰ مترمربع حداکثر ۹ واحد مسکونی مجازمی باشد.

۴5- ارتفاع پیلوت حداکثر چقدر مجاز می باشد ؟

۴۰/۲ متر پس از کفسازی

۴6- ارتفاع زیرزمین حداکثر چقدر مجاز می باشد ؟

۶۰/۲ متر پس از کفسازی

۴7- حداقل مساحت نورگیر چقدر می باشد ؟

در املاک با عرصه بیشتر از ۲۰۰ مترمربع (پس از رعایت اصلاحی) حداقل ۱۲ مترمربع با حداقل عمق ۳ متر جهت پذیرائی و خواب و سایر فضاهای اصلی و حداقل ۶ مترمربع با حداقل عمق ۲ متر جهت آشپزخانه و در املاک با عرصه کمتر از ۲۰۰ مترمربع (پس از رعایت اصلاحی) جهت پذیرایی و خواب و سایر فضاهای اصلی حداقل ۶% مساحت عرصه (پس از رعایت اصلاحی) و جهت آشپزخانه حداقل ۳% مساحت عرصه (پس از رعایت اصلاحی) با حداقل عمق ۲ متر .



۵۲- پروانه اضافه اشکوب صادر می شود یا خیر ؟

طبق بخشنامه ابلاغی از سوی شورای اسلامی شهر تهران صدورپروانه اضافه اشکوب ممنوع می باشد.

۵۳- پروانه تجاری در چه املاکی صادر می شود ؟

پروانه احداث تجاری صرفاً در ملکهایی که در طرح تفصیلی مصوب دارای کاربری تجاری می باشند صادر می گردد.

۵۴- درحال حاضر پاسخگویی وپیگیری پرونده های شهرسازی به چه صورت می باشد ؟

باتوجه به راه اندازی دفاتر خدمات الکترونیک شهر پاسخگویی وپیگیری سوابق از طریق دفاتر خدمات الکترونیک صورت می پذیرد ومالکین محترم می بایست از مراجعه مستقیم به حوزه شهرسازی ومعماری خودداری فرمایند.

۵۵- در خصوص املاکی که دارای مهلت عمران از سوی سازمان مسکن وشهرسازی می باشند ایا صرفاّ دریافت پروانه ساخت کافی است ؟

خیر.باتوجه به ضوابط ملاک عمل باید درمهلت مقرر درپروانه های ساختمانی صادره عملیات ساختمانی آغاز گردد وچنانچه به هر دلیل این کار انجام نشود صدورپروانه جدید(تغییر نقشه یاتمدید پروانه)منوط به دریافت مجدد مهلت از سازمان مسکن وشهرسازی می باشد.

۵۶- احداث کنسول برروی چه گذرهایی وبه چه میزان مجاز می باشد؟

احداث کنسول صرفا برروی گذرهای با عرض بیشتر از ۱۲ متر مجاز می باشد. جهت گذرهای با عرض بین ۱۲ تا ۲۰ متر احداث کنسول به عمق ۸/۰ متر وجهت گذرهای باعرض بیشتراز۲۰ متر ۲/۱ متر با رعایت ارتفاع مناسب (حداقل ۵/۳متراز گذر) می باشد.

۵۷-حداقل مساحت ودهانه مجاز جهت واحدهای تجاری محله ای وواحدهای تجاری مستقر در مجموعه های مسکونی به چه میزان می باشد؟

حداقل مساحت واحدهای تجاری محله ای وواحدهای تجاری مستقر در مجموعه های مسکونی ۲۵ مترمربع وحداقل عرض(دهانه) آنها ۶/۳ متر وحداقل طول (عمق) آنها ۷/۶ متر مجاز می باشد.

۵۸- ارتفاع مجاز واحدهای تجاری در طبقه همکف به چه میزان است؟

ارتفاع مفید واحدهای تجاری درطبقه همکف حداقل۶/۳ متر وحداکثر۵/۴ متر در محدوده پیشروی طولی(۶۰%+۲) متر مجاز میباشد.

۵۹- تامین پارکینگ جهت واحدهای تجاری به چه صورت مجاز است؟

به ازاء هرواحد ی۳۳مترمربع زیربنای ناخالص تجاری تامین یک واحدپارکینگ به صورت سرپوشیده الزامی است.

۶۰- تامین پارکینگ جهت واحدهای اداری به چه صورت مجاز است؟

به ازاء هرواحد یا ۵۰ مترمربع زیربنای ناخالص اداری تامین یک واحدپارکینگ به صورت سرپوشیده الزامی است.

۶۲- احداث پنجره در نورگیر هایی که مجاور حیاط همسایه می باشند به چه صورت مجاز می باشد؟

مالک ملزم به عدم استفاده از پنجره بازشو تا ارتفاع ۷/۱ متر و استفاده از شیشه های مشجر تا ارتفاع ۷/۱ متر در حیاط خلوت یا نورگیر مشرف به حیاط منازل همسایگان می باشد.

۶۳- مواردی که در کمیسیون طراحی شهری مطرح می گردد نام ببرید :

۱- ضوابط نما

۲- مسائل مربوط به نوع سنگ

۳- سایت پلان ها و قدرالسهم ها

۴- پلانهای معماری

۵-پاسخگوئی به دانشجویان جهت انتخاب پایان نامه (کارشناسی و کارشناسی ارشد)


املاک واقع در طرح ها و متقاضیان تفکیک و افراز


● مقدمه:

در یک جامعه زنده و قانونمند، دستگاه قانونگذار، مراجع قضایی و آراء دادگاها و نظرات حقوقدانان؛ مهم در نوآوری و شکوفای حقوق فردی و اجتماعی است. بنابر این حقوق همیشه به نیاز های تازه مردم پاسخ مثبت داده و در چهار چوب نظم عمومی و اخلاق حسنه؛ به پیشرفتهای دائمی تن در می دهند. همیشه گفته می شود رویه قضایی از منابع مهم حقوق است. اهمیت رویه قضایی تا آنجاست که پاره ای از مولفین آن را مترادف با دانش حقوق دانسته اند.

رویه قضایی عامل پیشرفت و شکوفایی حقوقی است. ضمانت اجرای عدم رعایت اصل حاکمیت قانون در نظام اداری کشور؛ نه تنها موجب بطلان عمل اداری است. بلکه در صورت ورود خسارات به افراد؛ برای دولت و کارگزاران مسئو لیت مدنی و جزایی را به دنبال خواهد داشت. و ضرورت وجود دستگاه قضایی صالح برای تضمین عمل مسئولیت اداری دولت از دیر باز تا کنون مورد توجه بوده است. امروزه بسیاری از کشورهای دنیا این سیستم حقوقی را پذیرفته اند و مورد توجه قرار داده اند.

البته این واقعیت در جای خود روشن است که قانونمند شدن نظام سیاسی کشور باید از دولت و دستگاه اجرایی کشور (شهرداری ها و شوراهای اسلامی و غیره) آغاز گردد. و این دولتمردان هستند که مسئولیت اجرای قانون را به عهده دارند و باید پیشگام احترام به قانون باشند. کنترل اداری و پارلمانی دارای اهمیت است. ولی به تجربه ثابت شده که این نوع نظارتها بیشتر برای ارزیابی درجه پیشرفت هدفها و برنامه ها سودمندند؛ تا جواب گو به دعاوی و شکایات افراد از دستگاه؛ که به عنوان یک حق مسلم قانون برای افراد شناخته شده است. لکن آنچه در اینجا مورد نظر است کنترل و نظارتی است که باید به وسیله قوه قضائیه؛ یعنی مراجعه قضایی و دادگاها انجام می شود. تا ماموران اداری احیانا از اختیارات قانونی خود تجاوز و تخطی و سوء استفاده نکنند و حقوق افراد ضایع نشود. یکی از اصول مهمی که به موجب قانون اساسی ایران مقرر و اعلام شده اصل حاکمیت قانون است.

مفهوم این اصل آن است که مقامات اداری مکلفند همواره در تصمیماتی که می گیرند و اعمالی که انجام می دهند. و این تصمیمات و اعمال خواه ناظر به شخص یا اشخاص معینی باشد، مانند تصمیمات انفرادی و احکام و....، و خواه ناظر به عموم مانند آئین نامه ها و بخش نامه های اداری؛ قوانین و مقررات را رعایت کنند. تابع قانون قرار دادن دستگاهها و سازمان های عمومی حکم می کند که افراد در مقابل دولت تامین داشته باشند و ماموران و مقامات اداری نتوانند حقوق افراد را تضییع کنند. به این موضوع در اصطلاح حقوق اداری، اصل حاکمیت قانون گفته می شود.

اجرای اصل حاکیمت قانون در دستگاهها و سازمان های اداری، یکی از مظاهر اصلی کلی است که در حقوق عمومی پذیرفته شده است. بر اساس این اصل تمام قوا و فعالیتهای دولت اعم از قانون گذاری، قضایی، اجرایی و اداری زیر نظارت قانون قرار داده شده است. و افراد می توانند با مراجعه به مراجع قضایی صلاحیت دار از تخلف و تجاوز دستگاهها جلوگیری کنند. برابر این اصل، قوه قانون گذاری تابع مقررات قانون اساسی است و یک دادگاه عالی، مستقل و بیطرف، ناظر بر اعمال اوست.

همچنین قوه قضائیه تابع قانون است و دیوان عالی کشور بر احکام صادره ازسوی دادگاهها نظارت دارد تا بر خلاف قوانین حکم ندهند. این دیوان مکلف است که هر جا حکم را مغایر با قانون یافت، نقض کند. همینطور قوه مجریه تابع قانون است و چنانچه اقدامات و تصمیمات دستگاههای اجرایی و اداری، بر خلاف قانون بود، افراد می توانند به مراجع صلاحیت دار مراجعه کنند و با طرح دعوی، لغو و ابطال اقدامات و تصمیمات مزبور را خواستار شوند. در هر جامعه ای از جمله حقوق و آزادی های فردی اشخاص، حقوق فردی است که حق مالکیت از مصادیق حقوق فردی اشخاص در هر جامعه محسوب می شود و از لحاظ شرعی و قانونی حق مالکیت اشخاص از حرمت بیشتری برخوردار است.

رای شماره ۲۱۸ مورخ ۹تیر ماه ۱۳۸۷ هیات عمومی دیوان عدالت اداری؛ مصوبات شورای اسلامی شهر شیراز را درخصوص اختصاص قسمتی از املاک متقاضیان تفکیک و افراز به شهرداری به طور رایگان و وصول مبلغی معادل آن به عنوان هزینه خدمات تفکیک و افراز خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات تشخیص داده و آن را ابطال کرد. به هر حال؛ این مقاله سعی بر آن دارد که با بررسی تجزیه و تحلیل حقوقی موضوع، رای مذکور هیات عمومی دیوان عدالت اداری در ابعاد مختلف حقوقی، فقهی،شهرسازی، مدنی، اداری، جزایی در حد خود؛ گوشه ای از نهاد حقوقی را که در حد بسیار زیادی مورد عمل و توجه مردم نیز هست؛ تشریح و تبین نماید و در این رابطه املاک و اراضی مردم واقع در طرحها و تفکیک و افراز نیز مورد بررسی و امعان نظر می باشد.

● تفکیک، افراز و تقسیم مال مشترک

ثبت ملک در دفتر املاک آثاری دارد که در قانون ثبت و سایر قوانین ذکر شده است. قانون ثبت در ماده ۲۲ مقرر می دارد:

<همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی که ملک مزبور به او منتقل

گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا اینکه ملک مزبور از مالک رسمی ارثا به او رسیده باشد مالک خواهد شناخت....>

این ماده و عبارات و مفهوم و منطوق آن دلالت بر آن دارد که:

۱ )ثبت ملک مثبت مالکیت کسی است که ملک به نام او ثبت شده و یا به او ارث رسیده یا به طور رسمی به او منتقل گردیده و این انتقال هم در دفتر املاک ثبت شده است. و تشکیلات رسمی مملکت در ماده ۲۲ از آن به دولت تعبیر شده است او را مالک می شناسد. منظور از دولت در ماده ۲۲، تنها قوه مجریه نیست بلکه قوه حاکم که شامل قوای سه گانه و تمام تشکیلات رسمی کشور می باشد، است.

۲ ) پس از صدور سند مالکیت و ثبت ملک در دفتر املاک، دیگر تصرف غیر صاحب سند مالکیت در آن ملک دلیل مالکیت محسوب نمی شود و کسی نمی تواند به تصرف مالکانه خود به ضرر صاحب سند مالکیت استناد نماید.

۳ ) ثبت ملک به نام هر کس، سلب مالکیت از غیر می کند و دیگر از هیچکس درخصوص آن ملک دعوایی پذیرفته نمی شود.

با توجه به اینکه در مبحث مزبور، سخن از تفکیک به میان آمده است شایسته است که منظور از تفکیک و فرق آن با افراز و تقسیم بیان شود. زیرا بعضا دیده می شود برخی از افراد از روی ناآگاهی، آنها را مترادف و به معنای واحد دانسته اند، بنابراین؛ تفکیک در عرف ثبتی عبارت از تقسیم مال غیرمنقول به قطعات کوچکتر، مثلا قطعه زمینی است به مساحت ۵ هزار متر که مالک یا مالکین آن تصمیم دارند آن را به قطعات ۲۰۰ متری تقسیم نمایند. اگر این تقسیم صورت گرفت، گفته می شود که آن زمین به قطعات ۲۰۰ متری تفکیک شده است.

افراز در اصطلاح قضایی و ثبتی عبارت است از جدا کردن سهم مشاع شریک یا شرکاء و یا به تعبیری دیگر افراز عبارت است از تقسیم مال غیر منقول مشاع بین شرکاء به نسبت سهم آنان. تقسیم اعم است از تفکیک و افراز و غیر آن. مثلا هرگاه کسی فوت کند ترکه او بین ورثه تقسیم می شود و این ترکه شامل منقول و غیر منقول می شود. و در این مورد اصطلاح تقسیم ترکه بکار برده می شود نه افراز یا تفکیک.

● تفاوت تفکیک و افراز

بنا بر تعاریف تفکیک و افراز که گفته شد؛ معلوم می شود که بین تفکیک و افراز تفاوتهایی بشرح زیر وجود دارد:

۱ ) در تفکیک لازم نیست که ملک غیرمنقول مشاع باشد یعنی یک نفر

که مالک ۶ دانگ زمین بزرگی است می تواند آن را به قطعات کوچک تر تفکیک و تقسیم نماید، همانطور که اگر چند نفر مالک آن باشند می توانند آن را تفکیک کنند اما در افراز لازم است که ملک مشاع باشد و در مورد تقسیم ملک غیر مشاع و غیر مشترک این اصطلاح به کار برده نمی شود.

۲ ) اگر ملک مشترک و مشاعی تفکیک شود حالت اشاعه و اشتراک آن از بین نمی رود یعنی پس از تفکیک نیز شرکاء در هر قطعه ای به نسبت سهم خود مالکیت دارند. مثلا اگر زمینی به مساحت ۵ هزار متر بین دو نفر به طور مساوی مشترک باشد. و آن زمین به ۱۰ قطعه ۵۰۰ متری تفکیک گردد، هر یک از شرکاء مالک ۳ دانگ هر قطعه خواهند بود اما در افراز سهم شریک مشخص و معین می شود و ازحالت مشاع بودن و اشتراک خارج می گردد.

۳) در افراز، ملک بر مبنای سهام شرکاء تقسیم می شود مثلا اگر زمینی بین دو نفر مشترک باشد به این نحو که یکی از آنها ۲ دانگ و دیگری ۴ دانگ آن را مالک باشد در موقع افراز، آن زمین به دو قسمت متساوی تقسیم نمی شود. بلکه به دو قسمتی که ارزش یکی از آنها دو برابر دیگری باشد تقسیم می گردد. اما اگر ملک مشاعی تفکیک گردد، معمولا تفکیک بر اساس میزان مالکیت شرکاء صورت نمی گیرد بلکه بر ترتیبی که مثلا فروش قطعات سهل تر باشد انجام می شود.

۴ )چون در افراز باید سهم شریک متقاضی افراز مشخص و جدا شود، ممکن است بین شرکاء بر سر صحت افراز و مطابق بودن یا نبودن آن با میزان مالکیت مشاعی شریک اختلاف حاصل می شود، لذا تعیین تفکیک نهایی آن با دادگاه و مراجع قضایی است اما تفکیک چون عنوان تشخیص و تمیز حق و جدا کردن سهم مالک مشاعی را ندارد لذا هیچ وقت جنبه قضایی نداشته و همواره در صلاحیت اداره ثبت بوده است و می باشد.

● مرجع در خواست تفکیک و افراز

با توجه به ماده ۱۵۰ قانون ثبت، مرجع درخواست تفکیک اداره ثبت است و هرگاه از طرف مالک یا قائم مقام او تقاضای تفکیک شود این تقاضانامه به اداره ثبت ارسال می گردد و در تقاضانامه باید ارزش مورد تفکیک بر اساس ارزش معاملاتی روز تعیین شود و هزینه تفکیکی از طرف ذینفع بر اساس مبلغ مزبور قبلا پرداخت گردد. مبنای وصول هزینه تفکیک ارزش معاملاتی (دارایی) خواهد بود هر چند بهای معامله بیش از ارزش معاملاتی روز باشد.

طبق ماده ۱ قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب ۱۳۵۷، در مورد املاک مشاعی که جریان ثبت آنها خاتمه یافته، اعم از اینکه در دفتر املاک

ثبت شده یا نشده باشد، رسیدگی به درخواست افراز با واحد ثبتی محلی است که ملک مورد تقاضای افراز در حوزه آن واقع است و طبق ماده۲ همان قانون، تصمیم واحد ثبتی ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه است.

بنابراین در مورد املاک مشاعی که درخواست افراز آنها می شود باید نخست وضع ملک از لحاظ اینکه آیا جریان ثبتی آن خاتمه یافته است یا نه؟ در نظر گرفته شود و با توجه به آن وضع، مرجع رسیدگی به درخواست افراز مشخص می شود.

الف ) اگر جریان ثبتی خاتمه یافته باشد، مرجع رسیدگی اداره ثبت محل وقوع ملک است و تصمیم آن ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه عمومی می باشد. مگر اینکه بین مالکین، محجور یا غائبی باشد که در این صورت برابر رای وحدت رویه ردیف ۵۹/۲۹ مورخه ۱۵/۱/۱۳۶۰ هیات عمومی دیوان عالی کشور ناظر به ماده ۳۱۳ قانون امور حسبی رسیدگی به دعوی افراز در صلاحیت دادگاه عمومی می باشد.

ب ) اگر جریان ثبتی ملک خاتمه نیافته باشد، مرجع رسیدگی به افراز، دادگاه عمومی محل است و رای آن دادگاه چه در بند الف، چه در بند ب، برابر مواد ۱۸ و ۱۹ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب قابل تجدید نظر است.

باید دانست که اگر نسبت به ملک مشاعی سند مالکیت صادر شده باشد، صدور سند مالکیت نشان دهنده ختم عملیات ثبتی است ودر نتیجه درخواست افراز آن باید از اداره ثبت محل بشود. اما اگر برای ملک مشاع سند مالکیت صادر نشده باشد بهتر است قبلا به اداره ثبت مراجعه شود و در صورتی که آن اداره اعلام نماید که جریان ثبتی خاتمه نیافته است به دادگاه عمومی دادخواست تقدیم گردد. این کار سرعت عمل را بیشتر می کند زیرا در غیر اینصورت، مثلا اگر ابتدائا به دادگاه دادخواست داده شود دادگاه باید از اداره ثبت سوال نماید که آیا جریان ثبتی خاتمه یافته است یا نه؟ و با توجه به پاسخ آن اداره نسبت به صلاحیت خود اتخاذ تصمیم کند و این سوال و پاسخ موجب اطاله کار خواهد بود.

● نحوه افراز و تفکیک املاک در دادگاهها و ادارات ثبت

بر اساس ماده ۱۵۴ اصلاحی قانون ثبت، مصوب ۳۱ تیر ۱۳۶۵ مجلس شورای اسلامی (ماده۴ قانون اصلاح و حذف موادی از قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ۱۳۱۰ و اصطلاحات بعدی آن) دادگاهها و ادارات ثبت قبل از اقدام به افراز یا تفکیک اراضی واقع در محدوده شهرها و حریم آنها، باید نقشه تفکیکی را جهت تایید به شهرداری محل بفرستند و در صورت تایید، اقدام به افراز یا تفکیک نمایند و شهرداری ها مکلفند که ظرف۲ ماه نسبت به آن کتبا اظهارنظر کنند و اگر ظرف دو ماه از تاریخ ارسال نقشه به شهرداری اظهار نظر ننمایند ادارات ثبت و دادگاهها نسبت به افراز و تفکیک راسا اقدام خواهند نمود، متن ماده مذکور چنین است: <دادگاهها و ادارات ثبت و اسناد و املاک

باید طبق نقشه تفکیکی که به تایید شهرداری محل رسیده باشد نسبت به افراز و تفکیک کلیه اراضی واقع در محدوده شهرها و حریم آنها اقدام نمایند. و شهرداریها مکلفند براساس ضوابط طرح جامع تفصیلی یا هادی و دیگر ضوابط مربوط به شهرسازی نسبت به نقشه ارسالی از ناحیه دادگاه یا ثبت ظرف دو ماه اظهار نظر و نظریه کتبی را ضمن اعاده نقشه به مرجع ارسال کننده اعلام دارند. در غیر این صورت دادگاهها و ادارات ثبت نسبت به افراز و تفکیک راسا اقدام خواهند نمود.

استثناء مطابق ماده ۳ قانون اصلاح و حذف موادی از قانون ثبت.... در هر مورد که در اجرای موارد مذکور در آن قانون نیاز به تفکیک یا افراز ملک

باشد واحدهای ثبتی با توجه به وضع موجود راسا اقدام خواهند نمود و مورد مشمول مقررات ماده۴ و استعلام از شهرداری نخواهند بود و این استثنایی

است نسبت به حکم کلی مذکور در ماده ۱۵۴ اصلاحی قانون ثبت (ماده۴ قانون اصلاح و حذف موادی از قانون ثبت)

● اسباب تملک و تصرف املاک واقع در طرح و نحوه پرداخت خسارات

قانون در مواردی، شخص را بدون آنکه اراده ایجاد حق برای کسی داشته باشد و یا عملی را مرتکب شود مکلف به انجام امری می نماید و برای دیگری نسبت به او حق قائل میشود مانند نفقه اقارب؛ در موردیکه پدر و مادر شخصی بی چیز شوند و نتوانند از دارایی خود زندگی نمایند شخص مزبور ملزم به پرداخت نفقه آنان خواهد بود. هیچ حقی بدون سبب نمی تواند حاصل شود. سبب مزبور به معرفی قانون شناخته می شود؛ زیرا اسباب قانونی مانند علل طبیعی نیستند که قدرت تاثیر در ذات علت نهفته باشد و با پیدایش آن خواهی نخواهی معلول بوجود آید، بلکه حق از امور اعتباری است که سبب آنرا قانون باید اعتبار و معرفی کند. سبب ممکن است مادی و یا روحی باشد و همچنین است سقوط حق که مترتب بر اسباب اعتباری می باشد. قانون مدنی در ماده <۱۴۰> اسباب تملک را احصاء کرده است. این ماده بیان می دارد: تملک حاصل می شود:

۱ ) به احیاء اراضی موات و حیازت اشیاء مباحه

۲ ) بوسیله عقود و تعهدات

۳ ) بوسیله اخذ به شفعه

۴ ) به ارث

اشیا و اموال که مورد تملک قرار میگیرند بر دو نوعند:

۱ ) اشیاء و اموالی که؛ مالک ندارند و آنها بوسیله احیاء موات و حیازت مباحات تملک می شود.

۲) اشیاء و اموالی که، مالک دارند و آنها بوسیله عقود و تعهدات و اخذ به شفعه وارث انتقال می یابد.

با توجه به مطالب مزبور؛ در مورد بند اول بر اساس اصل ۴۵ قانون اساسی در حال حاضر اراضی موات شهری ملک دولت است. و به موجب ماده ۶ قانون زمین شهری اسناد و مدارک مالکیت اشخاص در مورد این گونه املاک (موات شهری) فاقد اعتبار می باشد. بنابراین احیاء این گونه اراضی بوسیله اشخاص حقیقی یا حقوقی موجب تملک نمی شود. و موضوع اخیر بند اول ماده ماراالذکر حیازت اشیاء مباحه می باشد که از اسباب تملک، تصرف در مال مباح است. و شامل اموالی که مالک از آن اعراض کرده باشد.

خواه منقول یا غیر منقول باشد. مانند شکار و یا زباله که مال اعراض شده است و شهرداری می تواند نسبت به جمع آوری و بازیافت آن اقدام نماید.

در مورد بند دوم ماده ۱۴۰ قانون مدنی که به عقود و تعهدات اختصاص دارد. طبق ماده ۱۸۳ قانون مدنی عقد عبارتست از یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر، تعهد به امری نمایند و مورد قبول آنها باشد و تعهد عبارت از یک رابطه حقوقی که بر اساس آن شخص یا اشخاص معین، نظر به اقتضاء عقد یا شبه عقد یا جرم یا شبه جرم و یا به حکم قانون ملزم به چیزی یا مکلف به فعل یا ترک عمل معین به نفع شخص یا اشخاص معینی می شوند. نتیجه آنکه از اسباب مالکیت عقد و تعهد خواهد بود. در مورد معاملات شهرداریها علاوه بر شرایط اساسی صحت معامله بایستی شرایط ویژه خرید و فروش که به شکل مزایده و مناقصه می باشد رعایت شود. و ضوابط لازم در آئین نامه معاملات شهرداری تهران مصوب ۱۳۵۵ با اصلاحات بعدی و آئین نامه مالی شهرداریها مصوب ۱۳۴۶ بیان شده است. و مضافا به اینکه معاملات شهرداری در چارچوب قوانین مذکور بایستی به تصویب شورای اسلامی شهر برسد. در مورد بند سوم ماده ۱۴۰ قانون مدنی موضوع؛ اخذ به شفعه می باشد. بر اساس ماده ۸۰۸ قانون مدنی؛ هرگاه مال غیر منقول قابل تقسیم بین دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک حصه خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند شریک دیگر حق دارد. قیمتی را که مشتری داده است به او بدهد و حصه مبیعه را تملک کند. نتیجه آنکه اخذ به شفعه از ایقاعات قهری است و در صورت تحقق شرایطی که در ماده ۸۰۸ قانون مدنی و موارد دیگر، شهرداری می تواند نسبت به اعمال حق شفعه اقدام نماید. در مورد بند چهارم ماده ۱۴۰ قانون مدنی که مربوط به ارث است، شهرداری نمی تواند از این سبب برای تملک استفاده کند.

۱ ) دادنامه های شمارهء ۱۶۵۱ ؛۱۶۵۰؛۱۴۶۹ مورخ ۲۲ / ۸ / ۸۳ شعبه ۲ دادگاه عمومی بخش قدس و دادنامه شماره ۴۶۹ به تاریخ ۲۸ / ۳ / ۸۴ شعبه ۱۸ دادگاه تجدید نظر استان تهران.

۲ )دادنامه شماره۱۳۸۵ شعبه ۲۱۷ دادگاه حقوقی تهران و دادنامه ۶۱۹ ؛۶۲۰ به تاریخ ۲۷/۵/۸۲ شعبه ۹ دادگاه حقوقی تهران

۳ ) دادنامه شماره ۱۰۳ ۸۶ شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان خرمدره و دادنامه ۸۶۰۹۹۷۲۴۰۲۱۰۰۵۱۹ شعبه ۵ دادگاه تجدید نظر استان زنجان و دادنامه۴۵ ۴ / ۲ / ۶۹ دیوان عدالت اداری.

و نیز از جمله آرای متعدد دیگر به عنوان آرای وحدت رویه دیوان عدالت اداری موجود می باشد عبارتند از:

۱) وحدت رویه شماره ۴۷ ۳ / ۲ / ۱۳۷۸

۲) وحدت رویه شماره ۵۹ ۱۱ / ۴ / ۱۳۸۵

۳) وحدت رویه شماره ۵۶۱ ۱۱ / ۱۰ / ۱۳۸۴

۴) وحدت رویه شماره ۱۶۹ ۲۷ / ۵ / ۱۳۸۱

۵) وحدت رویه شماره ۱۹۶ ۳ / ۶ / ۱۳۷۲

● دیوان عدالت اداری

فکر تشکیل یک مرجع قضایی قدرتمند به منظور حمایت از مردم در مقابل تعدیات اعمال دولت از دیر باز در تمام جوامع بشری وجود داشته است. چرا که بشر طبیعتا قدرت طلب است. به محض اینکه در موقعیت و پستی قرار گرفت، تمایل به اعمال اقتدار و نهایتا تجاوز به حقوق مردم را دارد. برای رسیدگی به اختلافات بین دولت و افراد یک ایده تازه نبوده و در گذشته برای رسیدگی به این نوع دعاوی و اختلافات، یک دیوان مظالم در کنار دستگاه اداری و اجرایی دولت وجود داشت در حقوق ایران، در رژیم گذشته نیز قانونی درباره تشکیل شورای دولتی در سال ۱۳۳۹ به تصویب رسید ولی هیچ وقت اجرا نشد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برای رسیدگی به دعاوی و شکایات اداری، یک دادگاه عالی بنام دیوان عدالت اداری تاسیس کرده است که عهده دار نظارت بر اعمال و تصمیمات مقامات اداری قوه مجریه و حل احتلافات بین افراد و دولت است. فلسفه وجودی دیوان عدالت اداری قضاوت بین دولت و مردم است تا در حین اجرای کارهای دولتی و عمومی، حقی از کسی تضییع نشود و عدالت کاملا اجرا گردد. امروزه هم تصدیق می کنند که دیوان عدالت قادر به اجرای عدالت واقعی است و در طول حیات بیست و شش سال خود کارنامه درخشانی از نحوه عملکرد شایسته و محکم خویش ارائه داده است. از لحاظ قضایی دیوان عدالت اداری نه تنها استقلال و بی طرفی خود را به ثبوت رسانیده، بلکه از جهت جلوگیری از تخطی دولت و دولتمردان از قانون و تجاوز از حدود اختیارات، همواره با شجاعت و قاطعیت عمل کرده است. آرای این مرجع قضایی از حیث احقاق و احیاء حقوق تضییع شده افراد جامعه بیانگر یک روحیه بلند و صادقانه، عدالت جویی و آرمان خواهی است و استحکام غالب احکام آن تحسین برانگیز است. آمار رو به افزایش دعاوی و شکایات مطرح در دیوان عدالت خود بیانگر اهمیت و وسعت کار این دیوان است. و بخش مهم از این دعاوی معلول نارسایی های دستگاه عظیم اداری کشور است. بنابراین بایستی در رفع نواقص آن سعی و تلاش گردد. تا این دیوان بتواند وظایفی را که قانون اساسی در مورد استقرار قانون در دستگاه های اداری و اجرای عدالت به عهده او گذاشته انجام دهد.

در سال ۱۳۶۰ در اجراء اصل ۱۷۳ قانون اساسی دیوانی بنام دیوان عدالت اداری زیر نظر رئیس قوه قضائیه تاسیس می گردد. قانون دیوان عدالت در سال مذکور به تصویب رسید و در ماده ۱۱ آن راجع به حدود صلاحیت دیوان تعیین شده است.

در اجرای اصل ۱۷۳ قانونی اساسی جمهوری اسلامی ایران <به منظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مامورین یا واحدها و یا آیین نامه های دولتی و احقاق آنها دیوانی بنام دیوان عدالت اداری زیر نظر قوه قضائیه تاسیس می گردد. حدود اختیارات و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می کند.>

حدود و اختیارات دیوان عدالت اداری در ماده ۱۱ قانون آن مقرر شده است. که صلاحیت و حدود اختیارات دیوان به قرار زیر است:

۱) رسیدگی به شکایات و تظلمات و اعتراضات اشخاص حقیقی یا حقوقی از:

الف ) تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی اعم از وزارتخانه ها و سازمان ها و موسسات و شرکت های دولتی و شهرداری ها و تشکیلات و نهادهای انقلابی و موسسات وابسته به آنها.

ب ) تصمیمات و اقدامات مامورین واحدهای مذکور در بند الف در امور راجع به وظایف آنها.

پ ) آئین نامه و سایر نظامات و مقررات دولتی و شهرداری ها از حیث مخالفت مدلول آنها با قانون و احقاق حقوق اشخاص در مواردی که تصمیمات یا اقدامات یا مقررات مذکور به علت بر خلاف قانون بودن آن و یا عدم صلاحیت مرجع مربوط یا تجاوز یا سوء استفاده از اختیارات تخلف در اجرای قوانین و مقررات یا خودداری از انجام وظایفی که موجب تضییع حقوق اشخاص می شود.

۲ ) رسیدگی به اعتراضات و شکایات از آراء تصمیمات قطعی دادگاه های اداری، هیات های بازرسی و کمیسیون هایی مانند کمسیون های مالیاتی، شورای کارگاه، هیات حل اختلاف کارگر و کارفرما، کمیسیون موضوع ماده ی ۱۰۰ قانون شهرداری ها، کمیسیون موضوع ماده ی ۵۶ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و منابع طبیعی منحصرا از حیث نقض قوانین و مقررات یا مخالفت با آنها.

۳ ) رسیدگی به شکایات قضات و مشمولین قانون استخدام کشوری و سایر مستخدمین واحدها و موسسات مذکور در بند یک و مستخدمین موسساتی که مشمول این قانون نسبت به آنها محتاج به ذکر نام است اعم از لشکری و کشوری از حیث تضییع حقوق استخدامی.

ـ تبصره ۱ تعیین میزان خسارات وارد شده از ناحیه موسسات و اشخاص مذکور در بندهای یک و دو این ماده پس از تصدیق دیوان به عهده دادگاه عمومی است.

ـ تبصره ۲ تصمیمات و آراء دادگاه ها و سایر مراجع قضایی دادگستری و نظامی دادگاه های انتظامی قضات دادگستری و ارتش قابل شکایت در دیوان عدالت اداری نمی باشد.

● ترتیب رسیدگی در دیوان عدالت اداری

نحوه رسیدگی در دیوان عدالت، همانند رسیدگی در دادگستری است. و رسیدگی در دیوان مستلزم تقدیم دادخواست است. یعنی اوراق مخصوصی که چاپ شده و شاکی باید مطالب خود را بر روی آن به زبان فارسی بنویسد و مدارک خود را پیوست آن کند. و به تعداد اصحاب دعوی به اضافه یک نسخه تقدیم نماید. اگر دادخواستی فاقد امضاء و شرایط مربوط باشد از طرف مدیر دفتر قرار رد آن صادر می شود.

دادرسی در دیوان بدوا مجانی بوده است و حسب ماده ۱۳ قانون موصوف وجهی بابت آن دریافت نمی شود ولی بعدها مانند محاکم دادگستری و البته نه به اندازه ی آن، پرداخت مبلغی به عنوان هزینه دادرسی، مقرر شده است. طرفین می توانند برای طرح شکایت در دیوان و یا دفاع از شکایتی که علیه آنان به دیوان تسلیم شده شخصا اقدام و یا یک وکیل از طرف خود تعیین و معرفی نمایند.

حضور طرفین دعوی الزامی نیست ولی هرگاه دیوان مقتضی بداند می تواند طرفین را برای اخذ توضیح دعوت نماید و همچنین دیوان می تواند در صورت ضرورت سوابق و اسنادی را که در واحدهای دولتی و موسسات وابسته و شهرداری ها است مطالبه نموده، مطالعه و ملاحظه نماید. واحدهای مذکور موظف هستند در مهلتی که دیوان تعیین می کند سوابق مورد نظر را ارسال نماید و اگر به عللی مقدور نباشد جهات آن را به دیوان اعلام کند و یا نماینده تعیین شده در دیوان حاضر نماید، در غیر این صورت، متخلف به انفصال موقت تا یک سال محکوم خواهد شد.

ابلاغ اوراق و احکام و تصمیمات دیوان به وسیله مامورین ابلاغ و اجرای دادگستری و با ضوابط آئین دادرسی مدنی می باشد. آرای شعب بدوی دیوان به درخواست یکی از طرفین یا قائم مقام یا وکیل و یا نماینده قانونی آنان قابل تجدید نظر می باشد.

● هیات عمومی دیوان عدالت اداری

هیات عمومی دیوان عدالت اداری همانند هیات عمومی دیوان عالی کشور در درجه اول برای ایجاد وحدت رویه قضایی تشکیل می شود تا از صدور آراء متهافت و متضاد در شعب دیوان، جلوگیری نماید و البته هیات عمومی دیوان عدالت اداری با هدف دیگری هم تشکیل می شود و آن ابطال مقررات تصویب نامه یا آئین نامه یا بخشنامه های صادره از طرف قوه مجریه است که مخالف با قانون باشد.

بنابراین هیات عمومی دیوان عدالت اداری به دو منظور ذیل تشکیل می شود:

۱ ) ایجاد وحدت رویه قضایی (طبق ماده ۲۰ همان قانون)

۲) بررسی مصوبات قوه مجریه و تطبیق آن با قوانین عادی و در صورت احراز تعارض، ابطال آن مقررات و مصوبات (طبق ماده ۲۵ همان قانون)

موضوع اخیر یعنی ابطال مصوبات قوه مجریه که مغایر با قوانین عادی باشد همانگونه که گفته شد ردصلاحیت هیات عمومی دیوان است. اما در صورتی که مصوب مذکور مغایر با شرع باشد هیات عمومی صلاحیت اظهار عقیده و اخذ تصمیم در این مقوله را ندارد چرا که به موجب اصل چهارم قانون اساسی <کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیره این ها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است.>

بنابراین شورای نگهبان باید در این امور ابراز عقیده و نظریه نماید. به همین دلیل در صورتی که شکایتی مبنی بر مخالفت بعضی از تصویب نامه ها یا آئین نامه های دولتی و نظایر آن با مقررات اسلامی، مطرح شود، دیوان عدالت مراتب را به شورای نگهبان اعلام می کند و شورای مذکور چنانچه طبق اصل چهارم قانون اساسی، خلاف شرع بودن آن مصوبات را احراز و اعلام کرد، دیوان عدالت اداری، حکم ابطال آن را صادر خواهد کرد.

طبق ماده ۲۰ همان قانون در مورد ترکیب اعضای هیات عمومی دیوان عدالت اداری چنین است که حضور لااقل سه چهارم روسای شعب برای رسمیت و اعتبار جلسه، ضروری است. و مقرر می دارد <در موارد مشابه آراء متناقض از شعب بدوی یا تجدید نظر دیوان صادر شود رئیس کل مکلف است به محض اطلاع، موضوع را در هیات عمومی دیوان مطرح نماید برای تشکیل هیات عمومی حضور حداقل سه چهارم روسای شعب بدوی و روسا و مستشاران شعب تجدید نظر لازم است. رای اکثریت هیات عمومی در موضوعاتی که قطعی شده، بی اثر است ولی برای شعب دیوان و سایر مراجع مربوط در موارد مشابه لازم الاتباع است.

● ضمانت اجرا ی آراء دیوان عدالت اداری

از آنجائیکه آراء و احکام صادره از دیوان عدالت اداری معمولا به زعم سازمانها و ارگانهای دولتی خوشایند نیست و گاهی به علت اینکه فردی از سازمان یا شهرداری ها به مناسبت ستمی که بر وی روا داشته است به دیوان عدالت متوسل و متظلم شده است، اگر چه حکم به نفع او صادر شده باشد مع الوصف با وی رفتار نامناسبی داشته و در اکثر موارد نیز سعی در عدم اجرا احکام و آراء صادره از سوی دیوان داشته و می خواهند که به شاکی بفهمانند که مراجعه به دیوان عدالت اداری بی نتیجه بوده است و چون قانونگذار به این امر واقف بوده است بنابراین در ماده ۲۱ آن قانون، مسئولان اجرا حکم و آراء دیوان در سازمان های دولتی و شهرداری ها که محکوم علیه پرونده هستند را در صورت عدم اجرا حکم و آراء مستحق مجازات دانسته و صدور حکم مجازات نیز با دیوان مذکور می باشد.و متن ماده ۲۱ به دلیل اهمیت، عینا نقل می نماییم: واحدهای دولتی اعم از وزراتخانه ها و سازمان ها و شرکت های دولتی و شهرداریها و تشکیلات و موسسات وابسته به آنها و نهادهای انقلاب مکلفند احکام دیوان را در آن قسمت که مربوط به واحدهای مذکور است اجرا نمایند، در صورت استنکاف، مرتکب به حکم دیوان به انفصال از خدمت دولتی و قانونی محکوم می شود.>

با توجه به اینکه دیوان عدالت اداری از تاسیسات حقوقی بسیار مفید در سازمان قضایی کشور است، لازم می داند و متذکر شد که با تمام قوا باید از این نهاد نوپا و در واقع مرجع تظلم مردم در برابر تعدیات سازمان ها و نهاد های دولتی و عمومی و بویژه شهرداری ها، حمایت و پشتیبانی شود و دیوان عدالت اداری هم باید بتواند از اقتداری که به موجب ماده ۲۱ قانون دیوان مذکور به وی اعطاء شده است استفاده مطلوب را بنماید.

● نتایج بررسی رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری

دیوان عدالت در مدت تاسیس خود سابقه درخشانی، در احقاق حقوق شهروندان و اجرای قانون و عدالت داشته است.که اینک مقاله حاضر بعنوان بررسی و تحلیل رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری در دادنامه شماره ۲۱۸ مورخ ۹ تیرماه ۱۳۸۷ که در روابط با مصوبات شورای اسلامی شهر شیراز را در مورد اختصاص قسمتی از املاک متقاضیان تفکیک و افراز به شهرداری به طور رایگان و وصول مبلغی معادل آن به عنوان هزینه خدمات تفکیک و افراز خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات تشخیص داده و آن را ابطال کرده است ؛ از مصادیق و احکام دیوان عدالت بوده که در جهت احقاق و احیاء حقوق شهروندی و عدالت محسوب می شود.

● رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری

هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در دادنامه شماره ۲۱۸ مورخ ۹ تیر ۱۳۸۷ مصوبات شورای اسلامی شهر شیراز را در خصوص اختصاص قسمتی از املاک متقاضیان تفکیک و افراز به شهرداری به طور رایگان و وصول مبلغی معادل آن به عنوان هزینه خدمات تفکیک و افراز خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات تشخیص داد و آن را ابطال کرد. شاکی در دادخواست تقدیمی خود اعلام داشته است: شهرداری شیراز پیشنهاد افزایش ۵/۱ برابر را نسبت به صدور پروانه ساختمانی در قابل کسانی که آرای الزام شهرداری به صدور پروانه ساختمانی از دیوان عدالت اداری را ارائه داده اند؛ نموده اند. با توجه به این که از نظر نگارنده مصوبات شورای اسلامی شهر شیراز مغایر با قوامین موضوعه و خارج از حدود اختیارات می باشد؛ از این رو دلایل و مراتب ذیل مستندات قانونی دال بر خلاف قانون بودن می باشد. به شرح ذیل اعلام می گردد.

۱) کلیه مصوبات ذکرشده در تعارض صریح با اصل ۴۷ قانون اساسی و مواد ۳۰ و ۳۱ قانون مدنی و مغایر با مواد ۶ ؛۹ و ۵ و ۴ قانون تملک اراضی و ماده واحد نحوه تقویم اراضی؛ ابنیه و املاک شهرداری ها مصوب ۱۳۷۰ و آرای وحدت رویه هیات عمومی و قاعده فقهی تسلیط و مقررات دولتی است.

۲) مصوبه شماره ۱۶۶۴ الف مورخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ شورای اسلامی شهر شیراز مغایر با ۱۶ وظیفه و اختیارات شورای اسلامی شهر و تضاد با سیاست عمومی دولت و همچنین مصداق ماده ۵۷۴ قانون مجازات اسلامی و به لحاظ عطف به ماسبق کردن مصوبه اقدامی غیر قانونی و النهایه سبب بسیاری از ناهنجاری ها خو اهد بود.

۳) مصوبه مزبور به استناد بند ۲۶ ماده ۷۱ قانون تشکیلات؛ وظیفه و انتخابات شوراهای اسلامی تصویب شده که مستند مذکور طبق صراحت ماده یک قانون تجمیع عوارض مصوب ۲۲ دی ماه ۱۳۸۱ منسوخ گردیده که از این حیث مخدوش است.

۴) مصوبه مزبور (شورای اسلامی شهر شیراز) به نحو نامعلوم و مبهم تصویب شده و با قید عبارت حقوق متعلقه شهرداری با این مصوبه شهرداری همچنان با نادیده گرفتن احکام محاکم قضایی و دیوان عدالت؛ وجوهات خارج از چارچوب از شهروندان را مطالبه می نماید و زمینه هرگونه سوءاستفاده را برای شهرداری باز می گذارد.

۵) توجیه بلاوجه تعریف در پاراگراف دوم مصوبه شورا <هزینه خدمات از املاک بدون مهر و تایید نقشه تفکیکی توسط شورا موضوع ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ها و ماده ۱۵۴ اصلاحی قانون ثبت اسناد املاک تفکیک و به هر طریقی شهرداری ملزم به صدور پروانه ساختمانی گردیده.>

عملا آن دسته از تفکیک هایی را که به دلیل عدم اظهارنظر شهرداری در خصوص نقشه های تفکیکی ارسالی از اداره های ثبت اسناد و یا دادگاه های صالح شامل گردیده و همچنین با توجه به اینکه شهرداری در خصوص امر تفکیک فقط حق اظهارنظر در مهلت قانونی ۲ماهه را داشته؛ به هیچ عنوان نامحدود نمی باشد.

۶) وصف هزینه خدمات در قانون تجمیع عوارض هیچ ارتباطی با شورای شهر و سهم خواهی غیرقانونی شهرداری مبنی بر تملک مجانی اراضی اشخاص در قبال تفکیک و صدور پروانه ساختمانی ماهیتا طی آرای متعدد از جمله آرای وحدت رویه ۴۸ مورخ ۳اردیبهشت ماه ۱۳۷۸، ۱۹۶ مورخ ۳۰ شهریور ماه ۵۶۱ ؛۱۳۷۲ مورخ ۱۱دی ماه ۵۹ ؛۱۳۸۴ مورخ ۱۱تیر ماه ۱۳۸۵ و ۱۶۹ مورخ ۲۷ مرداد ماه ۱۳۸۱ هیات عمومی دیوان عدالت اداری غیرقانونی و مردود اعلام شده است.

۷ ) در خصوص تفکیک؛ شهرداری فقط حق اظهار نظر ظرف مدت ۲ ماه را دارد و مراجع مربوط باید راسا مطابق ماده ۱۵۴ اصلاحی قانون ثبت نسبت به تفکیک اقدام نماید. بنابراین شورای شهر در جایگاهی قرار ندارد که صحت و اعتبار احکام را نادیده بگیرد.

هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ مذکور با حضور روسا؛ و مستشاران و دادرسان علی البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آرای به شرح آتی مبادرت به صدور رای می نماید:

رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری

طبق ماده ۱۰۱ قانون شهرداری و ماده ۱۵۴ اصلاحی قانون ثبت اسنادو املاک کشور، وظیفه تفکیک و افراز اراضی واقع در محدوده شهرها و حریم آنها با رعایت طرح های جامع،تفصیلی یا هادی وسایر ضوابط مربوط به شهر سازی و نقشه مورد تایید و تصویب شهرداری محل، به عهده اداره های ثبت اسناد و املاک کشور و مراجع ذی صلاح دادگستری محل محول شده است.

و در صورت عدم اظهار نظر کتبی شهرداری نسبت به نقشه تفکیک و افراز در مهلت قانونی مراجع مذکور نسبت به افراز و تفکیک ملک راسا اقدام می نماید.

نظر به قسمت اول قانون موسوم به تجمیع عوارض مصوب ۱۳۸۱ مبنی بر حصر جواز اخذ هرگونه وجه از تولیدکنندگان و واردکنندگان کالا و ارائه دهندگان خدمات از تاریخ یکم فروردین ماه ۱۳۸۲ بر اساس مقررات قانون مزبور و تجویز و بر قرار عوارض محلی جدید و یا افزایش نرخ عوارض محلی به شرح تبصره یک ماده ۵ قانون یاد شده و این که حکم مقرر در بند ۲۶ ماده ۷۱ قانون تشکیلات وظیفه و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداری محسوب ۱۳۷۵ نیز مفید وظیفه و اختیارات شورای اسلامی شهر در زمینه تصویب نرخ خدمات ارائه شده توسط شهرداری و سازمانهای وابسته به آن با رعایت آئین نامه مالی و معاملات شهرداری ها است.

مصوبات شورای اسلامی شهر شیراز که مورد اعتراض شاکی قرار گرفته؛ چه از حیث اختصاص قسمتی از املاک متقاضیان تفکیک و افراز به شهرداری به طور رایگان و چه از لحاظ وصول مبلغی معادل آن به عنوان هزینه خدمات تفکیک و افراز؛ خلاف اصل تسلیط و اعتبار مالکیت مشروح و مغایر هدف و احکام مقنن در خصوص مورد است: بنابراین به استناد قسمت دوم اصل ۱۷۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده یک و بند یک ماده ۱۹ و ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۸۵ مصوبات مورد نظر مذکور ابطال می گردد.

ثبت اسناد و املاک



اولا-وظائف معترضین

کسانیکه خود را ذیحق در ملک مورد ثبت میدانند طبق ماده 16 قانون ثبت میتوانند در ظرف نود روز از تاریخ‏ نشر اولین آگهی نوبتی و طبق ماده 20 کسانیکه نسبت بحدود و حقوق ارتفاقی معترض باشند در ظرف سی روز از تاریخ تنظیم‏ صورت‏مجلس تحدیدی دادخواست اعتراض باداره یا دائره‏ ثبت مربوطه بدهند و برطبق ماده 17 و 20 قانون مزبور چنانچه نسبت بملک قبلا دعوائی اقامه و در جریان باشد معترض‏ میتواند در ظرف مدت مقرره گواهی‏نامه از دادگاه مبنی بر جریان‏ دعوا باداره یا دائره ثبت مربوطه تسلیم نماید وظائف معترضین‏ از توضیحات زیر معلوم میشود:

1-مورد اعتراض-از مواد مربوطه بآثار ثبت املاک‏ معلوم میگردد که ثبت ملک در دفتر املاک مثبت حقوق‏ معینه خواهد بود و تأثیری در امور دیگر نخواهد داشت لذا موضوع اعتراض فقط اموری میتواند واقع شود که هرگاه در حدود تشریفات قانونی اعتراض نگردد آن حق ساقط میشود و موضوعات دیگر که در هر موقع میتوان راجع بآنها اقامه‏ دعوی نمود و ثبت در دفتر املاک هم مثبت آن نخواهد بود لزومی باقامه دعوی بعنوان اعتراض و رعایت تشریفات‏ مخصوصه نداشته و از موارد اعتراض خارج است مانند موارد مندرجه در ماده 23 قانون ثبت که ثبت ملک را مخل با حق‏ کسانیکه در ملک مزبور مجری یا قنات داشته باشند قرار نداده و ماده 31 قانون ثبت که ثبت رقبه را بعنوان وقفیت‏ یا حبس مثبت تولیت ندانسته.

2-معترض-نظر بآنچه گفته شد فقط کانی می- توانند اعتراض بثبت نمایند که خود را در مورد اعتراض ذیحق‏ بدانند آئین‏نامه در مواد 99 و 100 برطبق ماده 27 قانون ثبت برای رفع هرگونه اجمال تصریح بحق اعتراض متولی‏ و ناظر موقوفه و متصدی امور حبس و ثلث باقی و وصی نموده‏ که هرگاه نسبت باملاک موقوفه و حبس و؟؟از طرف‏ دیگران بعنوان مالکیت تقاضای ثبت شود و یا حقوق ارتفاقی‏ نسبت باملاک موقوفه را که در ملک غیر است صاحب آن‏ ملک در ضمن تقاضای خود تصدیق نکرده باشد هریک از متولی و ناظر و متصدی امور حبس و ثلث میتوانند اعتراض‏ نمایند و همچنین موقوف علیهم و محبوس لهم نیز این حق را دارا هستند.در ثلث غیرباقی کسانی نیز حق اعتراض دارند که بعد از خروج ملک داز حالت ثلث ذیحق در آن ملک میشوند.

3-مدت اعتراض-چون نامحدود بودن مدت اعتراض‏ و اجازه اقامه دعوی در هر زمان باشخاصیکه خود را ذیحق‏ در ملک مورد تقاضای ثبت میدانند مخالف با استقرارا مالکیت‏ که منظور اساسی ثبت املاک از نظر حقوقی است میباشد لذا قانون؟؟را معین نموده که هرگاه در ظرف آن مدت‏ اشخاص مزبور اعتراض ننمایند دعوی آنان برطبق ماده 24 قانون ثبت بعدا مسموع نخواهد بود.

اعتراضات را قانون باعتبار موضوع آن بدو قسمت کرده‏ و برای هریک مدت مخصوصی معین نموده است:

الف-اعتراض بمورد تقاضای ثبت و آن عبارت از اعتراض‏ بتمام یا قسمتی از اصل ملک است که تقاضای ثبت آن شده‏ مانند آنکه کسی خانه پلاک 25 را تقاضای ثبت کند و دیگری‏ اعتراض نماید که قسمتی یا تمام خانه ملک او است و متقاضی


مالک نمیباشد و چون داشتن حق آب از رودخانه و نهرهای‏ منشعب از آن بلحاظ اهمیت موضوعی و اینکه ذاتا حق‏ ارتفاقی نبوده و یکنوع مالکیتی برای صاحب آنست بدینجهت‏ مقرر شده که در اظهارنامه ذکر و در آگهی‏های نوبتی انتشار یابد؟؟؟اعتراض نسبت بآنها مانند اعتراض بر اصل‏ ملک بوده و طبق ماده 16 قانون ثبت مدت اعتراض بر آن نود روز از تاریخ نشر اولین آگهی نوبتی خواهد بود مدت‏ اعتراض در قانون ثبت 308 نیز نود روز و از تاریخ نشر آگهی نوبت اول بوده است(ماده 78)

چون در نتیجه عملیات متقضایان یا مامورین ثبت‏ ممکن است در آگهی نوبتی اشتباهی روی دهد ماده 25 قانون ثبت 310 مقرر داشته که هرگاه آگهی‏های نوبتی در اثر اشتباهات ناشیه از عملیات متقاضیان ثبت در نتیجه رسیدگی‏ هیئت نظارت در حدود ماده 25 قانون ثبت ابطال گردد(کلیه‏ عملیات که در نتیجه آن اشتباه و یا بعد از آن بعمل آمده‏ و یا اشتباه مربوط بان بوده باطل و ملک با تأدیه حق الثبت‏ جدید به ثبت میرسد)آگهی‏ها تجدید میگردد و مدت‏ جدیدی نیز برای اعتراض شروع خواهد شد و کسانیکه اعتراض‏ نداده بودند میتوانند در مدت 90 روز از تاریخ نشر اولین‏ آگهی تجدیدی بمورد تقاضای ثبت اعتراض نمایند و همچنین‏ کسانیکه اعتراض کرده بودند و اعتراض آنان در اثر ابطال‏ یا رد دادخواست و یا مسکوت ماندن 60 روز ساقط شده بود میتوانند ثانیا اعتراض نمایند.

هرگاه آگهی‏های نوبتی در اثر اشتباهات ناشیه از عملیات مامورین اداره ثبت در نتیجه رسیدگی هیئت نظارت‏ اصلاح گردد چون فقط قسمتی از آگهی نوبتی که اصلاح‏ شده است بلا اثر میگردد در اینصورت فقط کسانیکه حق آنان‏ در اثر آن اشتباه ساقط شده بوده برطبق ماده 25 قانون ثبت می- توانند اعتراض نمایند و مدت آن نود روز از تاریخ نشر اولین‏ آگهی اصلاحی خواهد بود.مثلا هرگاه قریه‏ای در اثر اشتباه‏ از ناحیه مأمورین اداره ثبت بعنوان وقفیت آگهی شود و سپس در آگهی اصلاحی بعنوان ملکیت تصحیح گردد فقط کسانیکه در اثر آگهی ملک بعنوان وقفیت اعتراض ننموده‏اند و حقشان ساقط شده است مانند موقوف علیهم میتوانند پس از نشر آگهی اصلاحی اعتراض نمایند ولی کسانیکه مورد تقاضا را ملک خود میدانستند یا حبس و ثلث باقی میشناختند نمیتوانند اعتراض نمایند زیرا اشخاص مزبور حقشان در اثر آگهی‏ اولیه از بین رفته و ساقط شده است و تصحیح مورد اشتباه‏ تغییری در وضعیت آنان و موضوع نداده است.

و چون تشخیص مؤثر بودن تصحیح و عدم آن محتاج‏ بنظر قضائی است و مامورین اخذ دادخواست صلاحیت اعمال‏ چنین نظری را ندارند نمیتوانند از پذیرفتن هچگونه دادخواست‏ استنکاف نمایند.

ماده 25 قانون ثبت در ضمن اصلاح بعضی مواد دیگر در دهم مهرماه 317 اصلاح و مدت اعتراض بر آگهی‏های‏ جدید را اعم از اینکه اشتباه از ناحیه متقاضیان یا مامورین‏ ثبت باشد بطریق ذیل قرار داده است.هرگاه بموجب تشخیص‏ شورای عالی ثبت یا هیئت نظارت مقرر گردد که هر سه آگهی‏ نوبتی تجدید شود اشخاص ذیحق طبق ماده 16 قانون ثبت‏ میتوانند اعتراض نمایند و هرگاه مقرر شود که آگهی نوبت‏ دوم و سوم یا فقط سوم تجدید گردد اشخاص ذیحق در مدت‏ پنجاه روز از تاریخ نشر آخرین آگهی میتوانند اعتراض‏ نمایند و فرقی بین اشتباهات ناشیه از عملایت مامورین و عملیات متقاضیان ثبت نگذارده است.

بنابراین تا قبل از تصویب مواد اصلاحی آنچه از آگهی نوبتی را هیئت نظارت ابطال یا تصحیح نموده است از حیث اعتراض تابع مقررات قانون 310 بوده و از آن تاریخ‏ ببعد طبق مقررات تاریخ 317 عمل خواهد شد.

ب-اعتراض بحدود یا حقوق ارتفاقی-و آن عبارت از اعتراض مجاورین است بحدود یا حقوق ارتفاقی(خواه مثبت‏ باشد خواه منفی)مانند آنکه کسی قریه شماره 50 را تقاضای‏ ثبت نماید و تحدید حدود بعمل آید و دیگری بعنوان آنکه


متقاضی ثبت از حقوق قریهء خود تجاوز و اراضی ملک مجاور را بعنوان اراضی قریه خود معرفی نموده و یا بعنوان آنکه متقاضی‏ ثبت حق ارتفاقی را مانند حق العبور یا حق الشرب بنفع قریه‏ مورد تقاضا در ملک مجاور معرفی نموده و حال آنکه چنین‏ حقی را نداشته است و یا بالعکس متقاضی ثبت حق العبوری را که ملک مجاور دارا میباشد در قریه مورد تقاضای ثبت‏ نشناخته است.

برطبق ماده 20 قانون ثبت مدت اعتراض بحدود ملک مورد ثبت و همچنین حقوق ارتفاقی که ملک مجاور در ملک مورد ثبت دارا است 30 روز از تاریخ تنظیم صورت‏ ملس تحدید حدود میباشد ولیکن مدت اعتراض بر حقوق‏ ارتفاقی که متقاضی بنفع مورد ثبت در ملک مجاور قائل شده‏ است از این ماده خارج و مدت آن 90 روز از تاریخ نشر اولین آگهی نوبتی است دلیل بر این امر علاوه بر استفاده‏ از مفاد ماده؟؟قانون ثبت که مدت اعتراض 30 روز را فقط برای مجاوریکه نسبت بحدود یا حقوق ارتفاقی حقی برای‏ خود قائل شده است مقرر داشته ماده 72 آئین‏نامه قانون‏ ثبت املاک(که مطالب مذکور در صورتمجلس تحدید حدود را میشمارد در فقره 4 حقوقی که دیگران در ملک مورد ثبت‏ دارند نامبرده و از ذکر حقوقیکه ملک مورد ثبت در املاک‏ مجاور دارد خودداری نموده است)میباشد.

فرق مزبور را میتوان مبنی بر آن دانست که حقوق‏ ارتفاقی که بنفع ملک مورد تقاضای ثبت میباشد از ملحقات‏ اضافی ملک است و مدت اعتراض آن تابع اعتراض باصل‏ ملک خواهد بود بخلاف حقوق ارتفاقی که ملک مجاور در ملک مورد ثبت دارا است که از ملحقات ملک مجاور میباشد نه ملک مورد تقاضای ثبت و بالنتیجه صاحبان حقوق ارتفاقی‏ مثبت میتوانند بدو وسیله حقوق خود را حفظ نمایند بدینطریق‏ که هرگاه کسی در ضمن تقاضای ثبت ملک خود حقوق‏ ارتفاقی که در املاک مجاور دارد ذکر نموده و در آگهی‏ وبتی منتشر گردید مالک مجاور میتواند در ظرف نود روز اعتراض نماید و هرگاه در ضمن اظهارنامه و آگهی نوبتی حقوق‏ ارتفاقی مزبور قید نگردید فقط صاحب حق هرگاه مالک مجاور حق ارتفاقی او را نشناخت میتواند در ظرف 30 روز از تاریخ‏ تنظیم صورت‏جلسه اعتراض نماید.

تفکیک فوق مورد عمل قضائی واقع نشده و نظر بظاهر ماده 20 قانون فرق بین حقوق ارتفاقی مثبت و منفی‏ نگذارده‏اند و مدت اعتراض نسبت بحقوق ارتفاقی مطلقا 30 روز دانسته‏اند و عملا هم در اوراق چاپی صورتمجلس تحدید حدود محل مخصوصی برای حقوق ارتفاقی مورد ثبت در ملک‏ مجاور و حقوق ارتفاقی ملک مجاور در مورد ثبت معین شده است‏ مدت 30 روز اعتراض چنانکه گفته شد از تاریخ تنظیم صورت‏ مجلس تحدید حدود شروع میشود و در صورتیکه عملیات‏ تحدید حدود ملکی چندین روز بطول انجامد ابتداء مدت‏ اعتراض راجع بهر موضوعی از روزی شروع خواهد شد که عملیات راجعه بآن موضوع در آنروز انجام و صورتمجلس‏ تنظیم گردیده مثلا هرگاه اختلاف راجع بحد شرقی قریه‏ پلاک شماره 50 است و عملیات تحدید حدود و صورتمجلس‏ راجعه بآن در 20 فروردین‏ماه 315 تنظیم شده ابتداء مدت اعتراض راجع بآن در روز 20 فروردین شروع‏ خواهد شد اگرچه صورتمجلس مربوط بحد غربی در 25 فروردین تنظیم گردد ولی میتوان گفت که از تاریخ انجام‏ عملیات تحدیدی و تنظیم و خاتمه صورتمجلس مدت اعتراض‏ شروع میشود.

4-ترتیب اعتراض-معترضین بر ثبت(خواه اعتراض‏ بر مورد ثبت باشد و خواه بر حدود و حقوق ارتفاقی)باید بموجب ماده 16 قانون ثبت اسناد و املاک اعتراض خود را باداره یا دائره یا شعبه ثبتی که در ضمن آگهی نوبتی معین‏ شده بدهند.

برطبق ماده 88 و 91 آئین‏نامه دادخواست اعتراض‏ باید مطابق مقررات آئین دادرسی مدنی تنظیم شود و کلیه‏ تشریفاتی که برای دادن دادخواست دعاوی لازم است(از قبیل تعداد نسخ و کتبی بودن و میزان تمبر)جز قسمتی از مدلول ماده 71 آئین دادرسی مدنی)راجع باوراق رسمی)


باید مراعات گردد یعنی ممکن است اعتراض در اوراق غیر رسمی تنظیم و بعنوان دادخواست داده شود و نیز ممکن است‏ در موارد فوری طبق ماده نامبرده درخواست تلگرافی باشد.

در مواردیکه قبل از انتشار اولین آگهی نوبتی‏ دعوائی راجع بمورد تقاضای ثبت و همچنین راجع بحدود و حقوق ارتفاقی اقامه شده و دادرسی جریان داشته باشد تقدیم دادخواست جدید(بعنوان اعتراض)از ناحیه معترض‏ مورد نخواهد داشت و برای حفظ منافع صاحبان حقوق برطبق‏ ماده 17قانون ثبت معترضین میتوانند از دادگاهیکه دعوی‏ در آنجا جریان دارد گواهیکه حاکی از جریان دعوی میباشد اخذ و در مدت معینه قانونی(نود روز در مورد اعتراض‏ بملک مورد ثبت و 30 روز در مورد اعتراض بحدود یا حقوق‏ ارتفاقی)باداره یا دائره یا شعبه ثبت مربوطه تسلیم نماید.

هرگاه دادخواست اعتراض مستقیما بدادگاه تسلیم‏ شود برخی را عقیده بر آنستکه چون ماده 16 منحصرا طریقه اعتراض بثبت را چنانچه دعوائی در جریان نباشد دادن‏ دادخواست اعتراض باداره یا دائره یا شعبه ثبت تعیین نموده‏ بنابراین دادخواستی که برخلاف دستور فوق جریان یابد ارزشی نداشته و مردود میباشد و آراء عدیده طبق این عقیده‏ صادر گردیده ولی بعض دیگر معتقدند که از ماده 16 استفاده‏ انحصار نمیشود بلکه ترتیب تشریفات را تعیین نموده بنابراین‏ میتوان با تقدیم مستقیم دادخواست اعتراض بدادگاه و تسلیم‏ گواهی بر مورد تقاضای ثبت اعتراض نمود.

ثانیا-تکلیف اداره ثبت

دادخواست اعتراض یا گواهی دادگاه حاکی از جریان‏ دعوی بشرحی که فوقا بیان کردید باداره یا دائره یا شعبه‏ چثبتیکه در آگهی نوبتی معین گردید تسلیم میشود چنانچه‏ آگهی نوبتی انتشار نیافته متصدی مربوطه از قبول آن‏ خودداری و در صورت انتشار میپذیرد خواه اینکه دادخواست‏ مزبور از حیث مقررات آئین دادرسی مدنی نواقصی داشته‏ باشد یا خیر و خواه اینکه در مدت باشد و یا در خارج آن‏ سپس متصدی مزبور در روی اظهارنامه ملک مورد اعتراض‏ نسبت بهر اعتراض مهری که بر روی آن کلمه اعتراض نقش‏ شده میزند و رسیدی که حاکی از تاریخ تسلیم دادخواست‏ یا گواهی با تمام حروف میباشد بدهنده عرضحال میدهد(مواد 86 الی 90 آئین‏نامه)

دادخواست اعتراض هرگاه در موعد قانونی تسلیم‏ ثبت مربوطه شده باشد در صورت متعدد بودن نسخ یکنسخه‏ از آنرا در پرونده بایگانی و نسخ دیگر را در ضمن نامه بمحقق‏ ثبت یا دادگاه مربوطه یا بوسیله دفتر اداره کل ثبت بدیوان‏ محکامات دارائی فرستاده خواهد شد و چنانچه دادخواست‏ منحصر بیک برگ باشد رونوشتی از آن تهیه نموده و در پرونده بایگانی مینمایند و نسخه اصلی را به مرجع صلاحیتدار ارسال خواهند نمود(ماده 91 آئین‏نامه)

دادخواست یا گواهینامه دادگاه که در خارج موعد تسلیم ثبت مربوطه شده باشد پس از اظهارنظر کتبی در ذیل‏ آن چنانچه شعبه یا دائره ثبت در مقر دادگاه شهرستان‏ نباشد باداره مرکزی ثبت که در مقر دادگاه شهرستان‏ است ارسال و اداره مزبور نسبت به این قبیل دادخواستها و گواهینامه‏ها و همچنین نسبت بدادخواستها و گواهینامه- هائیکه باو رسیده و در خارج موعد میباشد بطریق ذیل عمل‏ خواهد نمود.

هرگاه معترض یا متقاضی ثبت وزارت دارائی باشد طبق ماده 60 آئین‏نامه مصوب 31/2/11 هیئت وزیران‏ که بدستور ماده 8 قانون راجع بدعاوی بین اشخاص و دولت‏ مصوب 12/8/309 تنظیم گردیده دادخواست پس از اظهار نظر رئیس شعبه یا دائره یا اداره ثبت بدفتر دیوان محاکمات برای‏ رسیدگی ارسال میگردد-و این امر بدستور ماده 94 آئین‏ نامه بوسیله دفتر اداره کل ثبت انجام میگیرد.

چرا قرآن حضانت فرزند را به پدر می دهد؟


چرا قرآن حضانت فرزند را به پدر می دهد؟


با وجود زحمات فراوان زنان در امر تربیت، چرا قرآن او را در موقع طلاق از بچه بی‌بهره می‌کند؟


پدر و فرزند

همان‌گونه که می‌دانید قرآن تنها نسخه نجات بخش بشریت است که از طرف خداوند به صورت وحی به پیامبر خویش نازل شده است.

قرآن در بیان احکام و مسائل شرعی نوعاً به جزئیات نپرداخته و تفسیر و توضیح آن را بر عهده پیامبر و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ نهاده است.

مسئله حضانت و تربیت و نگه‌داری کودک و نیز حق شیردادن مادر از جمله اموری است که قرآن کریم به صورت کلی به آن پرداخته و در تشریح احکام آن نیازمند مراجعه به معصومین ـ علیهم السّلام ـ و در زمان غیبت کبرای حضرت حجة ـ عجل الله تعالی و فرجه الشریف ـ به نوّاب عام و مراجع عظام تقلید می باشد.

قبل از هر چیز لازم به ذکر است که ظاهراً در قرآن مطلبی که در سۆال ادعا شده است وجود ندارد؛ هر چند از آیه 233 بقره، در مورد حضانت مطالبی استفاده می‌شود که به اختصار بیان می شود.

1. مادر و پدر هر دو به یک اندازه در به وجود آمدن فرزند شریکند، و او فرزند هر دوی آنهاست، این مطلب از جمله «أوْلادُهُنَّ» که فرزندان را اولاد زنان به شمار آورده و از جمله «مولود له بولده» که فرزند را منسوب به پدر کرده و گفته فرزند پدر، به خوبی استفاده می‌شود. این حکم و نسبت دادن از نظر تکوینی و حقیقی و برای همیشه است و طلاق و ... در آن تأثیری ندارد.

2. به علت این که تمام مخارج زندگی و لوازم تربیت و از آن جمله خوراک و پوشاک و نفقه مادری که او را شیر می‌دهد به عهده پدر است، فلذا از نظر اسلام (از نظر تشریعی) فرزند ملحق به پدر می‌شود. این مطلب نیز از اطلاق «مولود له» بر پدر، استفاده می‌شود؛ چرا که معنی جمله این است که فرزند برای پدر متولد شده است.

3. حضانت و پرورش کودک و شیر دادن به او تا دو سال حتی در صورت طلاق حقّ زن است و می‌تواند از این حق بگذرد. این مطلب نیز از جمله «لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ» استفاده می‌شود. جمله قبل از این به این صورت است: «وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ كَامِلَیْنِ» یعنی مادران بچه‌های خود را می‌توانند (حق دارند) دو سال کامل شیر بدهند، بعد جمله «لمن اراد ....» آمده یعنی این شیر دادن تا دو سال حق زن است و هر زنی که بخواهد تا دو سال بچه پیش او می‌ماند.[1]

فرزند بین پدر و مادر مساوی بوده و او فرزند هر دوی آنهاست. بعد از طلاق نیز هر دو در حقوق والدین نسبت به فرزند یکی هستند. و همان‌گونه که قبل از طلاق زن، مادر او بوده بعد از طلاق هم همین گونه بوده و وظایف و حقوق مادری باز بر گردن فرزند می‌باشد و در صورت عدم توجه فرزند به مادر، مادر حقّ عاق کردن او را دارد، و همین طور است پدر. و تنها فرق این است که بعد از طلاق فرزند پیش پدر می‌ماند تا زن در مضیقة تأمین مخارج او قرار نگیرد و صرف اینکه فرزند پیش پدر است حقی اضافی بر پدر ثابت نمی‌شود

مطالب ذکر شده از قرآن استفاده می‌شود، اما در فقه مطالب زیادی در این مورد بیان شده که در این نوشتار به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

1. حضانت کودک ولو بعد از طلاق تا دو سالگی (در پسرها) و تا هفت سالگی (در دخترها) حق زن بوده و بنابراین می‌تواند از این حق بگذرد و یا اینکه، حتی برای این حضانت همانند شیر دادن از مرد تقاضای پول بکند.[2] البته اگر بعد از طلاق ازدواج مجدد صورت بگیرد این حق او ساقط نمی‌شود.[3]

2. بعد از اتمام مدت حق حضانت زن، حضانت «وظیفه مرد» است نه «حق انحصاری» او.

3. کودکان (دختر یا پسر) بعد از بلوغ و رشد، مدت حضانتشان پایان یافته و کسی بر او حق حضانت ندارد، بلکه اختیارش به دست خود اوست.[4]

گذشته از مطالب یاد شده، ازدواج مجدد برای زنی که فرزند همراه اوست مشکل بوده و کمتر مردی قبول می‌کند با چنین زنی ازدواج بکند. هم‌چنین تأمین مخارج خودش برای او سخت است چه برسد به تأمین زندگی کودک.

البته با وجود تمام مطالب یاد شده باید دانست، علل همه احکام بر ما به طور کامل روشن نیست؛ و ما بعد از آنکه اسلام عزیز را به عنوان دین انتخاب کردیم، می‌بایست احکام و دستورات او را از آنجا که از طرف خدایی حکیم و علیم و عادل می‌باشد اجرا بکنیم.

مسئلة حضانت و تربیت و نگه‌داری کودک و نیز حق شیردادن مادر از جمله اموری است که قرآن کریم به صورت کلی به آن پرداخته و در تشریح، احکام آن نیازمند مراجعه به معصومین ـ علیهم السّلام ـ و در زمان غیبت کبرای حضرت حجة ـ عجل الله تعالی و فرجه الشریف ـ به نوّاب عام و مراجع عظام تقلید می باشد

از آنچه ذکر شد مشخص می شود که، فرزند بین پدر و مادر مساوی بوده و او فرزند هر دوی آنهاست. بعد از طلاق نیز هر دو در حقوق والدین نسبت به فرزند یکی هستند و همان‌گونه که قبل از طلاق زن، مادر او بوده بعد از طلاق هم همین گونه بوده و وظایف و حقوق مادری باز بر گردن فرزند می‌باشد و در صورت عدم توجه فرزند به مادر، مادر حقّ عاق کردن او را دارد، و همین طور است پدر.

تنها فرق این است که بعد از طلاق فرزند پیش پدر می‌ماند تا زن در مضیقه تأمین مخارج او قرار نگیرد و صرف اینکه فرزند پیش پدر است حقی اضافی بر پدر ثابت نمی‌شود.

این مطلب همانند این است که زن و مرد از هم با طلاق جدا نشده باشند، ولی فرزند بخواهد به مسافرتی چندین ساله (مثلاً برای تحصیل) برود، در اینجا هم، زن مادر و مرد پدر فرزند است، منتهی مخارج فرزند بر عهده پدر خواهد بود.

نتایج بدست آمده به قرار زیر خواهد بود:

1. زن و مرد در حق نسبت به فرزند مشترکند.

2. ماندن فرزند نزد پدر «وظیفه آور» برای مرد و حق انحصاری برای مرد نیست.

3. زن می‌تواند برای حضانت اجرت بگیرد.

4. حقوق مادری تا آخر عمر بر گردن فرزند بوده و فرق از این جهت، بین قبل و بعد طلاق نیست.

5. الحاق کودک از نظر شرعی به پدر و به خاطر به زحمت نیفتادن زن در تأمین مخارج و ازدواج مجدد است.

6. به خاطر تعبد، دستورات خدا را می‌پذیریم چون می‌دانیم از طرف خالقی مهربان، عالم، حکیم و ... است.